قال الإمام العسکري عليه السلام

احادیث درباره نقل خبر از امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (علیه السلام)

أَنَّ أَبَا مُحَمَّدٍ ع بَعَثَ إِلَيَّ يَوْماً فِي وَقْتِ صَلاَةِ اَلظُّهْرِ فَقَالَ لِي اِفْصِدْ هَذَا اَلْعِرْقَ قَالَ وَ نَاوَلَنِي عِرْقاً لَمْ أَفْهَمْهُ مِنَ اَلْعُرُوقِ اَلَّتِي تُفْصَدُ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي مَا رَأَيْتُ أَمْراً أَعْجَبَ مِنْ هَذَا يَأْمُرُنِي أَنْ أَفْصِدَ فِي وَقْتِ اَلظُّهْرِ وَ لَيْسَ بِوَقْتِ فَصْدٍ وَ اَلثَّانِيَةُ عِرْقٌ لاَ أَفْهَمُهُ ثُمَّ قَالَ لِيَ اِنْتَظِرْ وَ كُنْ فِي اَلدَّارِ فَلَمَّا أَمْسَى دَعَانِي وَ قَالَ لِي سَرِّحِ اَلدَّمَ فَسَرَّحْتُ ثُمَّ قَالَ لِي أَمْسِكْ فَأَمْسَكْتُ ثُمَّ قَالَ لِي كُنْ فِي اَلدَّارِ فَلَمَّا كَانَ نِصْفُ اَللَّيْلِ…

رگزنی نصرانی گوید: روزی هنگام نماز ظهر امام عسکری علیه السلام مرا خواست و فرمود: این این رگرا بزن، و رگی بدست من داد که آن را از رگهایی که زده می شود نمیشناختم، با خود گفتم: امری شگفت تر از این ندیده ام، بمن دستور میدهد: هنگام ظهر رگ بزنم، در صورتی که وقت رگ زدن نیست و دیگر اینکه رگی را که نمیشناسم بمن مینماید. -سپس فرمود: درهمین خانه منتظر باش، چون شب شد، مرا خواست و فرمود: خون را باز کن، باز کردم، سپس فرمود: ببند، بستم، فرمود: در همین خانه باش، چون نصف شب شد، مرا خواست و فرمود: خون را باز کن، من بیشتر از بار اول در شگفت شدم ولی نخواستم از آن حضرت سوال کنم. چون باز کردم، خون سفیدی مانند نمک، بیرون آمد، سپس فرمود: ببند، آن را بستم، باز فرمود: در خانه باش، چون صبح شد، بوکیل خرجش دستور داد 3…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 512
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه