أُحَاجُّكَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَأُحَاجُّكَ بِالنُّبُوَّةِ وَ تُحَاجُّ قَوْمَكَ فَتُحَاجُّهُمْ بِسَبْعِ خِصَالٍ إِقَامِ اَلصَّلاَةِ وَ إِيتَاءِ اَلزَّكَاةِ وَ اَلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ اَلْعَدْلِ فِي اَلرَّعِيَّةِ وَ اَلْقَسْمِ بِالسَّوِيَّةِ وَ اَلْأَخْذِ بِأَمْرِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ مَا عَلِمْتَ يَا عَلِيُّ أَنَّ إِبْرَاهِيمَ ع مُوَافِينَا يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فَيُدْعَى فَيُقَامُ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ فَيُكْسَى كِسْوَةَ اَلْجَنَّةِ وَ يُحَلَّى مِنْ حُلِيِّهَا وَ يَسِيلُ لَهُ مِيزَابٌ مِنْ ذَهَبٍ مِنَ اَلْجَنَّةِ فَيَهَبُ مِنَ اَلْجَنَّةِ مَا هُوَ…
رسول خدا(ص)بعلی فرمود: من برای تو حجت می آورم و حجتم نبوت من است و تو برای ملت خویش حجت می آوری و حجتت برای آنان هفت خصلت است: بر پا داشتن نماز، پرداخت زکاه، به نیکی واداشتن و از بدی باز داشتن و دادپروری در میان رعایا و بطور مساوی بیت المال را تقسیم نمودن و دستور خدای عز و جل را رها نکردن. ای علی مگر نمیدانی که روز قیامت ابراهیم به نزد ما خواهد آمد و طبق دعوتی که می شود بر جانب راست عرش بر پایش میدارند جامه ای بهشتی بر تنش کنند و با زیور بهشتی اش بیارایند ناودانی زرین از بهشت برایش روان شود که آبی شیرین تر از عسل و سفیدتر از شیر و سردتر از یخ از آن فرو میریزد و من نیز دعوت شوم و بر جانب چپ عرش بر پایم دارند و رفتاری که با ابراهیم شد با من نیز همان کنند، سپس تو ای علی خوانده شوی و با تو نیز…
لَمَّا حَمَلَ اَلْمُتَوَكِّلُ سَيِّدَنَا أَبَا اَلْحَسَنِ اَلْعَسْكَرِيَّ ع جِئْتُ أَسْأَلُ عَنْ خَبَرِهِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيَّ اَلرَّازِقِيُّ وَ كَانَ حَاجِباً لِلْمُتَوَكِّلِ فَأَمَرَ أَنْ أُدْخَلَ إِلَيْهِ فَأُدْخِلْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا صَقْرُ مَا شَأْنُكَ فَقُلْتُ خَيْرٌ أَيُّهَا اَلْأُسْتَاذُ فَقَالَ اُقْعُدْ فَأَخَذَنِي مَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ قُلْتُ أَخْطَأْتُ فِي اَلْمَجِي ءِ قَالَ فَوَحَى اَلنَّاسَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ لِي مَا شَأْنُكَ وَ فِيمَ جِئْتَ قُلْتُ لِخَيْرٍ مَا فَقَالَ لَعَلَّكَ تَسْأَلُ عَنْ خَبَرِ مَوْلاَكَ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ مَوْلاَيَ مَوْلاَيَ أَمِيرُ…
صقر بن ابی دلف کرخی گوید: هنگامی که متوکل عباسی امام هادی علیه السلام را از مدینه برد من آمدم تا خبری از حال حضرت بگیرم گوید: رازقی که دربان متوکل بود نگاهی بمن کرد و دستور داد تا مرا بنزد او ببرند همین که بردندم بمن گفت: ای صقر چه کار داری؟ گفتم: ای استاد خیر است گفت: بنشین، من در گذشته و آینده ام بفکر فرو رفتم و بخود گفتم در این آمدنم اشتباه کردم گوید: او مردم را از خود دور کرد سپس بمن گفت: چه کار داری؟ و برای چه آمده ای؟ گفتم برای کار خیر مختصری گفت: شاید میخواهی از آقایت خبری بگیری، گفتمش: آقای من کیست؟ آقای من امیر المومنین است گفت: خاموش باش که آقای تو همان است که حقا آقا است از من مترس که من با تو هم عقیده ام گفتم: خدا را شکر، گفت: مایلی او را به بینی؟ گفتم: آری گفت: بنشین تا مامور…
يَا عَلِيُّ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ فِي اَلْمُؤْمِنِ ثَمَانُ خِصَالٍ وَقَارٌ عِنْدَ اَلْهَزَاهِزِ وَ صَبْرٌ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ وَ شُكْرٌ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اَللَّهُ لاَ يَظْلِمُ اَلْأَعْدَاءَ وَ لاَ يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ بَدَنُهُ مِنْهُ فِي تَعَبٍ وَ اَلنَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ.
رسول خدا(ص)ضمن سفارشی که بعلی علیه السلام میفرمود فرمود: ای علی سزاوار است که در مومن هشت خصلت باشد سنگینی بهنگام پیش آمدهای سخت و لرزاننده، و شکیبایی در بلا و سپاسگزاری در خوشی و بآنچه خدایش نصیب فرماید قانع باشد و بدشمنان اش ستم نکند و سربار دوستانش نگردد تن خود را برنج اندازد و مردم او در آسایش باشند. (شرح-)ممکن است معنای لا یتحامل للاصدقا این باشد که بخواطر دوستان خود بدیگران تحمیل و تعدی نمیکند و یا اینکه مقصود این باشد که بخواطر دوستان متحمل وزر و وبال نگردد مانند اینکه شهادت بر خلافی بخواطر دوستی بنفع دوست بدهد.
يَا عَلِيُّ بَشِّرْ شِيعَتَكَ وَ أَنْصَارَكَ بِخِصَالٍ عَشْرٍ أَوَّلُهَا طِيبُ اَلْمَوْلِدِ وَ ثَانِيهَا حُسْنُ إِيمَانِهِمْ بِاللَّهِ وَ ثَالِثُهَا حُبُّ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ وَ رَابِعُهَا اَلْفُسْحَةُ فِي قُبُورِهِمْ وَ خَامِسُهَا اَلنُّورُ عَلَى اَلصِّرَاطِ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ وَ سَادِسُهَا نَزْعُ اَلْفَقْرِ مِنْ بَيْنِ أَعْيُنِهِمْ وَ غِنَى قُلُوبِهِمْ وَ سَابِعُهَا اَلْمَقْتُ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَعْدَائِهِمْ وَ ثَامِنُهَا اَلْأَمْنُ مِنَ اَلْجُذَامِ وَ اَلْبَرَصِ وَ اَلْجُنُونِ يَا عَلِيُّ وَ تَاسِعُهَا اِنْحِطَاطُ اَلذُّنُوبِ وَ اَلسَّيِّئَاتِ عَنْهُمْ وَ عَاشِرُهَا…
رسول خدا(ص)فرمود: یا علی شیعیان و یارانت را بده خصلت مژده بده: اولش حلال زادگی، دوم اش نیکویی ایمانشان بخدا. سوم اش دوستی خداوند عز و جل آنان را. چهارم اش گشایش در قبر آنان. پنجم اش روشنی در برابر چشمهایشان بر صراط. ششم اش ریشه کن شدن نیازمندی از پیش چشمشان و بی نیازی دلهایشان. هفتم اش دشمنی خدا با دشمنانشان. هشتم اش ایمنی از بیماری خوره و پیسی و دیوانگی. یا علی نهم اش ریزش گناهان و بدیها از آنان. دهم اش آنان در بهشت با من هستند و من با آنان.
لَمْ يُعْبَدِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَيْ ءٍ أَفْضَلَ مِنَ اَلْعَقْلِ وَ لاَ يَكُونُ اَلْمُؤْمِنُ عَاقِلاً حَتَّى يَجْتَمِعَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ اَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ وَ اَلشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ اَلْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ اَلْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ وَ لاَ يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ طُولَ عُمُرِهِ وَ لاَ يَتَبَرَّمُ بِطُلاَّبِ اَلْحَوَائِجِ قِبَلَهُ اَلذُّلُّ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْعِزِّ وَ اَلْفَقْرُ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْغِنَى نَصِيبُهُ مِنَ اَلدُّنْيَا اَلْقُوتُ وَ اَلْعَاشِرَةُ وَ مَا اَلْعَاشِرَةُ لاَ يَرَى أَحَداً إِلاَّ…
رسول خدا(ص)فرمود: خدای عز و جل بچیزی که نیکوتر از عقل باشد پرستش نشده است و مومن خردمند نگردد تا آنگاه که ده خصلت در او گرد آید: به نیکی او امیدواری باشد و از شر او ایمنی کمترین خوبی دیگران را بسیار شمارد و خوبی فراوان خود را اندک بیند در همه عمر خود از دانش جویی خسته نگردد و از مراجعه نیازمندان بنزد او سنگین دل نشود خواری را از سربلندی و و تنگدستی را از ثروتمندی دوست تر دارد و بهره اش از دنیا همان خوراک روزانه باشد و دهم چه دهمی؟ : کسی را نه بیند مگر آنکه با خود گوید: که از من بهتر و پرهیزکارتر است که مردم دو قسم بیشتر نیستند مردمی که واقعا از او بهتر و پرهیزکارتر است و قسم دیگری که از او بدتر و پست تر است پس چون کسی را بیند که از او بهتر است و پرهیزکارتر برای او فروتنی کند تا مگر بمقام او…
سُئِلَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَنْ وُلْدِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَقَالَ عَشَرَةٌ وَ اَلْعَبَّاسُ .
همان روز بیعت عثمان بقیه افراد هییت شش نفری بمن مراجعه نمودند و از کاری که کرده بودند عذر خواستند و درخواست کردند که عثمان را خلع کنیم و علیه او قیام کنیم تا حق خود را بگیرم و در این باره دست بیعت بمن دادند که تا پای جان دادن در زیر پرچم من پایداری کنند یا کشته شوند و یا خدای عز و جل دوباره حق مرا بمن باز گرداند من آنان را برنگهای مختلف آزمایش مینمودم گاهی میگفتم باید سرها تراشیده شود و گاهی بجلسات سری دعوتشان میکردم و گاهی در محلهای مخصوص قرار ملاقات میگذاشتیم و در همه این موارد آنان بوعده خود وفا مینمودند ولی بخدا قسم ای برادر یهود مرا از شورش علیه عثمان همان جلوگیری کرد که از قیام علیه حکومت قبلی جلوگیری کرده بود و دیدم همین عده ای را که باقیمانده اند اگر نگهداری کنم بهتر است و آرامش…
وَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنِ اِعْتَذَرَ إِلَى أَخِيهِ اَلْمُسْلِمِ فَلَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ جَعَلَ اَللَّهُ عَلَيْهِ أضر إِصْرَ صَاحِبِ مكسر مَكْسٍ .
رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:هر کس از برادر مسلمان خود عذر بخواهد و او نپذیرد، خداوند او را گرفتار رفیق بدی کند که به او زیان رساند.
إنّ من قلب ابن آدم بکلّ واد شعبة؛ فمن اتّبع قلبه الشّعب کلّها لم یبال اللَّه فی أی واد أهلکه.
از دل آدمی بهر وادی که هست شاخی دارد که در آن مراد طلبیدن بود هر کس که پیرو آن مرادها شود بدید نبود که خدای تعالی ویرا در کدام وادی هلاک کند.
إنّ اللَّه زوی لی الأرض فرأیت مشارقها و مغاربها، و إنّ ملک أمّتی سیبلغ ما زوی لی منها.
خدای تعالی زمین را بجهت من با هم آورد تا مشارقها و مغاربها بدیدم، و ملک و پادشاهی امّتان من بکناره زمین برسد.
- از قبیل «عجایبها» و «غرایبها» و «جواهرها» و «بدایعها» و «لطایفها» است که در کتب قدما بسیار بنظر میرسد.
لا تزال نفس الرّجل معلّقة بدینه حتّی یقضی عنه.
زایل نشود عذاب از مردی که بمرده باشد و بر وی قرض بوده باشد و باز نداده تا آنگاه که وارثان او آن قرض باز دهند؛
لا تزال طائفة من أمّتی علی الحقّ ظاهرین حتّی یأتی أمر اللَّه.
زایل نشوند گروهی از امّت من که متابع من باشند تا آن وقت که قیامت خواهد آمدن، چون وقت قیامت آید خدای تعالی مرگ بدیشان رساند پس از آن قیامت برخیزد.
ما أحسن عبد الصّدقة الّا أحسن اللَّه الخلافة علی ترکته.
هیچ بنده صدقه نیکو ندهد الّا که خدای تعالی برکت از ترکت او بدید آورد و مال او را برکات بود هم در دست او و هم در دست فرزندانش از پس مرگ او.