حدیث امام صادق (ع) درباره میلاد امام سجاد

میلاد امام سجاد
شماره ۲۳۳۸ امام صادق (ع)

قال الإمام الصادق عليه السلام:

لَمَّا كَانَ فِي اَللَّيْلَةِ اَلَّتِي وُعِدَ فِيهَا عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ لِمُحَمَّدٍ ع يَا بُنَيَّ اِبْغِنِي وَضُوءاً قَالَ فَقُمْتُ فَجِئْتُهُ بِوَضُوءٍ قَالَ لاَ أَبْغِي هَذَا فَإِنَّ فِيهِ شَيْئاً مَيِّتاً قَالَ فَخَرَجْتُ فَجِئْتُ بِالْمِصْبَاحِ فَإِذَا فِيهِ فَأْرَةٌ مَيْتَةٌ فَجِئْتُهُ بِوَضُوءٍ غَيْرِهِ فَقَالَ يَا بُنَيَّ هَذِهِ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي وُعِدْتُهَا فَأَوْصَى بِنَاقَتِهِ أَنْ يُحْظَرَ لَهَا حِظَارٌ وَ أَنْ يُقَامَ لَهَا عَلَفٌ فَجُعِلَتْ فِيهِ قَالَ فَلَمْ تَلْبَثْ أَنْ خَرَجَتْ حَتَّى أَتَتِ اَلْقَبْرَ فَضَرَبَتْ بِجِرَانِهَا وَ رَغَتْ وَ هَمَلَتْ عَيْنَاهَا فَأُتِيَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ اَلنَّاقَةَ قَدْ خَرَجَتْ فَأَتَاهَا فَقَالَ صَهْ اَلْآنَ قُومِي بَارَكَ اَللَّهُ فِيكِ فَلَمْ تَفْعَلْ فَقَالَ وَ إِنْ كَانَ لَيَخْرُجُ عَلَيْهَا إِلَى مَكَّةَ فَيُعَلِّقُ اَلسَّوْطَ عَلَى اَلرَّحْلِ فَمَا يَقْرَعُهَا حَتَّى يَدْخُلَ اَلْمَدِينَةَ قَالَ وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع يَخْرُجُ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ فَيَحْمِلُ اَلْجِرَابَ فِيهِ اَلصُّرَرُ مِنَ اَلدَّنَانِيرِ وَ اَلدَّرَاهِمِ حَتَّى يَأْتِيَ بَاباً بَاباً فَيَقْرَعُهُ ثُمَّ يُنِيلُ مَنْ يَخْرُجُ إِلَيْهِ فَلَمَّا مَاتَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع فَقَدُوا ذَاكَ فَعَلِمُوا أَنَّ عَلِيّاً ع كَانَ يَفْعَلُهُ .

امام صادق علیه السلام فرمود: چون شبی رسید که علی بن الحسین علیهما السلام در آن وعده(در 238 - 3 گذشت دار فانی را)داشت، بمحمد علیه السلام فرمود: پسر جانم برایم آب وضویی بیاور، من برخاستم و آب وضویی برایش آوردم فرمود: این را نمیخواهم، زیرا در آن مرداریست، من رفتم و چراغ آوردم، دیدم موش مرده یی در آن افتاده است، آب وضوی دیگری برایش آوردم، فرمود: پسر جان این همان شبی است که مرا وعده داده اند و سفارش کرد که برای شترش اصطبلی ساخته شود و علوفه اش آماده شود سپس خودم در آنجایش بردم، چیزی نگذشت که شتر بیرون آمد و بر سر قبر رفت و گردن روی آن نهاد و ناله کرد و دیدگانش پر از اشک شد. نزد محمد بن علی(امام باقر علیه السلام)آمدند و گفتند: شتر از اصطبل خارج شده است، حضرت نزدش آمد و فرمود: اکنون خاموش باش و برخیز بارک الله بتو. شتر برنخاست، و آن شتری بود که علی ابن الحسین علیهما السلام در سفر مکه بر آن سوار میشد و تازیانه را بر پالانش میبست ولی او را نمیزد تا بمدینه میرسید. و نیز علی بن الحسین علیهما السلام در شبهای تار بیرون می آمد و انبانی را که در آن کیسه های درهم و دینار بود بدوش میگرفت و خانه بخانه در میزد و هر کس بیرون می آمد باو عطا میکرد، چون آن حضرت وفات کرد و بمردم آن عطا نرسید، دانستند که علی بن الحسین علیه السلام آن کار میکرده است.

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه