سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع هَلْ كَانَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَارِفاً بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْخَلْقَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ يَرَاهَا وَ يَسْمَعُهَا قَالَ مَا كَانَ مُحْتَاجاً إِلَى ذَلِكَ لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ يَسْأَلُهَا وَ لاَ يَطْلُبُ مِنْهَا هُوَ نَفْسُهُ وَ نَفْسُهُ هُوَ قُدْرَتُهُ نَافِذَةٌ فَلَيْسَ يَحْتَاجُ أَنْ يُسَمِّيَ نَفْسَهُ وَ لَكِنَّهُ اِخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَسْمَاءً لِغَيْرِهِ يَدْعُوهُ بِهَا لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ يُدْعَ بِاسْمِهِ لَمْ يُعْرَفْ فَأَوَّلُ مَا اِخْتَارَ لِنَفْسِهِ اَلْعَلِيُّ اَلْعَظِيمُ لِأَنَّهُ أَعْلَى اَلْأَشْيَاءِ كُلِّهَا فَمَعْنَاهُ…
ابن سنان گوید از امام رضا(ع)پرسیدم: آیا خدای عز و جل پیش از آنکه مخلوق را آفریند بذات خود شناسایی داشت؟ فرمود: آری عرضکردم: آن را میدید و میشنید؟ (خودش نام خود را می گفت و خودش میشنید؟ )فرمود نیازی بآن نداشت زیرا نه از آن پرسشی داشت و نه خواهشی، او خودش بود و خودش او قدرتش نفوذ داشت پس نیازی نداشت که ذات خود را نام ببرد ولی برای خود نامهایی برگزید تا دیگران او را بآن نامها بخوانند، زیرا اگر او بنام خود خوانده نمیشد شناخته نمیشد و نخستین اسمی که برای خود برگزید: علی عظیم بود، زیرا او برتر از همه چیز است، معنای او الله است(یعنی کلمه الله دال است و ذات خدا مدلول)و اسم او علی عظیم است که اول نامهای اوست و برتر از همه چیز است(پس کلمه الله باعتبار ذاتست و اسما دیگر باعتبار صفات).
سَأَلْتُهُ عَنِ اَلاِسْمِ مَا هُوَ قَالَ صِفَةٌ لِمَوْصُوفٍ .
ابن سنان گوید: از حضرت رضا(ع)پرسیدم: اسم خدا چیست؟ فرمود: صفتی است برای موصوف(اسما خدا بر صفاتی که بر خدا صادق آید دلالت کنند«مرآت»اسم چیزیست که بر ذاتی که صفت معینی دارد دلالت کند چه آنکه لفظ باشد یا حقیقت موجودی پس تمام موجودات از نظر صاحبدلان زبانی گویا بیگانگی خدا هستند. وافی).
سَأَلَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي فِي مَجْلِسٍ كَبِيرٍ جَمَعَ لَهُ اَلْمَأْمُونُ فِيهِ مُتَكَلِّمِي اَلْمِلَلِ كُلَّهُمُ اَلْمُخَالِفِينَ لِلْإِسْلاَمِ فَخَصَمَ جَمِيعَهُمْ وَ اَلْخَبَرُ طَوِيلٌ وَ اَلْمَجْلِسُ مَشْهُورٌ ذَكَرْنَا مِنْهُ مَا اِقْتَضَاهُ اَلْكِتَابُ قَالَ لَهُ عِمْرَانُ اَلصَّابِي أَخْبِرْنِي نُوَحِّدُ اَللَّهَ بِحَقِيقَةٍ أَمْ نُوَحِّدُهُ بِوَصْفٍ فَقَالَ لَهُ اَلرِّضَا ع إِنَّ اَلنُّورَ اَلْبَدِي ءَ اَلْوَاحِدَ اَلْكَوْنَ اَلْأَوَّلَ وَاحِدٌ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فَرْدٌ لاَ ثَانِيَ مَعَهُ و لاَ مَعْلُومٌ وَ لاَ مَجْهُولٌ وَ لاَ مُحْكَمٌ وَ لاَ مُتَشَابِهٌ وَ لاَ…
از گفتار امام رضا علیه السلام در یکتاپرستی -در مجلس بزرگی که مامون تمام دانشمندان علم کلام آیین های مخالف اسلام را در آن جمع کرده بود، و امام رضا علیه السلام در آن مناظره بر همه آنان چیره شده بود، عمران صابی از امام علیه السلام سوالاتی پرسید و این روایت طولانی و آن مجلس مشهور است، از آن روایت به قدر اقتضای کتاب ذکر کردیم. عمران صابی به امام علیه السلام عرض کرد: به من بگویید که آیا ما با حقیقت، خداوند را یکتا می دانیم و یا با وصف، او را یکتا می شماریم؟ امام رضا علیه السلام به او فرمود: همانا آن نور آغازگر یکتا، آن هستی اولین یگانه است، شریکی ندارد و چیزی با او نیست، یکی است و دومی ندارد، نه معلوم است و نه مجهول، نه محکم است و نه متشابه، نه در یاد باشد و نه از یاد رفته و«چیز» نیست که نام چیزی…