قال الإمام العسکري عليه السلام

احادیث درباره شایسته مومن نیست از امام عسکری (ع)

امام حسن عسکری (علیه السلام)

كُنْتُ مَعَ أَبِي بِسُرَّ مَنْ رَأَى وَ كَانَ أَبِي يَتَعَاطَى اَلْبَيْطَرَةَ فِي مَرْبِطِ أَبِي مُحَمَّدٍ قَالَ وَ كَانَ عِنْدَ اَلْمُسْتَعِينِ بَغْلٌ لَمْ يُرَ مِثْلُهُ حُسْناً وَ كِبْراً وَ كَانَ يَمْنَعُ ظَهْرَهُ وَ اَللِّجَامَ وَ اَلسَّرْجَ وَ قَدْ كَانَ جَمَعَ عَلَيْهِ اَلرَّاضَةَ فَلَمْ يُمَكِّنْ لَهُمْ حِيلَةً فِي رُكُوبِهِ قَالَ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ نُدَمَائِهِ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ لاَ تَبْعَثُ إِلَى اَلْحَسَنِ اِبْنِ اَلرِّضَا حَتَّى يَجِي ءَ فَإِمَّا أَنْ يَرْكَبَهُ وَ إِمَّا أَنْ يَقْتُلَهُ فَتَسْتَرِيحَ مِنْهُ قَالَ فَبَعَثَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ وَ مَضَى مَعَهُ أَبِي…

احمد بن حارث قزوینی گوید: من با پدرم در سامره بودم، و پدرم دامپزشک اصطبل امام حسن عسکری علیه السلام بود. مستعین بالله(خلیفه عباسی)استری داشت که در زیبایی و بزرگی مانند نداشت، ولی از سواری دادن و لجام و زین گرفتن سرپیچی میکرد، رام کنندگان ستور بر سرش ریخته بودند و چاره یی برای سواری او نیافته بودند، یکی از همدمان خلیفه گفت: یا امیر المومنین چرا دنبال حسن بن رضا نمیفرستی تا بیاید، یا این استر را سوار شود و یا او را بکشد ناراحت شوی. خلیفه نزد ابو محمد(امام عسکری علیه السلام)فرستاد، پدرم نیز همراه او بود، پدرم گوید: چون حضرت وارد خانه شد، من با او بودم -نگاهی باستر کرد که در صحن منزل ایستاده بود، بجانب او رفت و دست بر کپلش گذاشت، استر را دیدم که عرق از او سرازیر است، سپس نزد مستعین رفت و سلام…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 507
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه