حدیث امام صادق (ع) درباره توحید

توحید
شماره ۳۰۴۲ امام صادق (ع)

قال الإمام الصادق عليه السلام:

أَنَّهُ قَالَ لِلزِّنْدِيقِ حِينَ سَأَلَهُ مَا هُوَ قَالَ هُوَ شَيْ ءٌ بِخِلاَفِ اَلْأَشْيَاءِ اِرْجِعْ بِقَوْلِي إِلَى إِثْبَاتِ مَعْنًى وَ أَنَّهُ شَيْ ءٌ بِحَقِيقَةِ اَلشَّيْئِيَّةِ غَيْرَ أَنَّهُ لاَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ يُحَسُّ وَ لاَ يُجَسُّ وَ لاَ يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ اَلْخَمْسِ لاَ تُدْرِكُهُ اَلْأَوْهَامُ وَ لاَ تَنْقُصُهُ اَلدُّهُورُ وَ لاَ تُغَيِّرُهُ اَلْأَزْمَانُ فَقَالَ لَهُ اَلسَّائِلُ فَتَقُولُ إِنَّهُ سَمِيعٌ بَصِيرٌ قَالَ هُوَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ سَمِيعٌ بِغَيْرِ جَارِحَةٍ وَ بَصِيرٌ بِغَيْرِ آلَةٍ بَلْ يَسْمَعُ بِنَفْسِهِ وَ يُبْصِرُ بِنَفْسِهِ لَيْسَ قَوْلِي إِنَّهُ سَمِيعٌ يَسْمَعُ بِنَفْسِهِ وَ بَصِيرٌ يُبْصِرُ بِنَفْسِهِ أَنَّهُ شَيْ ءٌ وَ اَلنَّفْسُ شَيْ ءٌ آخَرُ وَ لَكِنْ أَرَدْتُ عِبَارَةً عَنْ نَفْسِي إِذْ كُنْتُ مَسْئُولاً وَ إِفْهَاماً لَكَ إِذْ كُنْتَ سَائِلاً فَأَقُولُ إِنَّهُ سَمِيعٌ بِكُلِّهِ لاَ أَنَّ اَلْكُلَّ مِنْهُ لَهُ بَعْضٌ وَ لَكِنِّي أَرَدْتُ إِفْهَامَكَ وَ اَلتَّعْبِيرُ عَنْ نَفْسِي وَ لَيْسَ مَرْجِعِي فِي ذَلِكَ إِلاَّ إِلَى أَنَّهُ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ اَلْعَالِمُ اَلْخَبِيرُ بِلاَ اِخْتِلاَفِ اَلذَّاتِ وَ لاَ اِخْتِلاَفِ اَلْمَعْنَى قَالَ لَهُ اَلسَّائِلُ فَمَا هُوَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع هُوَ اَلرَّبُّ وَ هُوَ اَلْمَعْبُودُ وَ هُوَ اَللَّهُ وَ لَيْسَ قَوْلِي اَللَّهُ إِثْبَاتَ هَذِهِ اَلْحُرُوفِ أَلِفٍ وَ لاَمٍ وَ هَاءٍ وَ لاَ رَاءٍ وَ لاَ بَاءٍ وَ لَكِنِ اِرْجِعْ إِلَى مَعْنًى وَ شَيْ ءٍ خَالِقِ اَلْأَشْيَاءِ وَ صَانِعِهَا وَ نَعْتِ هَذِهِ اَلْحُرُوفِ وَ هُوَ اَلْمَعْنَى سُمِّيَ بِهِ اَللَّهُ وَ اَلرَّحْمَنُ وَ اَلرَّحِيمُ وَ اَلْعَزِيزُ وَ أَشْبَاهُ ذَلِكَ مِنْ أَسْمَائِهِ وَ هُوَ اَلْمَعْبُودُ جَلَّ وَ عَزَّ قَالَ لَهُ اَلسَّائِلُ فَإِنَّا لَمْ نَجِدْ مَوْهُوماً إِلاَّ مَخْلُوقاً قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَمَا تَقُولُ لَكَانَ اَلتَّوْحِيدُ عَنَّا مُرْتَفِعاً لِأَنَّا لَمْ نُكَلَّفْ غَيْرَ مَوْهُومٍ وَ لَكِنَّا نَقُولُ كُلُّ مَوْهُومٍ بِالْحَوَاسِّ مُدْرَكٍ بِهِ تَحُدُّهُ اَلْحَوَاسُّ وَ تُمَثِّلُهُ فَهُوَ مَخْلُوقٌ إِذْ كَانَ اَلنَّفْيُ هُوَ اَلْإِبْطَالَ وَ اَلْعَدَمَ وَ اَلْجِهَةُ اَلثَّانِيَةُ اَلتَّشْبِيهُ إِذْ كَانَ اَلتَّشْبِيهُ هُوَ صِفَةَ اَلْمَخْلُوقِ اَلظَّاهِرِ اَلتَّرْكِيبِ وَ اَلتَّأْلِيفِ فَلَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ إِثْبَاتِ اَلصَّانِعِ لِوُجُودِ اَلْمَصْنُوعِينَ وَ اَلاِضْطِرَارِ إِلَيْهِمْ أَنَّهُمْ مَصْنُوعُونَ وَ أَنَّ صَانِعَهُمْ غَيْرُهُمْ وَ لَيْسَ مِثْلَهُمْ إِذْ كَانَ مِثْلُهُمْ شَبِيهاً بِهِمْ فِي ظَاهِرِ اَلتَّرْكِيبِ وَ اَلتَّأْلِيفِ وَ فِيمَا يَجْرِي عَلَيْهِمْ مِنْ حُدُوثِهِمْ بَعْدَ إِذْ لَمْ يَكُونُوا وَ تَنَقُّلِهِمْ مِنَ صِغَرٍ إِلَى كِبَرٍ وَ سَوَادٍ إِلَى بَيَاضٍ وَ قُوَّةٍ إِلَى ضَعْفٍ وَ أَحْوَالٍ مَوْجُودَةٍ لاَ حَاجَةَ بِنَا إِلَى تَفْسِيرِهَا لِبَيَانِهَا وَ وُجُودِهَا قَالَ لَهُ اَلسَّائِلُ فَقَدْ حَدَدْتَهُ إِذْ أَثْبَتَّ وُجُودَهُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع لَمْ أَحُدَّهُ وَ لَكِنِّي أَثْبَتُّهُ إِذْ لَمْ يَكُنْ بَيْنَ اَلنَّفْيِ وَ اَلْإِثْبَاتِ مَنْزِلَةٌ قَالَ لَهُ اَلسَّائِلُ فَلَهُ إِنِّيَّةٌ وَ مَائِيَّةٌ قَالَ نَعَمْ لاَ يُثْبَتُ اَلشَّيْ ءُ إِلاَّ بِإِنِّيَّةٍ وَ مَائِيَّةٍ قَالَ لَهُ اَلسَّائِلُ فَلَهُ كَيْفِيَّةٌ قَالَ لاَ لِأَنَّ اَلْكَيْفِيَّةَ جِهَةُ اَلصِّفَةِ وَ اَلْإِحَاطَةِ وَ لَكِنْ لاَ بُدَّ مِنَ اَلْخُرُوجِ مِنْ جِهَةِ اَلتَّعْطِيلِ وَ اَلتَّشْبِيهِ لِأَنَّ مَنْ نَفَاهُ فَقَدْ أَنْكَرَهُ وَ دَفَعَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ أَبْطَلَهُ وَ مَنْ شَبَّهَهُ بِغَيْرِهِ فَقَدْ أَثْبَتَهُ بِصِفَةِ اَلْمَخْلُوقِينَ اَلْمَصْنُوعِينَ اَلَّذِينَ لاَ يَسْتَحِقُّونَ اَلرُّبُوبِيَّةَ وَ لَكِنْ لاَ بُدَّ مِنْ إِثْبَاتِ أَنَّ لَهُ كَيْفِيَّةً لاَ يَسْتَحِقُّهَا غَيْرُهُ وَ لاَ يُشَارِكُ فِيهَا وَ لاَ يُحَاطُ بِهَا وَ لاَ يَعْلَمُهَا غَيْرُهُ قَالَ اَلسَّائِلُ فَيُعَانِي اَلْأَشْيَاءَ بِنَفْسِهِ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع هُوَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يُعَانِيَ اَلْأَشْيَاءَ بِمُبَاشَرَةٍ وَ مُعَالَجَةٍ لِأَنَّ ذَلِكَ صِفَةُ اَلْمَخْلُوقِ اَلَّذِي لاَ تَجِي ءُ اَلْأَشْيَاءُ لَهُ إِلاَّ بِالْمُبَاشَرَةِ وَ اَلْمُعَالَجَةِ وَ هُوَ مُتَعَالٍ نَافِذُ اَلْإِرَادَةِ وَ اَلْمَشِيئَةِ فَعَّالٌ لِمَا يَشَاءُ .

هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام بزندیقی که از او پرسید: خدا چیست؟ فرمود: او چیزیست بخلاف همه چیز گفته من برگشتش باثبات معنایی است برای خدا(همین قدر که باو اعتراف کنی و منکرش نشوی و بدانی که)او چیزیست بحقیقت معنی«چیز»جز اینکه جسم نیست، صورت نیست، دیده نشود، لمس نگردد، و بهیچ یک از حواس پنجگانه در نیاید، خاطرها درکش نکنند و گذشت روزگار کاهشش ندهد و سپری شدن زمان دگرگونش نسازد، سایل گفت: میگویید خدا شنوا و بیناست؟ فرمود: او شنوا و بیناست: شنواست بی عضو گوش، بیناست، بی ابزار چشم، بلکه بنفس خود شنود و بنفس خود بیند، اینکه گویم: شنواست و بنفس خود شنود، بیناست و بنفس خود بیند معنیش این نیست که او چیزیست و 114 - 2 نفس چیز دیگری -بلکه خواستم آنچه در دل دارم بلفظ آورم چون از من پرسیده ای و میخواهم بتو که سایلی بفهمانم(لذا باید با الفاظی که تو با آنها مانوسی مقصود مرا ادا کنم)حقیقت اینست که او با تمام ذاتش میشنود و معنی تمام این نیست که او را بعضی باشد بلکه خواستم بتو بفهمانم و مقصود مرا بلفظ آورم، و برگشت سخنم باینست که او شنوا، بینا، دانا و آگاه است بی آنکه ذات و صفت اختلاف و کثرت پیدا کند. سایل گفت: پس او چه باشد؟ امام فرمود: او رب(پروردگار)است، او معبود است، او الله است، اینکه گویم: الله است، (رب است)نظرم اثبات حروف: الف، لام، ها ، را ، با ، نیست، بلکه بازگرد بمعنایی و چیزی که خالق همه چیز است و سازنده آنها و مصداق این حروف و معنایی که، الله، رحمان، رحیم، عزیز و اسما دیگرش نامیده می شود و او است پرستیده شده بزرگ و والا، سایل بحضرت عرض کرد: هر چیز که در خاطر گذرد مخلوقست حضرت فرمود: اگر چنین باشد که تو گویی خداشناسی از ما ساقط است زیرا ما جز بشناختن آنچه در خاطر گذرد مکلف نیستیم، بلکه ما می گوییم هر چیز که حقیقتش بحواس در آید و درک شود و در حواس محدود و ممثل گردد مخلوقست (و چون حقیقت خدا بحواس در نیاید و در آنجا محدود و ممثل نگردد پس مخلوق نیست بلکه او خالقست) خالق اشیا باید از دو جهت ناپسندیده برکنار باشد، یکی از آن دو جهت نفی است (یعنی نبود خدا و انکارش-جمله ای که در بین دو قلاب ترجمه کردیم در کتاب توحید و احتجاج هست و از قلم مرحوم کلینی یا کاتب افتاده است-)زیرا که نفی نبودنست و جهت دوم تشبیه است زیرا که تشبیه(مانند چیزی بودن) صفت مخلوقست که اجزایش بهم پیوستگی