قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله:
أَتَى اَلنَّبِيَّ ص رَجُلٌ مِنَ اَلْيَهُودِ يُقَالُ لَهُ بُسْتَانٌ اَلْيَهُودِيُّ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْكَوَاكِبِ اَلَّتِي رَآهَا يُوسُفُ ع أَنَّهَا سَاجِدَةٌ مَا أَسْمَاؤُهَا فَلَمْ يُجِبْهُ نَبِيُّ اَللَّهِ ص يَوْمَئِذٍ فِي شَيْ ءٍ وَ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع بَعْدُ فَأَخْبَرَ اَلنَّبِيَّ ص بِأَسْمَائِهَا قَالَ فَبَعَثَ نَبِيُّ اَللَّهِ ص إِلَى بُسْتَانٍ فَلَمَّا أَنْ جَاءَهُ قَالَ اَلنَّبِيُّ ص هَلْ أَنْتَ تُسْلِمُ إِنْ أَخْبَرْتُكَ بِأَسْمَائِهَا قَالَ فَقَالَ لَهُ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ اَلنَّبِيُّ ص جربانُ وَ اَلطَّارِقُ وَ اَلذَّيَّالُ وَ ذُو اَلْكَنَفَانِ وَ قَابِسُ وَ وَثَّابٌ وَ عَمُودَانُ وَ اَلْفَيْلَقُ وَ اَلْمُصْبِحُ وَ اَلضَّرُوحُ وَ ذُو اَلْقَرْعِ وَ اَلضِّيَاءُ وَ اَلنُّورُ رَآهَا فِي أُفُقِ اَلسَّمَاءِ سَاجِدَةً لَهُ فَلَمَّا قَصَّهَا يُوسُفُ ع عَلَى يَعْقُوبَ ع قَالَ يَعْقُوبُ هَذَا أَمْرٌ مُتَشَتِّتٌ يَجْمَعُهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدُ قَالَ فَقَالَ بُسْتَانٌ وَ اَللَّهِ إِنَّ هَذِهِ لَأَسْمَاؤُهَا .
جابر بن عبد الله گوید: مردی از یهود که او را بستان یهودی میگفتند خدمت پیغمبر آمد و عرض کرد: ای محمد بگو بدانم ستارگانی که یوسف آنها را دید که سجده میکنند نامشان چیست آن روز رسول خدا هیچ پاسخی باو نداد و بعد جبرییل فرود آمد و پیغمبر را از نامهای ستارگان آگاه کرد. جابر گوید پیغمبر خدا پیام فرستاد و بستان آمد و فرمود اگر من نامهای ستارگان را برای تو بگویم اسلام را خواهی پذیرفت؟ عرض کرد: آری پیغمبر باو فرمود: جریان است و طارق و ذیال و ذو الکنفان و قابس و وثاب و عمودان و فیلق و مصبح و ضروح و ذو القرع و ضیا و نور که یوسف دید این ستارگان در اطراف آسمان او را سجده میکنند و چون جریان را برای یعقوب نقل کرد یعقوب گفت این کار پراکنده ای است که خداوند پس از مدتی آن را جمع خواهد فرمود. جابر گوید: بستان گفت: بخدا نامهای آن ستارگان همین است.