حدیث امام حسن (ع) درباره خطبه امام سجاد

خطبه امام سجاد
شماره ۱۰۹۹۶ امام حسن (ع)

قال الإمام حسن عليه السلام:

حَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ اَلنَّبِيِّ وَ آلِهِ ثُمَّ قَالَ مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا اَلْحَسَنُ اِبْنُ رَسُولِ اَللَّهِ أَنَا اِبْنُ اَلْبَشِيرِ اَلنَّذِيرِ أَنَا اِبْنُ اَلْمُصْطَفَى بِالرِّسَالَةِ أَنَا اِبْنُ مَنْ صَلَّتْ عَلَيْهِ اَلْمَلاَئِكَةُ أَنَا اِبْنُ مَنْ شُرِّفَتْ بِهِ اَلْأُمَّةُ أَنَا اِبْنُ مَنْ كَانَ جَبْرَئِيلُ اَلسَّفِيرَ مِنَ اَللَّهِ إِلَيْهِ أَنَا اِبْنُ مَنْ بُعِثَ رَحْمَةً لِلْعالَمِين صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ فَلَمْ يَقْدِرْ مُعَاوِيَةُ أَنْ يَكْتُمَ عَدَاوَتَهُ وَ حَسَدَهُ فَقَالَ يَا حَسَنُ عَلَيْكَ بِالرُّطَبِ فَانْعَتْهُ لَنَا قَالَ نَعَمْ يَا مُعَاوِيَةُ اَلرِّيحُ تَلْقَحُهُ وَ اَلشَّمْسُ تَنْفُخُهُ وَ اَلْقَمَرُ يُلَوِّنُهُ وَ اَلْحَرُّ يُنْضِجُهُ وَ اَللَّيْلُ يُبَرِّدُهُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى مَنْطِقِهِ فَقَالَ أَنَا اِبْنُ اَلْمُسْتَجَابِ اَلدَّعْوَةِ أَنَا اِبْنُ مَنْ كَانَ مِنْ رَبِّهِ كَقَابِ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى نَا اِبْنُ اَلشَّفِيعِ اَلْمُطَاعِ أَنَا اِبْنُ مَكَّةَ وَ مِنَى أَنَا اِبْنُ مَنْ خَضَعَتْ لَهُ قُرَيْشٌ رَغْماً أَنَا اِبْنُ مَنْ سَعِدَ تَابِعُهُ وَ شَقِيَ خَاذِلُهُ أَنَا اِبْنُ مَنْ جُعِلَتِ اَلْأَرْضُ لَهُ طَهُوراً وَ مَسْجِداً أَنَا اِبْنُ مَنْ كَانَتْ أَخْبَارُ اَلسَّمَاءِ إِلَيْهِ تَتْرَى أَنَا اِبْنُ مَنْ أَذْهَبَ اَللَّهُ عَنْهُمُ اَلرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً فَقَالَ مُعَاوِيَةُ أَظُنُّ نَفْسَكَ يَا حَسَنُ تُنَازِعُكَ إِلَى اَلْخِلاَفَةِ فَقَالَ وَيْلَكَ يَا مُعَاوِيَةُ إِنَّمَا اَلْخَلِيفَةُ مَنْ سَارَ بِسِيرَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ عَمِلَ بِطَاعَةِ اَللَّهِ وَ لَعَمْرِي إِنَّا لَأَعْلاَمُ اَلْهُدَى وَ مَنَارُ اَلتُّقَى وَ لَكِنَّكَ يَا مُعَاوِيَةُ مِمَّنْ أَبَارَ اَلسُّنَنَ وَ أَحْيَا اَلْبِدَعَ وَ اِتَّخَذَ عِبَادَ اَللَّهِ خَوَلاً وَ دِينَ اَللَّهِ لَعِباً فَكَأَنْ قَدْ أُخْمِلَ مَا أَنْتَ فِيهِ فَعِشْتَ يَسِيراً وَ بَقِيَتْ عَلَيْكَ تَبِعَاتُهُ يَا مُعَاوِيَةُ وَ اَللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ مَدِينَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا بِالْمَشْرِقِ وَ اَلْأُخْرَى بِالْمَغْرِبِ اِسْمَاهُمَا جَابَلْقَا وَ جَابَلْسَا مَا بَعَثَ اَللَّهُ إِلَيْهِمَا أَحَداً غَيْرَ جَدِّي رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ مُعَاوِيَةُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَخْبِرْنَا عَنْ لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ قَالَ نَعَمْ عَنْ مِثْلِ هَذَا فَاسْأَلْ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ سَبْعاً وَ اَلْأَرَضِينَ سَبْعاً وَ اَلْجِنَّ مِنْ سَبْعٍ وَ اَلْإِنْسَ مِنْ سَبْعٍ فَتَطْلُبُ مِنْ لَيْلَةِ ثَلاَثٍ وَ عِشْرِينَ إِلَى لَيْلَةِ سَبْعٍ وَ عِشْرِينَ ثُمَّ نَهَضَ ع .

