قال الإمام الصادق عليه السلام:
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ هُوَ وَاقِفٌ عَلَى رَأْسِ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى وَ هُوَ فِي اَلْمَهْدِ فَجَعَلَ يُسَارُّهُ طَوِيلاً فَجَلَسْتُ حَتَّى فَرَغَ فَقُمْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ لِي اُدْنُ مِنْ مَوْلاَكَ فَسَلِّمْ فَدَنَوْتُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ اَلسَّلاَمَ بِلِسَانٍ فَصِيحٍ ثُمَّ قَالَ لِيَ اِذْهَبْ فَغَيِّرِ اِسْمَ اِبْنَتِكَ اَلَّتِي سَمَّيْتَهَا أَمْسِ فَإِنَّهُ اِسْمٌ يُبْغِضُهُ اَللَّهُ وَ كَانَ وُلِدَتْ لِيَ اِبْنَةٌ سَمَّيْتُهَا بِالْحُمَيْرَاءِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِنْتَهِ إِلَى أَمْرِهِ تَرْشُدْ فَغَيَّرْتُ اِسْمَهَا .
یعقوب سراج گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، آن حضرت بالای سر ابی الحسن موسی که در گهواره بود، ایستاده و مدتی با او راز میگفت، من نشستم تا فارغ شد. نزدیکش رفتم، بمن فرمود: نزد مولایت برو و سلام کن، من نزدیک رفتم و سلام کردم، او با زبانی شیوا بمن جواب سلام گفت: سپس بمن فرمود: برو و نام دخترت را که دیروز گذاشتی تغییر ده، زیرا خدا آن اسم را مبغوض دارد، -یعقوب گوید، برای من دختری متولد شده بود که نامش را حمیرا گذاشته بودم، امام صادق علیه السلام فرمود: بدستور او رفتار کن تا هدایت شوی. پس من اسمش را تغییر دادم.