إِنَّ ههُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَعِلْما جَمّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَة بَلَى أُصِيبَ لَقِنا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلا آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا أَوْ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ اَلشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَة
بدرستی که در اینجا با دست اشاره به سینۀ خود نمود دانش فراوان است، اگر بردارندگانی برای آن می یافتم.آری، تند فهم را می شناسم، ولی او ایمن نگردیده به این که دین را از برای دنیا به کار برد یا به نعمتهای خدا بر بندگان خود و به برهانهای او بر دوستان خود یاری جوید و یا فرمانبر حقمداران است بدون داشتن بینایی در کجیهای آن، و با اولین شبهه، شک در دل او برافروخته می شود.
أَنَا قَسِيمُ اَلنَّارِ وَ خَازِنُ اَلْجِنَانِ وَ صَاحِبُ اَلْحَوْضِ وَ صَاحِبُ اَلْأَعْرَافِ وَ لَيْسَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ إِمَامٌ إِلاَّ وَ هُوَ عَارِفٌ بِأَهْلِ وَلاَيَتِهِ وَ ذَلِكَ لِقَوْلِهِ تَعَالَى إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هٰاد
من تقسیم کنندۀ جهنّم و خزانه دار بهشت و صاحب حوض و صاحب اعرافم.از ما اهل بیت پیامبر، پیشوایی نیست مگر این که به حوزه ولایت خود آشناست و این با توجّه به گفتۀ خدای بلند مرتبه است که فرمود:«تو رساننده ای و از برای هر قومی، راهنمایی است».
أَنَا صِنْوُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ اَلسَّابِقُ إِلَى اَلْإِسْلاَمِ وَ كَاسِرُ اَلْأَصْنَامِ وَ مُجَاهِدُ اَلْكُفَّارِ وَ قَامِعُ اَلْأَضْدَاد
من همریشۀ رسول خدایم و به اسلام پیشی گیرنده و درهم شکنندۀ بتها و جهاد کنندۀ با کفّار و خوار کنندۀ مخالفان.
أَنَا كَابُّ اَلدُّنْيَا لِوَجْهِهَا وَ قَادِرُهَا بِقَدْرِهَا وَ رَادُّهَا عَلَى عَقِبِهَا
منم بازگرداننده دنیا به روی واقعی آن، و شناسنده دنیا به اندازۀ آن و برگرداننده دنیا بر پاشنۀ آن.
أنا مع رسول اللّه صلوات اللّه عليه و معي عترتي على الحوض فليأخذ أحدكم بقولنا و ليعمل بعملنا و إنّا لنذود عنه أعدائنا و نسقي منه أوليائنا فمن شرب منه شربة لم يظمأ بعدها أبدا
منم همراه رسول خدا ص و با من هستند عترت من بر سر حوض. پس هرگاه یکی از شما کلام ما را فراگیرد، باید به کردار ما عمل نماید و بدرستی که ما دشمنان خود را از آن رانده، و دوستان خود را سیراب نماییم.پس هر کس جرعه ای از آن آب بیاشامد، هرگز تشنه نشود.
أَنَا يَعْسُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمَالُ يَعْسُوبُ اَلْفُجَّار
من فرمانروای مؤمنانم و مال، فرمانروای گنهکاران است.
أَنَا وَضَعْتُ بِكَلْكَلِ صُدُورِ اَلْعَرَبِ وَ كَسَرْتُ نَوَاجِمَ رَبِيعَةَ وَ مُضَر
من سینه عرب را بر خاک گذاشتم و شاخهای برآمده قبیله ربیعة و مضر را شکستم.
أَنَا مُخَيَّرٌ فِي اَلْإِحْسَانِ إِلَى مَنْ لَمْ أُحْسِنْ إِلَيْهِ وَ مُرْتَهَنٌ بِإِتْمَامِ اَلْإِحْسَانِ إِلَى مَنْ أَحْسَنْتُ إِلَيْهِ لِأَنِّي إِذَا أَتْمَمْتُهُ فَقَدْ حَفِظْتُهُ وَ إِذَا قَطَعْتُهُ فَقَدْ أَضَعْتُهُ وَ إِذَا أَضَعْتُهُ فَلِمَ فَعَلْتُه
من در نیکی به کسی که به او احسان نکرده ام، اختیار دارم و در گرو اتمام نیکی به کسی هستم که او را احسان نموده ام. هنگامی که نیکی او را تمام نمودم، پس باید آن را نگاهداری نمایم و هرگاه آن را قطع نمایم، پس آن را مقصود از«شیطان ردهه»احتمالا ذو الثدیه است که رئیس خوارج بود و یک دست او به شکل پستان زنان بود لذا او را«ذو الثدیه»می گفتند یعنی صاحب پستان. ضایع نموده ام، و هنگامی که آن را ضایع کنم، پس چرا نیکی را انجام دهم؟
أَنَا عَلَى رَدِّ مَا لَمْ أَقُلْ أَقْدَرُ مِنِّي عَلَى رَدِّ مَا قُلْتُه
من بر ردّ آنچه نگفته ام تواناترم از ردّ آنچه گفته ام.
أَنَا شَاهِدٌ لَكُمْ وَ حَجِيجُ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ عَلَيْكُم
من برای شما گواهم و روز قیامت بر شما حجّت می باشم.
أَنَا دَاعِيكُمْ إِلَى طَاعَةِ رَبِّكُمْ وَ مُرْشِدُكُمْ إِلَى فَرَائِضِ دِينِكُمْ وَ دَلِيلُكُمْ إِلَى مَا يُنْجِيكُم
من شما را به فرمانبرداری پروردگار خواننده ام، و به سوی واجبات دین هدایت کننده و به سوی رستگاری راهنمایم.
أَنَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ فِيكُمْ وَ مُقِيمُكُمْ عَلَى حُدُودِ دِينِكُمْ وَ دَاعِيكُمْ إِلَى جَنَّةِ اَلْمَأْوَى
من جانشین رسول خدا در میان شمایم و در اجرای حدود دین برپادارنده و شما را به جنة المأوی خواننده ام.