اَلْحُكْرَةُ فِي سِتَّةِ أَشْيَاءَ فِي اَلْحِنْطَةِ وَ اَلشَّعِيرِ وَ اَلتَّمْرِ وَ اَلزَّبِيبِ وَ اَلسَّمْنِ وَ اَلزَّيْتِ.
رسول خدا(ص)فرمود احتکار(انبار کردن آذوقه مردم)در شش چیز است در گندم و جو و خرما و کشمش و روغن حیوانی و روغن زیتون.
کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.
اَلْحُكْرَةُ فِي سِتَّةِ أَشْيَاءَ فِي اَلْحِنْطَةِ وَ اَلشَّعِيرِ وَ اَلتَّمْرِ وَ اَلزَّبِيبِ وَ اَلسَّمْنِ وَ اَلزَّيْتِ.
رسول خدا(ص)فرمود احتکار(انبار کردن آذوقه مردم)در شش چیز است در گندم و جو و خرما و کشمش و روغن حیوانی و روغن زیتون.
كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يَتَعَوَّذُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ سِتِّ خِصَالٍ مِنَ اَلشَّكِّ وَ اَلشِّرْكِ وَ اَلْحَمِيَّةِ وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْبَغْيِ وَ اَلْحَسَدِ .
امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا را عادت چنین بود که هر روز از شش چیز بخدا پناه می برد از شک و شرک و پابند بودن برسوم و عادات جاهلانه و خشم و ستم و رشک.
اَلسُّحْتُ ثَمَنُ اَلْمَيْتَةِ وَ ثَمَنُ اَلْكَلْبِ وَ ثَمَنُ اَلْخَمْرِ وَ مَهْرُ اَلْبَغِيِّ وَ اَلرِّشْوَةُ فِي اَلْحُكْمِ وَ أُجْرَةُ اَلْكَاهِنِ.
امیر المومنین(ع)فرمود: بهای فروش مردار و سگ و شراب و کابین زنا و رشوه در مورد قضاوت و مزد پیشگویی حرام است.
اَلسُّحْتُ أَنْوَاعٌ كَثِيرَةٌ مِنْهَا مَا أُصِيبَ مِنْ أَعْمَالِ اَلْوُلاَةِ اَلظَّلَمَةِ وَ مِنْهَا أُجُورُ اَلْقُضَاةِ وَ أُجُورُ اَلْفَوَاجِرِ وَ ثَمَنُ اَلْخَمْرِ وَ اَلنَّبِيذِ اَلْمُسْكِرِ وَ اَلرِّبَا بَعْدَ اَلْبَيِّنَةِ فَأَمَّا اَلرِّشَا يَا عَمَّارُ فِي اَلْأَحْكَامِ فَإِنَّ ذَلِكَ اَلْكُفْرُ بِاللَّهِ اَلْعَظِيمِ وَ بِرَسُولِهِ .
امام صادق(ع)فرمود: حرام انواع فراوان دارد از جمله مالی است که از کارمندی در دستگاه دولت و فرمانداران ستمکار بدست می آید و از جمله مزد قاضیان است و مزد زنان فاحشه و بهای شراب فروشی و بهای نبیذی که مستی آورد و ربا خواری پس از اینکه بفهمد حرام است ای عمار(راوی حدیث است)اما رشوه گرفتن در قضاوت ها بمنزله کافر شدن بخدای بزرگ و رسول او است،
أَوَّلُ مَا عُصِيَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِسِتِّ خِصَالٍ حُبُّ اَلدُّنْيَا وَ حُبُّ اَلرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ اَلطَّعَامِ وَ حُبُّ اَلنِّسَاءِ وَ حُبُّ اَلنَّوْمِ وَ حُبُّ اَلرَّاحَةِ.
رسول خدا(ص)فرمود: اولین بار که در پیشگاه خدای تبارک و تعالی گناه انجام گرفت 127 - 2 بخواطر شش چیز بود دوستی دنیا و دوستی ریاست و دوستی خوراک و دوستی زنان و دوستی خواب و دوستی آسایش.
لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا سِتُّ خِصَالٍ يَبْدَأُ بِعَلَفِهَا إِذَا نَزَلَ وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا اَلْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ وَ لاَ يَضْرِبُ وَجْهَهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّهَا وَ لاَ يَقِفُ عَلَى ظَهْرِهَا إِلاَّ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ لاَ يُكَلِّفُهَا مِنَ اَلْمَشْيِ إِلاَّ مَا تُطِيقُ.
رسول خدا(ص)فرمود: چهار پایان را بر ذمه صاحبش شش حق است چون بمنزل رسید پیش از هر کار علوفه او را بدهد و چون بر آبی میگذرد در خوردن آب آزادش بگذارد و بر صورتش کتک نزند که به تسبیح و ستایش پروردگار خویش مشغول است و بجز در راه خدای عز و جل بر پشت حیوان درنگ نکنند(یعنی هر وقت راه نمی پیماید پیاده شود مگر در راه خدا)و پیش از تواناییش بر او بار ننهد و بیش از اندازه با او راه پیمایی نکند؟
سِتَّةٌ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ سِتَّةٌ لاَ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يَؤُمُّوا وَ سِتَّةٌ فِي هَذِهِ اَلْأُمَّةِ مِنْ أَخْلاَقِ قَوْمِ لُوطٍ فَأَمَّا اَلَّذِينَ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَالْيَهُودُ وَ اَلنَّصَارَى وَ أَصْحَابُ اَلنَّرْدِ وَ اَلشِّطْرَنْجِ وَ أَصْحَابُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْبَرْبَطِ وَ اَلطُّنْبُورِ وَ اَلْمُتَفَكِّهُونَ بِسَبِّ اَلْأُمَّهَاتِ وَ اَلشُّعَرَاءُ وَ أَمَّا اَلَّذِينَ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يَؤُمُّوا مِنَ اَلنَّاسِ فَوَلَدُ اَلزِّنَا وَ اَلْمُرْتَدُّ وَ اَلْأَعْرَابِيُّ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ شَارِبُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْمَحْدُودُ وَ…
اصبغ بن نباته گوید: شنیدم از امیر المومنین که میفرمود: شش کس را نشاید سلام داد و شش کس را نشاید که امام جماعت گردند و شش عمل در این امت از اخلاق قوم لوط است اما آنان که سلام بر آنان نشاند. 1-یهودی و نصاری. 2-نرد و شطرنج بازان. 3-میگساران. 4-تار و تنبور زنان. 5-کسانی که شوخیهاشان فهش بر مادر یک دیگر است. 6-شاعران و اما آنان که امامت جماعت را نشایند زنا زاده و مرتد و عربی که پس از هجرت بشهر اسلام دوباره بیابان نشین گردد و میخواره و کسی که حد شرعی بر او جاری شده باشد و کسی که ختنه نشده باشد. و اما کارهایی که از اخلاق قوم لوط است بازی جلاهق و سنگریزه بانگشتان پرتاب نمودن و علک جویدن و از روی تکبر دامن بر زمین کشیدن و بند قبا و دکمه پیراهن باز گذاشتن.
قَالَ عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا تَفْسِيرُ أَبْجَدْ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص تَعَلَّمُوا تَفْسِيرَ أَبْجَدْ فَإِنَّ فِيهِ اَلْأَعَاجِيبَ كُلَّهَا وَيْلٌ لِعَالِمٍ جَهِلَ تَفْسِيرَهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ ص مَا تَفْسِيرُ أَبْجَدْ قَالَ أَمَّا اَلْأَلِفُ فَآلاَءُ اَللَّهِ حَرْفٌ مِنْ أَسْمَائِهِ وَ أَمَّا اَلْبَاءُ فَبَهْجَةُ اَللَّهِ وَ أَمَّا اَلْجِيمُ فَجَنَّةُ اَللَّهِ وَ جَمَالُ اَللَّهِ وَ جَلاَلُ اَللَّهِ وَ أَمَّا اَلدَّالُ فَدِينُ اَللَّهِ وَ أَمَّا هَوَّزْ فَالْهَاءُ هَاءُ اَلْهَاوِيَةِ فَوَيْلٌ لِمَنْ هَوَى فِي اَلنَّارِ وَ أَمَّا اَلْوَاوُ فَوَيْلٌ…
امیر المومنین(ع)فرمود: عثمان بن عفان برسول خدا عرضکرد یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟ رسول خدا فرمود: تفسیر ابجد را بیاموزید که همه معانی شگفت انگیز در آن است و وای بدانشمندی که تفسیر ابجد را نداند. عثمان عرضکرد یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟ فرمود الف اشاره به آلا الهی است یعنی نعمتهای او و حرفی است از نامهای خداوند و با اشاره است به بهجت و نشاط خداوند و جیم اشاره به جنت و جمال و جلال الهی است و دال اشاره بدین خدا است. و اما کلمه هوز ها اش رمزی است از هاویه و جهیم وای بحال کسی که در آتش فرود افتد و واو هوز یعنی وای بر اهل آتش و زا هوز اشاره است به زاویه دوزخ که پناه بخدا می بریم از آنچه در زاویه دوزخ است. و اما کلمه حطی حا اش اشاره است به(حطوط)و ریزش گناهان از آنانی که در شب قدر استغفار میکنند…
