سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ ع يَقُولُ عَلاَمَاتُ اَلْمُؤْمِنِ خَمْسٌ قُلْتُ وَ مَا هُنَّ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ اَلْوَرَعُ فِي اَلْخَلْوَةِ وَ اَلصَّدَقَةُ فِي اَلْقِلَّةِ وَ اَلصَّبْرُ عِنْدَ اَلْمُصِيبَةِ وَ اَلْحِلْمُ عِنْدَ اَلْغَضَبِ وَ اَلصِّدْقُ عِنْدَ اَلْخَوْفِ .
طاوس یمانی گوید: شنیدم از امام زین العابدین علیه السلام که میفرمود نشانه های مومن پنج است عرض کردم یا ابن رسول الله آن پنج نشانه کدام است؟ فرمود پرهیزکاری در خلوت و صدقه دادن در تنگدستی و شکیبایی در ناگواری و بردباری در حال خشم و راست گفتن بهنگام ترس.
خَمْسٌ مِنْ خَمْسَةٍ مُحَالٌ اَلنَّصِيحَةُ مِنَ اَلْحَاسِدِ مُحَالٌ وَ اَلشَّفَقَةُ مِنَ اَلْعَدُوِّ مُحَالٌ وَ اَلْحُرْمَةُ مِنَ اَلْفَاسِقِ مُحَالٌ وَ اَلْوَفَاءُ مِنَ اَلْمَرْأَةِ مُحَالٌ وَ اَلْهَيْبَةُ مِنَ اَلْفَقِيرِ مُحَالٌ.
امام صادق علیه السلام فرمود: پنج چیز از پنج کس نشدنی است اندرز از حسود نشدنی است مهربانی از دشمن نشدنی است. احترام از فاسق نشدنی است وفا از زن نشدنی است. هیبت از فقیر نشدنی است.
قَالَ فُرِضَتْ عَلَى اَلنَّبِيِّ ص لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِهِ اَلصَّلاَةُ خَمْسِينَ ثُمَّ نُقِصَتْ فَجُعِلَتْ خَمْساً ثُمَّ نُودِيَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّهُ لاَ يُبَدَّلُ اَلْقَوْلُ لَدَيَّ بِأَنَّ لَكَ بِهَذِهِ اَلْخَمْسِ خَمْسِينَ .
انس گوید: شبی که رسول خدا بمعراج رفت پنجاه نماز بر پیغمبر واجب آمد سپس کم شد و پنج نماز مقرر گردید پس پیغمبر را آواز رسید که ای محمد گفته من تغییر نپذیرد همین نماز پنجگانه برای تو بجای پنجاه نماز محسوب میگردد.
لَمَّا خَفَّفَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنِ اَلنَّبِيِّ ص حَتَّى صَارَتْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ أَوْحَى اَللَّهُ إِلَيْهِ يَا مُحَمَّدُ خَمْسٌ بِخَمْسِينَ .
امام صادق(ع)فرمود: چون خدای عز و جل تکلیف پیغمبر را بنماز سبک کرد تا آنکه نماز به پنج وقت رسید خدای به پیغمبر وحی فرمود: ای محمد پنجی است که بجای پنجاه است.
سَأَلْتُ اَلنَّبِيَّ ص عَنِ اَلْكَلِمَاتِ اَلَّتِي تَلَقَّاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَيْهِ َالَ سَأَلَهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ إِلاَّ تُبْتَ عَلَيَّ فَتَابَ عَلَيْهِ .
ابن عباس گوید: از پیغمبر پرسیدم کلماتی که آدم از پروردگار خود دریافت نمود و ببرکت آن کلمات خداوند توبه آدم را پذیرفت چه بود؟ فرمود: از خداوند درخواست کرد که بار الها بحق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین که توبه ام بپذیر و خداوند توبه اش را پذیرفت. روایتی را که در این معنی بمن رسیده است در تفسیر قرآن گفته ام.
