قال الإمام الصادق عليه السلام:
إِنَّ آخِرَ عَبْدٍ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى اَلنَّارِ فَيَلْتَفِتُ فَيَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْجِلُوهُ فَإِذَا أُتِيَ بِهِ قَالَ لَهُ عَبْدِي لِمَ اِلْتَفَتَّ فَيَقُولُ يَا رَبِّ مَا كَانَ ظَنِّي بِكَ هَذَا فَيَقُولُ اَللَّهُ جَلَّ جَلاَلُهُ عَبْدِي وَ مَا كَانَ ظَنُّكَ بِي فَيَقُولُ يَا رَبِّ كَانَ ظَنِّي بِكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي وَ تُدْخِلَنِي جَنَّتَكَ فَيَقُولُ اَللَّهُ مَلاَئِكَتِي وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ بَلاَئِي وَ اِرْتِفَاعِ مَكَانِي مَا ظَنَّ بِي هَذَا سَاعَةً مِنْ حَيَاتِهِ خَيْراً قَطُّ وَ لَوْ ظَنَّ بِي سَاعَةً مِنْ حَيَاتِهِ خَيْراً مَا رَوَّعْتُهُ بِالنَّارِ أَجِيزُوا لَهُ كَذِبَهُ وَ أَدْخِلُوهُ اَلْجَنَّةَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا ظَنَّ عَبْدٌ بِاللَّهِ خَيْراً إِلاَّ كَانَ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ اَلَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ اَلْخاسِرِين
آخرین بنده ای که امر شود او را به دوزخ ببرند بازگشته و نگاهی کند. خدای گرامی و بزرگ فرماید: او را باز گردانید، پس چون او را نزد خدا برند خداوند فرماید: ای بنده من چرا روی برگرداندی و نگاه کردی؟ بنده عرض کند: پروردگارا گمان من به تو این گونه نبود. خداوند شکوهمند فرماید: ای بنده من در باره من چه گمانی داشتی؟ بنده عرض کند: پروردگارا گمان می کردم که گناهم را می بخشی و مرا در بهشت خویش جای می دهی. خداوند فرماید: ای فرشتگان من به عزت و بزرگی و نعمت ها و بلاها و بلند مرتبتی خویش سوگند که هرگز در طول عمرش این گمان نیک را به من نداشت و اگر ساعتی در عمرش به من نیک گمان بود او را به آتش دوزخ نمی ترساندم. دروغ او را بپذیرید و به بهشتش در آورید، سپس امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ بنده ای به خداوند نیک گمان نباشد جز آنکه خداوند نیز با او همان طور رفتار کند و هیچ بنده ای به او بدگمان نباشد جز آنکه خدا نیز با او همان طور رفتار نماید و این سخن همان فرموده خدای گرامی و بزرگ است که: «و همین بود گمانتان که در باره پروردگارتان بردید؛ شما را هلاک کرد و از زیانکاران شدید» فصلت ، آیه 23 .