قال الإمام الصادق عليه السلام:
مَعْنَى صِفَةِ اَلْإِيمَانِ اَلْإِقْرَارُ وَ اَلْخُضُوعُ لِلَّهِ بِذُلِّ اَلْإِقْرَارِ وَ اَلتَّقَرُّبُ إِلَيْهِ بِهِ وَ اَلْأَدَاءُ لَهُ بِعِلْمِ كُلِّ مَفْرُوضٍ مِنْ صَغِيرٍ أَوْ كَبِيرٍ مِنْ حَدِّ اَلتَّوْحِيدِ فَمَا دُونَهُ إِلَى آخِرِ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ اَلطَّاعَةِ أَوَّلاً فَأَوَّلاً مَقْرُونٌ ذَلِكَ كُلُّهُ بَعْضُهُ إِلَى بَعْضٍ مَوْصُولٌ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ فَإِذَا أَدَّى اَلْعَبْدُ مَا فُرِضَ عَلَيْهِ مِمَّا وَصَلَ إِلَيْهِ عَلَى صِفَةِ مَا وَصَفْنَاهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ مُسْتَحِقٌّ لِصِفَةِ اَلْإِيمَانِ مُسْتَوْجِبٌ لِلثَّوَابِ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَعْنَى جُمْلَةِ اَلْإِيمَانِ اَلْإِقْرَارُ وَ مَعْنَى اَلْإِقْرَارِ اَلتَّصْدِيقُ بِالطَّاعَةِ فَلِذَلِكَ ثَبَتَ أَنَّ اَلطَّاعَةَ كُلَّهَا صَغِيرَهَا وَ كَبِيرَهَا مَقْرُونَةٌ بَعْضُهَا إِلَى بَعْضٍ فَلاَ يَخْرُجُ اَلْمُؤْمِنُ مِنْ صِفَةِ اَلْإِيمَانِ إِلاَّ بِتَرْكِ مَا اِسْتَحَقَّ أَنْ يَكُونَ بِهِ مُؤْمِناً وَ إِنَّمَا اِسْتَوْجَبَ وَ اِسْتَحَقَّ اِسْمَ اَلْإِيمَانِ وَ مَعْنَاهُ بِأَدَاءِ كِبَارِ اَلْفَرَائِضِ مَوْصُولَةً وَ تَرْكِ كِبَارِ اَلْمَعَاصِي وَ اِجْتِنَابِهَا وَ إِنْ تَرَكَ صِغَارَ اَلطَّاعَةِ وَ اِرْتَكَبَ صِغَارَ اَلْمَعَاصِي فَلَيْسَ بِخَارِجٍ مِنَ اَلْإِيمَانِ وَ لاَ تَارِكٍ لَهُ مَا لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِنْ كِبَارِ اَلطَّاعَةِ وَ لَمْ يَرْتَكِبْ شَيْئاً مِنْ كِبَارِ اَلْمَعَاصِي فَمَا لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَهُوَ مُؤْمِنٌ لِقَوْلِ اَللَّهِ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً َعْنِي اَلْمَغْفِرَةَ مَا دُونَ اَلْكَبَائِرِ فَإِنْ هُوَ اِرْتَكَبَ كَبِيرَةً مِنْ كَبَائِرِ اَلْمَعَاصِي كَانَ مَأْخُوذاً بِجَمِيعِ اَلْمَعَاصِي صِغَارِهَا وَ كِبَارِهَا مُعَاقَباً عَلَيْهَا مُعَذَّباً بِهَا فَهَذِهِ صِفَةُ اَلْإِيمَانِ وَ صِفَةُ اَلْمُؤْمِنِ اَلْمُسْتَوْجِبِ لِلثَّوَابِ.
صفت ایمان -امام صادق علیه السلام فرمود: مفهوم صفت ایمان، اقرار و سرسپردگی در پیشگاه خداست با اقراری سرشار از فروتنی و تقرب به خدا و انجام دادن هر واجبی را از روی آگاهی-چه آن واجب بزرگ باشد و چه کوچک-از مرز توحید و آنچه پایین تر از آن است تا آخرین باب طاعت، به ترتیب یکی پس از دیگری، همگی به هم پیوسته و مربوطند. هر گاه بنده ای آنچه را بر او واجب است انجام دهد به همان صورت که به او رسیده و ما در آن خصوص توضیح دادیم، او فردی مومن و لایق صفت ایمان و سزاوار ثواب است. و این از آن روست که معنی جمله ایمان، اقرار است و معنی اقرار، تصدیق به فرمانبرداری است، پس از این لحاظ ثابت شد که تمام اقسام فرمانبرداری-کوچک و بزرگ-به یک دیگر پیوسته و مربوطند. و مومن از گستره صفت ایمان بیرون نرود مگر آنچه را که مایه شایستگی ایمان است ترک نماید. همانا، نام و معنای ایمان سزاوار کسی است که واجبات بزرگ را انجام دهد آن هم به طور پیوسته و گناهان کبیره را انجام ندهد و از آنها دوری نماید. اگر کسی طاعتهای کوچک را ترک کند و مرتکب گناه صغیره گردد از گستره ایمان خارج نمی شود و تا وقتی که از طاعتهای بزرگ چیزی را ترک ننماید و مرتکب گناه کبیره نگردد، ترک ایمان نکرده است و تا هنگامی که مرتکب چنین کاری نشده مومن به شمار آید؛ زیرا خدا می فرماید: «اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده اید دوری گزینید، بدیهای شما را از شما می زداییم و شما را در جایگاهی ارجمند در می آوریم». سوره نسا ، آیه 31 یعنی آمرزش غیر از گناهان کبیره را شامل می شود و اگر مرتکب یکی از گناهان کبیره شود برای تمام گناهان خود-بزرگ و کوچک-مورد بازخواست قرار گیرد و برای همه آنها کیفر بیند و عذاب گردد. این است حقیقت و صفت ایمان وصف مومنی که سزاوار ثواب و پاداش است.