و هماهنگی آشکاری دارد، بنا بر این چاره ای نیست جز اثبات صانع(و اعتراف بآن)بجهت بودن مصنوعین و آفریدگان و ناگزیری آنها از اعتراف باینکه آنها مصنوعند -و صانعشان غیر آنهاست و مانند آنها نیست زیرا هر چیز که مانند آنها باشد با آنها شباهت دارد در ظاهر پیوستگی و هماهنگی پیکر و در بودن بعد از نبودن و انتقال از کودکی ببزرگی و از سیاهی بسفیدی و از نیرومندی بناتوانی و حالات موجود و معلوم دیگری که نیازی بتوضیح آنها نیست زیرا که عیانند و موجود. سایل گفت چون وجود خدا را ثابت کردی پس او را محدود ساختی(و قبلا فرمودی که خدا محدود نشود)امام فرمود: محدودش نکردم بلکه اثباتش کردم زیرا بین نفی و اثبات منزلی نیست(یعنی نتیجه استدلالات من همین قدر است که صانعی موجود است در مقابل آنها که گویند موجود نیست و استدلال من از هیچ راه دلالت بر محدود ساختن او ندارد). سایل گفت: خدا را انیت و ماییت باشد؟ فرمود: آری جز با انیت و ماییت چیزی ثابت نشود (انیت و ماییت را باید بالفاظی مانند خودی و ذاتیت معنی کرد و اصطلاح فلسفی آن را در شرح بیان میکنیم) سایل گفت، خدا کیفیت(چگونگی)دارد فرمود: نه زیرا کیفیت جهت صفت و احاطه است(چون چیزی متصف بچیزی یا محاط بچیزی باشد کیفیتی پیدا میکند مثلا کاغذ چون بنازکی متصف شده و سفیدی بر آن احاطه دارد کیفیت مخصوصی پیدا کرده ولی چون صفات خدا عین ذات او است و محاط بچیزی نیست کیفیت ندارد)ولی بناچار او از جهت تعطیل و تشبیه خارج است(نباید نفیش نمود و نه بچیزی مانندش کرد)زیرا کسی که نفیش کند منکرش گشته و ربوبیتش را رد کرده و ابطالش نموده است و هر که او را بچیز دیگری مانند سازد صفت مخلوق ساخته شده ای را که سزاوار ربوبیت نیست برایش ثابت کرده است ولی باید کیفیتی را که دیگری سزاوار آن نیست و شریکش نباشد و بر خدا احاطه نکند و جز او کسی نداند برایش ثابت و اعتراف نمود(یعنی خداوند کیفیت بمعنی سابق را ندارد ولی اگر مقصود از کیفیت توصیفش باین صفات باشد که از حد تعطیل و تشبیهش خارج کند بناچار باید برایش ثابت کرد) -سایل گفت: رنج کارها را خودش متحمل شود؟ امام فرمود: او برتر از اینست که زحمت کارها را بتصدی خود بدوش کشد زیرا این طرز عمل شان مخلوقست که انجام کارها برای او بدون تصدی و زحمت ممکن نیست ولی خدا مقامش عالیست، اراده و خواستش نافذ است، آنچه خواهد انجام دهد.

موضوع:
توحید
منبع:
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 83
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه