قال رسول الله صلى الله عليه و آله

گنجینه احادیث

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۳۹۷ حدیث · صفحه ۵۳ از ۱۱۷

اِسْمُ اَللَّهِ غَيْرُهُ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ وَقَعَ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَا خَلاَ اَللَّهَ فَأَمَّا مَا عَبَّرَتْهُ اَلْأَلْسُنُ أَوْ عَمِلَتِ اَلْأَيْدِي فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ اَللَّهُ غَايَةٌ مِنْ غَايَاتِهِ وَ اَلْمُغَيَّا غَيْرُ اَلْغَايَةِ وَ اَلْغَايَةُ مَوْصُوفَةٌ وَ كُلُّ مَوْصُوفٍ مَصْنُوعٌ وَ صَانِعُ اَلْأَشْيَاءِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ بِحَدٍّ مُسَمًّى لَمْ يَتَكَوَّنْ فَيُعْرَفَ كَيْنُونِيَّتُهُ بِصُنْعِ غَيْرِهِ وَ لَمْ يَتَنَاهَ إِلَى غَايَةٍ إِلاَّ كَانَتْ غَيْرَهُ لاَ يَزِلُّ مَنْ فَهِمَ هَذَا اَلْحُكْمَ أَبَداً وَ هُوَ اَلتَّوْحِيدُ اَلْخَالِصُ فَارْعَوْهُ وَ…

امام صادق(ع)فرمود: اسم خدا غیر خود اوست و هر آنچه نام«چیز»بر آن صادق آید مخلوقست جز خدا و اما آنچه بزبان تعبیر شود(کلمه الله که بزبان آید)یا بدست انجام گیرد(وقتی بخط نوشته شود)آن مخلوقست و خدا مقصودی از مقاصد او است(یعنی آنکه لفظ«الله»را گوید یا نویسد مقصودش ذات خداست که بوسیله لفظ و خط باو متوسل می شود) لفظ«الله»یکی از علامات بسوی خداست و صاحب علامت غیر از خود علامت است زیرا علامت توصیف می شود و هر چیز که توصیف شود مصنوع است ولی صانع همه چیز بهیچ حدی که قابل ذکر باشد توصیف نشود، پدید آورده نشده تا چگونگی پدید آمدنش از روی مصنوعی جز او شناخته شود از روی ساختن سازنده اش شناخته شود و مردم در شناسایی او بهر نهایتی که رسند او غیر از آنست، کسی که این حقیقت را بفهمد هرگز نلغزد، اینست توحید خالص…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 113

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ تَفْسِيرِ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ َالَ اَلْبَاءُ بَهَاءُ اَللَّهِ وَ اَلسِّينُ سَنَاءُ اَللَّهِ وَ اَلْمِيمُ مَجْدُ اَللَّهِ وَ رَوَى بَعْضُهُمْ اَلْمِيمُ مُلْكُ اَللَّهِ وَ اَللَّهُ إِلَهُ كُلِّ شَيْ ءٍ اَلرَّحْمَنُ بِجَمِيعِ خَلْقِهِ وَ اَلرَّحِيمُ بِالْمُؤْمِنِينَ خَاصَّةً .

ابن سنان گوید: از امام صادق(ع)تفسیر« / بسم الله الرحمن الرحیم / »را پرسیدم، فرمود: با بها (روشنی)خدا و سین سنا (رفعت)خداست و میم مجد(بزرگواری)خداست و بعضی روایت کرده اند که میم ملک(سلطنت)خداست و الله معبود هر چیزیست، رحمان مهربان است بتمام خلقش، رحیم مهربانست بخصوص مومنین.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 114

أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اَللَّهِ وَ اِشْتِقَاقِهَا اَللَّهُ مِمَّا هُوَ مُشْتَقٌّ فَقَالَ يَا هِشَامُ اَللَّهُ مُشْتَقٌّ مِنْ إِلَهٍ وَ إِلَهٌ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ اَلاِسْمُ غَيْرُ اَلْمُسَمَّى فَمَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ دُونَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ وَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ عَبَدَ اِثْنَيْنِ وَ مَنْ عَبَدَ اَلْمَعْنَى دُونَ اَلاِسْمِ فَذَاكَ اَلتَّوْحِيدُ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ قَالَ قُلْتُ زِدْنِي قَالَ لِلَّهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اِسْماً فَلَوْ كَانَ اَلاِسْمُ هُوَ اَلْمُسَمَّى لَكَانَ كُلُّ اِسْمٍ…