سخنرانی امام حسن علیه السلام پس از صلح -(آن هنگام که معاویه به ایشان گفت: برتری ما را یاد کن ) امام حسن علیه السلام پس از حمد و سپاس خدا و فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد، فرمود: هر که مرا می شناسد، می شناسد و هر که مرا نمی شناسد، بداند من حسن فرزند پیامبر خدا، فرزند پیامبر بشارتگر و هشداردهنده، فرزند برگزیده به رسالت هستم. منم فرزند آن کس که فرشتگان بر او صلوات می فرستند، منم فرزند آن کس که امت در سایه او شرافت یافتند، منم فرزند آن کس که جبرییل از جانب خدا برای او سفیر بود، منم فرزند آن کس که به رحمت بر جهانیان مبعوث شد - صلی الله علیه و آله اجمعین . معاویه نتوانست عداوت و حسد خود را پنهان نماید، لذا گفت: ای حسن اینک خرمای تازه را برای ما وصف نما. امام حسن علیه السلام در پاسخ او، فرمود: آری، ای معاویه باد آن را باردار نماید و آفتاب در آن بدمد و مهتاب آن را رنگ آمیزی نماید و گرما آن را بپزاند و شب آن را سرد سازد؛ سپس بر سر سخن خود رفت و فرمود: منم فرزند آن کس که دعایش مستجاب می شد، منم فرزند آن کس که مقام قرب او به پروردگارش به قدر طول دو انتهای کمان یا نزدیکتر از آن بود، منم فرزند آن شفاعتگری که شفاعتش پذیرفته شده است، منم فرزند مکه و منا، منم فرزند آن کس که قریش مجبور به تسلیم در برابر او شد، منم فرزند آن کس که پیرو او خوشبخت شود و رهاکننده اش بدبخت گردد، منم فرزند آن کس که زمین برای او پاک کننده و سجده گاه قرار داده شده، منم فرزند آن کس که اخبار آسمانی پیوسته برایش می رسید. منم فرزند آنان که خداوند، پلیدی را از ایشان دور ساخت و خوب پاکیزه و پاکشان نموده است. پس معاویه گفت: ای حسن به گمانم هنوز دلت خلافت می خواهد؟ امام حسن علیه السلام گفت: وای بر تو ای معاویه همانا خلافت حق کسی است که به روش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رفتار نماید و به طاعت خدا پردازد، به جان خودم سوگند که ما نشانه های هدایت و چراغ های تقواییم، ولی تو ای معاویه از افرادی هستی که سنتهای پیامبر را تباه ساختند و بدعتها را احیا نمودند و بندگان خدا را به بردگی خویش درآوردند و دین خدا را بازیچه خود نمودند؛ موقعیتی که به دست آوردی از بین رفتنی است و زندگی اندکی نمایی و عقوبت همیشگی آن را به دنبال داری. ای معاویه به خدا سوگند که خداوند دو شهر آفریده یکی در مشرق و یکی در مغرب که نام آنها«جابلقا»و«جابلسا»است و خداوند بر آن دو شهر پیامبری جز جد من رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعث نکرده است. در این هنگام معاویه گفت: ای ابا محمد ما را از شب قدر آگاه ساز. امام حسن علیه السلام فرمود: آری چنین مسایلی را مطرح کن به راستی، خداوند آسمانها را هفت و زمین ها را هفت و جن را از هفت و انسان را از هفت آفرید؛ پس باید شب قدر را از شب بیست و سوم تا شب بیست و هفتم جستجو کنی. امام حسن علیه السلام این بگفت و از جای برخاست.

منبع:
تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 232
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه