نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى مُحَمَّدٍ ص بِرُمَّانَتَيْنِ مِنَ اَلْجَنَّةِ فَلَقِيَهُ عَلِيٌّ ع فَقَالَ مَا هَاتَانِ اَلرُّمَّانَتَانِ اَللَّتَانِ فِي يَدِكَ فَقَالَ أَمَّا هَذِهِ فَالنُّبُوَّةُ لَيْسَ لَكَ فِيهَا نَصِيبٌ وَ أَمَّا هَذِهِ فَالْعِلْمُ ثُمَّ فَلَقَهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص بِنِصْفَيْنِ فَأَعْطَاهُ نِصْفَهَا وَ أَخَذَ رَسُولُ اَللَّهِ ص نِصْفَهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتَ شَرِيكِي فِيهِ وَ أَنَا شَرِيكُكَ فِيهِ قَالَ فَلَمْ يَعْلَمْ وَ اَللَّهِ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَرْفاً مِمَّا عَلَّمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلاَّ وَ قَدْ عَلَّمَهُ عَلِيّاً ثُمَّ اِنْتَهَى اَلْعِلْمُ إِلَيْنَا ثُمَّ وَضَعَ…
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام میفرمود: جبرییل برای محمد صلی الله علیه و آله دو انار بهشتی آورد، علی علیه السلام او را ملاقات کرد و گفت: این دو انار که در دست داری چیست؟ گفت اما این یکی نبوت است که تو از آن بهره یی نداری و اما این یکی علمست، سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله آن را دو نیمه کرد، نیمی را بعلی داد و نیمی را خود گرفت، سپس فرمود: در این تو با من شریک هستی و من با تو. پس امام باقر علیه السلام فرمود: بخدا که پیغمبر صلی الله علیه و آله از آنچه خدایش تعلیم داد حرفی نیاموخت جز آنکه آن را بعلی علیه السلام تعلیم داد، سپس آن علم بما رسید، آنگاه دست بر سینه خود نهاد.
نَحْنُ فِي اَلْأَمْرِ وَ اَلْفَهْمِ وَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ نَجْرِي مَجْرًى وَاحِداً فَأَمَّا رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ عَلِيٌّ ع فَلَهُمَا فَضْلُهُمَا .
حارث بن مغیره گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ما نسبت بامر و فهم و حلال و حرام در یک روش هستیم و اما پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی فضیلت خود را دارند.
طَلَبُ اَلْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَلاَ إِنَّ اَللَّهَ يُحِبُّ بُغَاةَ اَلْعِلْمِ .
رسول خدا(ص)فرمود: دانشجویی بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا دانشجویان را دوست دارد.
إنَّ المُعَلِّمَ إذا قالَ لِلصَّبِىِّ: قُل: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»فَقالَ الصَّبِىُّ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»كَتَبَ اللّهُ بَراءَةً لِلصَّبِىِّ، وَ بَراءَةً لِلمُعَلِّمِ، وَ بَراءَةً لِأَبَوَيهِ مِنَ النّارِ.
معلّم، هر گاه به کودک بگوید: بگو: «بسم اللّه الرحمن الرحیم» و کودک بگوید: «بسم اللّه الرحمن الرحیم»، خداوند، یک بَرات آزادی از دوزخ برای کودک، یکی برای معلّم و یکی برای پدر و مادر او می نویسد.
إن اللَّه لا یقبض العلم انتزاعا ینتزعه من النّاس و لکن یقبض العلم بموت العلماء.
خدای تعالی علم باز نستاند از عالمان و لیکن چون خواهد که علم از میان مردمان برگیرد عالمان را بمیراند.
إنّ قلیل العمل مع العلم کثیر، و کثیر العمل مع الجهل قلیل.
اندک طاعتی چون با علم کنی بسیار بود، و بسیار طاعت چون با جهل کنی اندک باشد.
لا یشبع عالم من علم حتّی یکون منتهاه الجنّة.
سیر نبود عالم از علم که می آموزد و بر آن کار میکند تا ببهشت رسد.
فرغ اللَّه الی کلّ عبد من خمس؛ من عمله، و أجله، و أثره، و مضجعه، و رزقه، لا یتعدّاهنّ عبد.
خدای تعالی عالمست که هر بنده را چه عمل خواهد بودن؛ طاعت یا معصیت، و زندگانیش چند خواهد بودن دراز یا کوتاه، و از او چه نام خواهد ماندن، و در کجا خواهد مردن و دفنش کجا خواهد بودن؛ و روزی او چه خواهد بودن، و چنان که او را معلومست بر لوح المحفوظ پیدا بکرد چنان که هیچ بنده را آنچه تقدیر است پای بدر نتوان نهادن.
من سئل عن علم یعلمه و کتمه ألجم بلجام من النّار.
هر که را پرسند از علمی که داند و باز پوشد و نگوید روز قیامت لجامی سازند از آتش و بر سرش کنند و بدان نوع بدوزخ برند.
من لم ینفعه علمه ضرّه جهله.
هر کرا علم و دانش سود نکند جهلش زیان کند.
علم لا ینفع ککنز لا ینفق منه.
علمی که منفعت نکند چون گنجی بود که نفقت نکنند از آن؛
کلّ صاحب علم غرثان الی علم آخر.
هر صاحب علمی گرسنه بود بعلمی دیگر.