مَرَّ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلَى جَمَاعَةٍ فَقَالَ عَلَى مَا اِجْتَمَعْتُمْ قَالُوا يَا رَسُولَ اَللَّهِ هَذَا مَجْنُونٌ يُصْرَعُ فَاجْتَمَعْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَيْسَ هَذَا بِمَجْنُونٍ وَ لَكِنَّهُ اَلْمُبْتَلَى ثُمَّ قَالَ أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِالْمَجْنُونِ حَقِّ اَلْمَجْنُونِ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ إِنَّ اَلْمَجْنُونَ حَقَّ اَلْمَجْنُونِ اَلْمُتَبَخْتِرُ فِي مِشْيَتِهِ اَلنَّاظِرُفِي عِطْفَيْهِ اَلْمُحَرِّكُ جَنْبَيْهِ بِمَنْكِبَيْهِ يَتَمَنَّى عَلَى اَللَّهِ جَنَّتَهُ وَ هُوَ يَعْصِيهِ اَلَّذِي لاَ يُؤْمَنُ شَرُّهُ وَ لاَ يُرْجَى خَيْرُهُ فَذَلِكَ اَلْمَجْنُونُ وَ هَذَا…
امیر المومنین(ع)فرمود: رسول خدا بر جمعیتی میگذشت فرمود برای چه اجتماع کرده اید؟ عرضکردند یا رسول الله اینک دیوانه ای است که غش میکند و ما گرد او جمع شده ایم فرمود غش کردن نه از دیوانگی است بلکه یک نوع بیماری است سپس فرمود آیا شما را از دیوانه بمعنای واقعی آگاه نکنم؟ عرضکردند چرا یا رسول الله فرمود براستی که دیوانه بمفهوم واقعی کسی است که خرامان و با ناز راه رود و نگاه براست و چپ خود کند و پهلوهای خویش بهنگام راه رفتن می جنباند با نگاهی که میکند از خداوند آرزوی بهشت دارد نه از شرش ایمنی هست و نه بخیرش امید چنان شخصی را باید گفت: دیوانه و این را بیمار.
يُنْزَعُ عَنِ اَلشَّهِيدِ اَلْفَرْوُ وَ اَلْخُفُّ وَ اَلْقَلَنْسُوَةُ وَ اَلْعِمَامَةُ وَ اَلْمِنْطَقَةُ وَ اَلسَّرَاوِيلُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ أَصَابَهُ دَمٌ فَيُتْرَكُ وَ لاَ يُتْرَكُ عَلَيْهِ شَيْ ءٌ مَعْقُودٌ إِلاَّ حُلَّ.
امیر المومنین(ع)فرمود: (برای دفن شهید)پوستین و چکمه و کلاه و عمامه و کمربند و شلوار بایستی از تن شهید کنده شود و اگر شلوارش خون آلود باشد نیازی بدرآوردنش نیست و هر چیزکه گره شده باشد گرهش را باز نموده و بخاکش میسپارند.
اَلنَّاسُ عَلَى سِتِّ فِرَقٍ مُسْتَضْعَفٍ وَ مُؤَلَّفٍ وَ مُرْجًى وَ مُعْتَرِفٍ بِذَنْبِهِ وَ نَاصِبٍ وَ مُؤْمِنٍ.
امام صادق(ع)فرمود: مردم شش گروه اند. 1-مستضعف: کسانی که رشد فکری برای تشخیص حق از باطل ندارند و دعوت حق بگوش آنان نرسیده است. 2-مولف: کسانی که در نتیجه مهربانی پیغمبر و یا مسلمانان علاقه مند بخدا و دین شده اند. 3-مرجی: کسانی در صف مسلمانان بوده اند ولی هنوز دلهای آنان از حقیقت ایمان با خبر نشده است و باین حال از دنیا رفته اند که نه مشرک بوده اند و نه مسلمان واقعی عاقبت کار چنین افراد با خدا است / و آخرون مرجون لامر الله اما یعذبهم و اما یتوب علیهم / . 4-مسلمان گنهکار که بگناه خویش اقرار دارد 5-مسلمانی که آشکارا با خاندان پیغمبر دشمنی بورزد 6-مومن.
قَالَ اَلْحَارِثُ اَلْأَعْوَرُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنَا وَ اَللَّهِ أُحِبُّكَ فَقَالَ لَهُ يَا حَارِثُ أَمَّا إِذَا أَحْبَبْتَنِي فَلاَ تُخَاصِمْنِي وَ لاَ تُلاَعِبْنِي وَ لاَ تُجَارِينِي وَ لاَ تُمَازِحْنِي وَ لاَ تُوَاضِعْنِي وَ لاَ تُرَافِعْنِي .
امام صادق(ع)فرمود: حارث اعور بامیر المومنین عرض کرد یا امیر المومنین بخدا که من شما را دوست میدارم حضرت باو فرمود: ای حارث حال که مرا دوست میداری پس با من دشمنی مکن و با من بازی مکن و مرا آزمایش مکن و با من شوخی مکن و مرا پست مکن و مرا از مقام خودم بالا مبر.