خَمْسُ خِصَالٍ تُورِثُ اَلْبَرَصَ اَلنُّورَةُ يَوْمَ اَلْجُمُعَةِ وَ يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ وَ اَلتَّوَضُّؤُ وَ اَلاِغْتِسَالُ بِالْمَاءِ اَلَّذِي تُسَخِّنُهُ اَلشَّمْسُ وَ اَلْأَكْلُ عَلَى اَلْجَنَابَةِ وَ غِشْيَانُ اَلْمَرْأَةِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهَا وَ اَلْأَكْلُ عَلَى اَلشِّبَعِ.
رسول خدا(ص)فرمود: پنج خصلت اند که پیسی آورند روزهای جمعه و چهارشنبه نوره گذاشتن، با آبی که آفتاب گرمش نموده وضو ساختن و غسل نمودن، با حال جنابت غذا خوردن، با زن در ایام عادتش هم بستر شدن و در حال سیری غذا خوردن.
خَمْسٌ هُنَّ كَمَا أَقُولُ لَيْسَتْ لِبَخِيلٍ رَاحَةٌ وَ لاَ لِحَسُودٍ لَذَّةٌ وَ لاَ لملوك لِمَمْلُوكٍ وَفَاءٌ وَ لاَ لِكَذَّابٍ مُرُوءَةٌ وَ لاَ يَسُودُ سَفِيهٌ.
امام صادق(ع)فرمود: پنج چیز چنان است که من میگویم بخیل را آسایش نیست و حسود را لذتی نیست و پادشاه را وفا نباشد و دروغگو جوانمردی ندارد و کم عقل به مهتری نرسد.
خَمْسٌ مِنَ اَلسُّنَنِ فِي اَلرَّأْسِ وَ خَمْسٌ فِي اَلْجَسَدِ فَأَمَّا اَلَّتِي فِي اَلرَّأْسِ فَالسِّوَاكُ وَ أَخْذُ اَلشَّارِبِ وَ فَرْقُ اَلشَّعْرِ وَ اَلْمَضْمَضَةُ وَ اَلاِسْتِنْشَاقُ وَ أَمَّا اَلَّتِي فِي اَلْجَسَدِ فَالْخِتَانُ وَ حَلْقُ اَلْعَانَةِ وَ نَتْفُ اَلْإِبْطَيْنِ وَ تَقْلِيمُ اَلْأَظْفَارِ وَ اَلاِسْتِنْجَاءُ.
موسی بن جعفر(ع)فرمود: از روش پیغمبران پنج در سر است و پنج در بدن آنچه در سر است مسواک کردن و شارب گرفتن و موی سر را از میان دو نیم کردن دهن را و بینی را با آب شستن و آنچه در تن است، ختنه کردن موی زیر شکم تراشیدن و موی زیر بغل ها کندن و ناخنها را گرفتن و محل بول و غایط را پاکیزه نمودن.
خَمْسٌ لاَ أَدَعُهُنَّ حَتَّى اَلْمَمَاتِ اَلْأَكْلُ عَلَى اَلْحَضِيضِ مَعَ اَلْعَبِيدِ وَ رُكُوبِيَ اَلْحِمَارَ مُؤْكَفاً وَ حَلَبَ اَلْعَنْزِ بِيَدِي وَ لُبْسُ اَلصُّوفِ وَ اَلتَّسْلِيمُ عَلَى اَلصِّبْيَانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدِي.
رسول خدا(ص)فرمود: پنج چیز را تا دم مرگ رها نکنم با غلامان بر روی زمین غذا خوردن و بر دراز گوش پالان شده سوار شدن و با دست خویش شیر از پستان بز دوشیدن و لباس پشمینه به تن کردن و بر کودکان سلام نمودن تا این کارها پس از من روش همگانی گردد.
خَمْسٌ لَسْتُ بِتَارِكِهِنَّ حَتَّى اَلْمَمَاتِ لِبَاسُ اَلصُّوفِ وَ رُكُوبِيَ اَلْحِمَارَ مُؤْكَفاً وَ أَكْلِي مَعَ اَلْعَبِيدِ وَ خَصْفِيَ اَلنَّعْلَ بِيَدِي وَ تَسْلِيمِي عَلَى اَلصِّبْيَانِ لِتَكُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدِي.
رسول خدا(ص)فرمود: پنج چیز را تا دم باز پسین ترک نکنم لباس پشمینه و سواری دراز گوش پالان شده و هم غذا شدن با غلامان و پاره دوزی کفش با دست خود و سلام دادن بر کودکان تا این کارها پس از من روش عمومی شود.
يَقُولُ اَلشُّؤْمُ فِي خَمْسَةٍ لِلْمُسَافِرِ فِي طَرِيقِهِ اَلْغُرَابُ اَلنَّاعِقُ عَنْ يَمِينِهِ وَ اَلْكَلْبُ اَلنَّاشِرُ لِذَنَبِهِ وَ اَلذِّئْبُ اَلْعَاوِي اَلَّذِي يَعْوِي فِي وَجْهِ اَلرَّجُلِ وَ هُوَ مُقْعٍ عَلَى ذَنَبِهِ يَعْوِي ثُمَّ يَرْتَفِعُ ثُمَّ يَنْخَفِضُ ثَلاَثاً وَ اَلظَّبْيُ اَلسَّانِحُ عَنْ يَمِينٍ إِلَى شِمَالٍ وَ اَلْبُومَةُ اَلصَّارِخَةُ وَ اَلْمَرْأَةُ اَلشَّمْطَاءُ تَلْقَى فَرْجَهَا وَ اَلْأَتَانُ اَلْعَضْبَاءُ يَعْنِي اَلْجَدْعَاءَ فَمَنْ أَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً فَلْيَقُلْ ;اِعْتَصَمْتُ بِكَ يَا رَبِّ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ فِي نَفْسِي فَاعْصِمْنِي…
سلیمان جعفری گوید: از موسی بن جعفر شنیدم که میفرمود: پنج چیز بر سر راه مسافر میمنت ندارد کلاغی که از سمت راست مسافر بانگ برآرد و دمش را باز کرده باشد و گرگی که سر دم نشسته و نگاهش را بر مسافر دوخته تا سه بار زوزه بلند و کوتاه بکشد و آهویی که از جانب راست هویدا شود و بجانب چپ برود و جغدی که ناله کند و زنی که موی سفید و سیاه دارد و فرجش در چشم انداز مسافر باشد و ماده الاغی که عضبا باشد هر کس از دیدن این چیزها بد دل شود بگوید پروردگارا از شر این بد دلی که در خود می یابم بتو پناهنده ام مرا از شر آن نگهداری فرما. شرح- عصبا حیوانی را گویند که گوش یا بینی یا لب یا دست آن بریده باشد و ظاهر این است که در آن زمان مردمان جاهل برخورد باین چیزها را بفال بد میگرفتند و روایت بیان حال آنان میکند نه آنکه…
اَلْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى اَلْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ اَلْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ اَلْهالِكِين وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَللَّيْلَ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَلنَّهَارَ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ…
امام صادق(ع)فرمود: پنج تن گریه فراوان کردند آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر محمد(ص)و علی بن الحسین(ع)اما آدم برای دوری از بهشت آن چنان گریست که اثر اشک همچون رودخانه برخسارش نمایان شد و اما یعقوب بر فراق یوسف باندازه ای گریست که چشمش از دست رفت و او را گفتند این چنین که تو پیوسته بیاد یوسف هستی بخدا از بیماری لاغر و نحیف گردی و یا خود را نابود خواهی نمود. اما یوسف از دوری یعقوب آن چنان گریست که زندانیان ناراحت شدند و یوسف را گفتند یا شب گریه کن و روز آرام باش و یا روز گریه کن و شب آرام بگیر یوسف نیز با پیشنهاد آنان ساخت که در یکی از شبانه روز بگرید و اما فاطمه برای رسول خدا باندازه ای گریست که اهل مدینه ناراحت شدند و بحضرتش عرض کردند از بس گریستی ما را آزرده نمودی پس از این تذکر فاطمه از…