هشام بن حکم از امام صادق(ع)راجع باشتقاق اسما خدا پرسید، الله از چه مشتق است؟ فرمود: ای هشام الله مشتق ازاله(پرستش شده)است و پرستش شده شایسته پرستشی لازم دارد، و نام غیر صاحب نام است کسی که تنها نام را بدون صاحب نام پرستد کافر گشته و در حقیقت چیزی نپرستیده است و هر که نام و صاحب نام را پرستد مشرک گشته و دو چیز پرستیده است و کسی که صاحب نام را پرستد نه نام را آنست یکتاپرستی، ای هشام فهمیدی؟ عرضکردم: توضیح بیشتری برایم دهید، فرمود: خدا را نود و نه نام است اگر نام همان صاحب نام باشد باید هر اسمی از آنها معبودی باشد، ولی خدا معنی(و ذات یگانه ایست)که همه این اسما بر او دلالت کند و همه غیر او باشند، ای هشام نان اسم خوردنی ست و آب اسم آشامیدنی و جامه اسم پوشیدنی و آتش اسم سوختنی، فهمیدی ای هشام…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 114

سُئِلَ عَنْ مَعْنَى اَللَّهِ فَقَالَ اِسْتَوْلَى عَلَى مَا دَقَّ وَ جَلَّ .

از حضرت موسی بن جعفر(ع)راجع بمعنی الله سوال شد فرمود: خدا بر هر چیز کوچک و بزرگ تسلط دارد(چون استیلا و تسلط بر همه موجودات لازمه معنی الوهیت است حضرت بلازم معنی پاسخش داد. )

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 114

سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ َقَالَ هَادٍ لِأَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ هَادٍ لِأَهْلِ اَلْأَرْضِ وَ فِي رِوَايَةِ اَلْبَرْقِيِّ هُدَى مَنْ فِي اَلسَّمَاءِ وَ هُدَى مَنْ فِي اَلْأَرْضِ .

ابن هلال گوید: از حضرت رضا(ع)تفسیر قول خدا(آیه 36 سوره 24)خدا نور آسمانها و زمین است را پرسیدم فرمود: خدا هادی اهل آسمانها و هادی اهل زمین است-و در روایت برقی بلفظ مصدر یا ماضی وارد شده.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 115

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ َ قُلْتُ أَمَّا اَلْأَوَّلُ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ وَ أَمَّا اَلْآخِرُ فَبَيِّنْ لَنَا تَفْسِيرَهُ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ شَيْ ءٌ إِلاَّ يَبِيدُ أَوْ يَتَغَيَّرُ أَوْ يَدْخُلُهُ اَلتَّغَيُّرُ وَ اَلزَّوَالُ أَوْ يَنْتَقِلُ مِنْ لَوْنٍ إِلَى لَوْنٍ وَ مِنْ هَيْئَةٍ إِلَى هَيْئَةٍ وَ مِنْ صِفَةٍ إِلَى صِفَةٍ وَ مِنْ زِيَادَةٍ إِلَى نُقْصَانٍ وَ مِنْ نُقْصَانٍ إِلَى زِيَادَةٍ إِلاَّ رَبَّ اَلْعَالَمِينَ فَإِنَّهُ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزَالُ بِحَالَةٍ وَاحِدَةٍ هُوَ اَلْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ…

ابن ابی یعفور گوید: از حضرت صادق علیه السلام راجع بقول خدا«او اول و آخر است»پرسیدم و گفتم. معنی اول را فهمیدم و اما آخر را شما تفسیرش را برایم بیان کنید. فرمود: هر چیز جز پروردگار جهانیان نابود شود و دگرگون گردد یا نابودی و دگرگونی از خارج باو راه یابد یا رنگ و شکل و وصفش عوض شود و از زیادی بکمی و از کمی بزیادی گراید، تنها اوست که همیشه بیک حالت بوده و باشد اوست اول و پیش از هر چیز و اوست آخر برای همیشه، صفات و اسما گوناگون بر او وارد نشود چنان که بر غیر او وارد شود، مانند انسان که گاهی خاک و گاهی گوشت و خون و گاهی استخوان پوسیده و نرم شده است و مانند غوره خرما که گاهی بلح و گاهی بسر و گاهی خرمای تازه و گاهی خرمای خشک است که اسما و صفات مختلف بر آن وارد شود و خدای-جل و عز-بخلاف آنست-.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 115

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ اَلْأَوَّلِ وَ اَلْآخِرِ فَقَالَ اَلْأَوَّلُ لاَ عَنْ أَوَّلٍ قَبْلَهُ وَ لاَ عَنْ بَدْءٍ سَبَقَهُ وَ اَلْآخِرُ لاَ عَنْ نِهَايَةٍ كَمَا يُعْقَلُ مِنْ صِفَةِ اَلْمَخْلُوقِينَ وَ لَكِنْ قَدِيمٌ أَوَّلٌ آخِرٌ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزُولُ بِلاَ بَدْءٍ وَ لاَ نِهَايَةٍ لاَ يَقَعُ عَلَيْهِ اَلْحُدُوثُ وَ لاَ يَحُولُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ خالِقُ كُلِّ شَيْ ءٍ .

