حدیث پیامبر اکرم (ص) درباره نهی از کشتن شش چیز

نهی از کشتن شش چیز
شماره ۱۵۴۷۸ پیامبر اکرم (ص)

قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله:

بَيْنَمَا نَحْنُ قُعُودٌ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ص إِذْ مَرَّ بِنَا رَجُلٌ بِيَدِهِ خُطَّافٌ مَذْبُوحٌ فَوَثَبَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع حَتَّى أَخَذَهُ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ دَحَى بِهِ اَلْأَرْضَ ثُمَّ قَالَ أَ عَالِمُكُمْ أَمَرَكُمْ بِهَذَا أَمْ فَقِيهُكُمْ لَقَدْ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي ع أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص نَهَى عَنْ قَتْلِ سِتَّةٍ اَلنَّحْلَةِ وَ اَلنَّمْلَةِ وَ اَلضِّفْدِعِ وَ اَلصُّرَدِ وَ اَلْهُدْهُدِ وَ اَلْخُطَّافِ فَأَمَّا اَلنَّحْلَةُ فَإِنَّهَا تَأْكُلُ طَيِّباً وَ تَضَعُ طَيِّباً وَ هِيَ اَلَّتِي أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهَا لَيْسَتْ مِنَ اَلْجِنِّ وَ لاَ مِنَ اَلْإِنْسِ وَ أَمَّا اَلنَّمْلَةُ فَإِنَّهُمْ قُحِطُوا عَلَى عَهْدِ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ع فَخَرَجُوا يَسْتَسْقُونَ فَإِذَا هُمْ بِنَمْلَةٍ قَائِمَةٍ عَلَى رِجْلَيْهَا مَادَّةٍ يَدَهَا إِلَى اَلسَّمَاءِ وَ هِيَ تَقُولُ اَللَّهُمَّ إِنَّا خَلْقٌ مِنْ خَلْقِكَ لاَ غِنَى بِنَا عَنْ فَضْلِكَ فَارْزُقْنَا مِنْ عِنْدِكَ وَ لاَ تُؤَاخِذْنَا بِذُنُوبِ سُفَهَاءِ وُلْدِ آدَمَ فَقَالَ لَهُمْ سُلَيْمَانُ اِرْجِعُوا إِلَى مَنَازِلِكُمْ فَإِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ سَقَاكُمْ بِدُعَاءِ غَيْرِكُمْ وَ أَمَّا اَلضِّفْدِعُ فَإِنَّهُ لَمَّا أُضْرِمَتِ اَلنَّارُ عَلَى إِبْرَاهِيمَ شَكَتْ هَوَامُّ اَلْأَرْضِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِسْتَأْذَنَتْهُ أَنْ تَصُبَّ عَلَيْهَا اَلْمَاءَ فَلَمْ يَأْذَنِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِشَيْ ءٍ مِنْهَا إِلاَّ اَلضِّفْدِعَ فَاحْتَرَقَ مِنْهُ اَلثُّلُثَانُ وَ بَقِيَ مِنْهُ اَلثُّلُثُ وَ أَمَّا اَلْهُدْهُدُ فَإِنَّهُ كَانَ دَلِيلَ سُلَيْمَانَ ع إِلَى مُلْكِ بِلْقِيسَ وَ أَمَّا اَلصُّرَدُ فَإِنَّهُ كَانَ دَلِيلَ آدَمَ ع مِنْ بِلاَدِ سَرَانْدِيبَ إِلَى بِلاَدِ جُدَّةَ شَهْراً وَ أَمَّا اَلْخُطَّافُ فَإِنَّ دَوَرَانَهُ فِي اَلسَّمَاءِ أَسَفاً لِمَا فُعِلَ بِأَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ ص وَ تَسْبِيحُهُ قِرَاءَةُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ اَلْعالَمِين أَ لاَ تَرَوْنَهُ وَ هُوَ يَقُولُ وَ لاَ اَلضّالِّين .

داود بن کثیر رقی گوید: در محضر امام صادق(ع)نشسته بودیم در این میان مردی با پرستویی سر بریده که بدست داشت از کنار ما گذشت امام ششم از جا برجست تا آن پرستو را از دست او گرفت و بزمین پرتاب کرد سپس فرمود: دانشمند اجتماعی شما این چنین دستور بشما داده یا دانشمند دینی شما؟ پدرم از جدم بمن خبر داد که رسول خدا دستور فرموده است شش حیوان را کسی نکشد زنبور عسل و مورچه و قورباغه و ورکاک(مرغی که گنجشک را شکار میکند)و هدهد و پرستو اما زنبور عسل برای آنکه غذای پاکیزه میخورد و غذای پاکیزه از خود بجای میگذارد و آن همان است که خدای عز و جل باو وحی کرد با اینکه نه از جن بوده و نه از انس، اما مورچه برای اینکه در زمان سلیمان بن داود سال قحطی شد و مردم از شهر بیرون آمده دست بدعا برداشتند و از خدا باران خواستند که ناگاه دیدند مورچه ای بر دو پای ایستاده و دستها را بسوی آسمان بلند کرده و میگوید بار الها ما مورچه گان نیز از آفریدگان تو هستیم و از فضل تو بی نیاز نیستیم روزی ما را از نزد خود برسان و ما را بکیفر گناهان بی خردان از فرزندان آدم گرفتار مکن سلیمان بمردم فرمود بخانه های خود بازگردید که خداوند بواسطه دعای دیگران بشما باران خواهد فرستاد، و اما قورباغه برای آنکه چون آتش برای سوزاندن ابراهیم برافروخته شد همه حشرات زمین بخداوند شکایت نمودند و اجازه خواستند که آب بر آن آتش بریزند و خدای عز و جل بهیچ یک از آنان اجازه نفرمود مگر بقورباغه که در راه انجام این وظیفه دو سوم از پیکر او سوخت و یک سوم اش باقی ماند و اما هدهد برای اینکه راهنمای سلیمان بود بکشور بلقیس و اما ورکاک برای اینکه او یک ماه راهنمای آدم بود از نواحی سراندیب تا حوالی جده و اما پرستو برای اینکه از شدت تاثر بر ستمهایی که بر ما خاندان شد همیشه در فضا سرگردان است و تسبیحش خواندن سوره الحمد لله رب العالمین است متوجه نیستید که و لا الضالین میگوید؟

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه