جَاءَتْ أُمُّ أَسْلَمَ يَوْماً إِلَى اَلنَّبِيِّ ص وَ هُوَ فِي مَنْزِلِ أُمِّ سَلَمَةَ فَسَأَلَتْهَا عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَتْ خَرَجَ فِي بَعْضِ اَلْحَوَائِجِ وَ اَلسَّاعَةَ يَجِي ءُ فَانْتَظَرَتْهُ عِنْدَ أُمِّ سَلَمَةَ حَتَّى جَاءَ ص فَقَالَتْ أُمُّ أَسْلَمَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنِّي قَدْ قَرَأْتُ اَلْكُتُبَ وَ عَلِمْتُ كُلَّ نَبِيٍّ وَ وَصِيٍّ فَمُوسَى كَانَ لَهُ وَصِيٌّ فِي حَيَاتِهِ وَ وَصِيٌّ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ كَذَلِكَ عِيسَى فَمَنْ وَصِيُّكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ لَهَا يَا أُمَّ أَسْلَمَ وَصِيِّي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي وَاحِدٌ ثُمَّ…
جعفر بن زید بن موسی از پدرش و او از پدرانش ایمه معصومین علیهم السلام چنین نقل کند: روزی که پیغمبر صلی الله علیه و آله در منزل ام سلمه بوده ام اسلم خدمت آن حضرت آمد، از ام سلمه پرسید: پیغمبر صلی الله علیه و آله کجاست؟ گفت دنبال کاری رفته و الساعه می آید، او نزد ام سلمه در انتظار نشست تا آن حضرت آمد، -ام اسلم عرضکرد: پدر و مادرم قربانت یا رسول الله من کتابها را خوانده ام و پیغمبران و اوصیا را میشناسم موسی در زمان حیات خود وصیی داشت(هارون)و پس از وفاتش وصی دیگری داشت(یوشع)و همچنین عیسی(وصی زمان حیاتش کالب بن یوفنا و وصی پس از وفاتش شمعون بود)وصی شما کیست ای رسول خدا؟ فرمود: ای ام اسلم وصی من در حیاتم و بعد از وفاتم یکی است، سپس فرمود: ای ام اسلم، هر که این کار مرا کند، او وصی منست، سپس با دست…
إنّ اللَّه اذا أراد بقوم خیرا ابتلاهم بشرّ؛ فمن رضی فله الرّضی، و من سخط فله السّخط.
خدای تعالی چون بقومی نیکوئی خواهد ایشان را آزمایش کند ببلائی؛ هر کس که صبر کند بر آن و راضی باشد ویرا راضی گرداند روز قیامت، و هر که جزع و بی صبری کند او را ملامت و ذمّ کند.
نعمتان مفتون فیهما کثیر من النّاس الصّحّة و الفراغ.
دو نعمت است که مردم بیشتر بدان هر دو فریفته و مغرور شوند و آن تندرستی است و فراغ؛
خَصْلَتَانِ كَثِيرٌ مِنَ اَلنَّاسِ مَفْتُونٌ فِيهِمَا اَلصِّحَّةُ وَ اَلْفَرَاغُ.
رسول خدا(ص)فرمود: بیشتر مردم در دو چیز مورد آزمایش اند: تندرستی و آسایش خاطر.
نِعْمَتَانِ مَفْتُونٌ فِيهِمَا كَثِيرٌ مِنَ اَلنَّاسِ اَلْفَرَاغُ وَ اَلصِّحَّةُ.
رسول خدا(ص)فرمود: بیشتر مردم در دو نعمت آزمایش شده اند آسایش و تندرستی.
سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَنْ وُلْدِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَقَالَ عَشَرَةٌ وَ اَلْعَبَّاسُ .
همان روز بیعت عثمان بقیه افراد هییت شش نفری بمن مراجعه نمودند و از کاری که کرده بودند عذر خواستند و درخواست کردند که عثمان را خلع کنیم و علیه او قیام کنیم تا حق خود را بگیرم و در این باره دست بیعت بمن دادند که تا پای جان دادن در زیر پرچم من پایداری کنند یا کشته شوند و یا خدای عز و جل دوباره حق مرا بمن باز گرداند من آنان را برنگهای مختلف آزمایش مینمودم گاهی میگفتم باید سرها تراشیده شود و گاهی بجلسات سری دعوتشان میکردم و گاهی در محلهای مخصوص قرار ملاقات میگذاشتیم و در همه این موارد آنان بوعده خود وفا مینمودند ولی بخدا قسم ای برادر یهود مرا از شورش علیه عثمان همان جلوگیری کرد که از قیام علیه حکومت قبلی جلوگیری کرده بود و دیدم همین عده ای را که باقیمانده اند اگر نگهداری کنم بهتر است و آرامش…
إنّ إعطاء هذا المال فتنة و إمساکه فتنة.
آن را که مال داده اند و آن را که نداده اند فتنه و آزمایش است تا بنده بر دادن مال شاکر است یا نه؟ و درویش بنا دادنش بر آن صابر است یا نه؟.
ایها النّاسُ هذِهِ دارُ تَرَحٍ لا دارُ فَرَحٍ، دارُ التِواءٍ لا دارُ اسْتِواءٍ، فَمَن عَرَفَها لَم یفرَح لِرَجاءٍ وَ لَم یحزَن لِشَقاءٍ. الا وَ انَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنیا دارَ بَلوی وَالآخِرَةَ دارَ عُقبی، فَجَعَلَ بَلوَی الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَباً.
ای مردم، دنیا خانه غم و اندوه است نه خانه شادی و خنده، منزلی است که با پیچیدگی و سختی آمیخته است. دنیا خانه ای نیست که همه چیزش هموار و صاف باشد.
پس کسی که ماهیت آن را شناخت نه با کامیابی ها و پیروزی هایش خوشحال می شود و نه با شکست هایش ناراحت و غمگین. بدانید خداوند دنیا را جای بلا و آزمایش آفریده است و آخرت را جای پایان کار، ازاین رو سختی و بلای دنیا را سبب ثواب و پاداش آخرت قرار داده است.
- بحارالانوار، ج 77، ص 187
عَن نافِعٍ عَن ابنِ عُمَرَ قالَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: لا یکمِلُ عَبدٌ الایمانَ بِاللّهِ حَتّی یکونَ فِیهِ خَمسُ خِصالٍ: التَّوَکلُ عَلَی اللّهِ وَالتَّفویضُ إلَی اللّهِ وَالتَّسلیمُ لِأمرِ اللّهِ وَالرّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَالصَّبرُ عَلی بَلاءِ اللّهِ انَّهُ مَن احَبَّ فی اللّهِ وَ ابغَضَ فی اللّهِ وَ اعطی لِلّهِ و مَنَعَ لِلّهِ فَقَدِ استَکمَلَ الایمانَ.
نافع از ابن عمر نقل می کند که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ایمان بنده به خدا کامل نمی شود مگر اینکه در او پنج خصلت باشد: توکل بر خدا، واگذاری امور به خدا، تسلیم در برابر مقدّرات او، رضایت به قضای الهی، شکیبایی بر آزمایش خدا، چرا که هر که دوستی و دشمنی اش و عطا و منع عطایش خدایی باشد، ایمان را کامل کرده است.
- بحارالانوار، ج 77، ص 177
عَن أبی سَعیدِ الخُدری قالَ: خَطَبَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله قالَ فی خُطبَتِهِ لا عَیشَ الّا لِعالِمٍ ناطِقٍ او مُستَمِعٍ واعٍ. ایهَا النّاسُ انَّکم فی زَمانِ هُدنَةٍ وَانَّ السَّیرَ بِکم سَریعٌ وَ قَد رَایتُمُ اللیلَ وَالنَّهارَ کیفَ یبلِیانِ کلَّ جَدیدٍ وَیقَرّبانِ کلَّ بَعیدٍ وَیأتِیانِ بِکلّ مَوعُودٍ. فَقالَ لَهُ المِقدادُ: یا نَبِی اللّهِ وَما الهُدنَةُ؟ فَقال: دارُ بَلاءٍ وَانقِطاعٍ فَاذا التَبَست عَلَیکمُ الامورُ کقِطَعِ اللیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکم بِالقُرآنِ فَانَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ صادِقٌ مُصَدَّقٌ وَ مَن جَعَلَهُ امامَهُ قادَهُ الی الجَنَّةِ وَمَن جَعَلَهُ خَلفَهُ…
از ابوسعید خدری روایت شده است که گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله برای ما خطبه ای خواند و در ضمن آن فرمود: ای مردم، شما در زمان مهلت و آرامش هستید و به سرعت دارید می روید و به خوبی می بینید که شب و روز چگونه هر چیز نو و تازه ای را کهنه و هر چیز دوری را نزدیک می گردانند و هر وعده ای را حاضر می سازند.
آن گاه مقداد گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله، «هُدنه» چیست؟ حضرت فرمود: یعنی دنیا سرای آزمایش و کوچ کردن است، پس هنگامی که رخدادها بر شما مانند پاره ای از شب تار مشتبه شد بر شما باد که به قرآن بازگشت کنید، زیرا قرآن شفاعتگری است که شفاعتش پذیرفته می شود و راستگویی است که سخنش تصدیق شده است. کسی که قرآن را پیش روی خود قرار دهد (و به آن عمل کند)، او را به بهشت رهنمون می شود و هر که آن را پشت سر…
- بحارالانوار، ج 77، ص 177