چون از امام صادق(ع)راجع باول و آخر سوال شد، فرمود: اولی است که پیش از او اولی نبوده و آغازی او را سبقت نگرفته از چیزی پیش از خود پدید نیامده و آخریست که آخریتش از ناحیه پایان نیست چنان که از صفت مخلوقین فهمیده می شود(چنان که گوییم جمعه آخر هفته است که آخر بودن جمعه از ناحیه پایان هفته بودنش میباشد)ولی خدا قدیمست، اولست، آخر است، همیشه بوده و همیشه میباشد بدون آغاز و بدون پایان پدید آمدن بر او وارد نشود و از حالی بحالی نگردد، خالق همه چیز است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 116

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ اَلثَّانِي ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ أَسْمَاءٌ وَ صِفَاتٌ فِي كِتَابِهِ وَ أَسْمَاؤُهُ وَ صِفَاتُهُ هِيَ هُوَ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ لِهَذَا اَلْكَلاَمِ وَجْهَيْنِ إِنْ كُنْتَ تَقُولُ هِيَ هُوَ أَيْ إِنَّهُ ذُو عَدَدٍ وَ كَثْرَةٍ فَتَعَالَى اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَقُولُ هَذِهِ اَلصِّفَاتُ وَ اَلْأَسْمَاءُ لَمْ تَزَلْ فَإِنَّ لَمْ تَزَلْ مُحْتَمِلٌ مَعْنَيَيْنِ فَإِنْ قُلْتَ لَمْ تَزَلْ عِنْدَهُ فِي عِلْمِهِ وَ هُوَ مُسْتَحِقُّهَا فَنَعَمْ وَ إِنْ كُنْتَ تَقُولُ لَمْ يَزَلْ تَصْوِيرُهَا وَ…

ابو هاشم گوید خدمت حضرت جواد(ع)بودم که مردی از آن حضرت پرسید و گفت بمن بگویید آیا اسما و صفاتی که در قرآن برای پروردگار هست، آن اسما و صفات، خود پروردگار است حضرت فرمود: سخن تو دو معنی دارد، اگر مقصود تو که گویی اینها خود او هستند اینست که خدا متعدد و متکثر است که خدا برتر از آنست(که متکثر باشد)و اگر مقصودت اینست که این اسما و صفات ازلی(همیشگی) میباشند، ازلی بودن دو معنی دارد: (اول)اگر بگویی خدا همیشه بآنها علم داشته و سزاوار آنها بوده، صحیح است(دوم)و اگر بگویی تصویر آنها و الفبای آنها و حروف مفرده آنها همیشگی بوده، پناه میبرم بخدا که با خدا چیز دیگری در ازل بوده باشد، بلکه خدا بود و مخلوقی نبود، سپس این اسما و صفاترا پدید آورد تا میان او و مخلوقش واسطه باشند و بوسیله آنها بدرگاه خدا تضرع…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 116

قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ اَللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَيِّ شَيْ ءٍ فَقَالَ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع حَدَّدْتَهُ فَقَالَ اَلرَّجُلُ كَيْفَ أَقُولُ قَالَ قُلْ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ .

مردی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: الله اکبر(خدا بزرگتر است)فرمود، خدا از چه بزرگتر است؟ عرض کرد: از همه چیز، فرمود: خدا را محدود ساختی، عرضکرد: پس چه بگویم؟ فرمود: بگو خدا بزرگتر از آنست که وصف شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 117

أَيُّ شَيْ ءٍ اَللَّهُ أَكْبَرُ فَقُلْتُ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ فَقَالَ وَ كَانَ ثَمَّ شَيْ ءٌ فَيَكُونُ أَكْبَرَ مِنْهُ فَقُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ .

جمیع گوید: امام صادق(ع)از من پرسید: معنی الله اکبر چیست؟ عرضکردم خدا بزرگتر از همه چیز است، فرمود: مگر آنجا چیزی بود که خدا بزرگتر از آن باشد، عرضکردم: پس چیست؟ فرمود: خدا بزرگتر از آنست که وصف شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 118

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ سُبْحَانَ اَللَّهِ فَقَالَ أَنَفَةٌ لِلَّهِ .

هشام بن حکم گوید از حضرت صادق(ع)راجع به«سبحان الله»پرسیدم، فرمود: ننگ داشتن خداست(یعنی تنزه و بر کناریش از هر نقص و عیبی).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 118

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سُبْحانَ اَللّهِ َا يُعْنَى بِهِ قَالَ تَنْزِيهُهُ .

جوالیقی گوید: از امام صادق(ع)پرسیدم گفته خدای عز و جل«سبحان الله»معنیش چیست؟ فرمود: تنزیه اوست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 118
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه