وَ لَئِنْ أَمْهَلَ اَللَّهُ تَعَالَى اَلظَّالِمَ فَلَنْ يَفُوتَهُ أَخْذَهُ وَ هُوَ لَهُ بِالْمِرْصَادِ عَلَى مَجَازِ طَرِيقِهِ وَ مَوْضِعِ اَلشَّجَا مِنْ مَجَازِ رِيقِه
به خدا سوگند اگر خداوند بزرگ ستمگر را مهلت دهد، از گرفتن او در نگذرد بلکه همواره در گذرگاهش به کمین اوست تا گلوی او را بگیرد.
اَلْقُدْرَةُ تُنْسِي اَلْحَفِيظَة
قدرت، مراقبت را به فراموشی سپارد.
اَلْوِلاَيَاتُ مَضَامِيرُ اَلرِّجَال
حکومتها، میدانهای مردان است.
اَلْمُلْكُ اَلْمُنْتَقِلُ اَلزَّائِلُ حَقِيرٌ يَسِير
پادشاهی ناپایدار، پست و کوچک است.
اَلْقُدْرَةُ تُظْهِرُ مَحْمُودَ اَلْخِصَالِ وَ مَذْمُومَهَا
قدرت، خویهای نیکو و پست را آشکار سازد.
اَلدَّوْلَةُ كَمَا تُقْبِلُ تُدْبِر
دولت همچنان که روی می آورد، پشت می کند.
اَلْمَحَاسِنُ فِي اَلْإِقْبَالِ هِيَ اَلْمَسَاوِي فِي اَلْإِدْبَار
نیکوییها در هنگام بخت و دولت، بدی باشد در هنگام نگون بختی.
اَلشِّرْكَةُ فِي اَلْمُلْكِ تُؤَدِّي إِلَى اَلاِضْطِرَاب
شرکت در پادشاهی، به نگرانی کشیده شود.
اَلذُّلُّ بَعْدَ اَلْعَزْلِ اَلْعِزِّ يُوَازِي عِزَّ اَلْوِلاَيَة
خواری بعد از برکناری، همسنگ است با عزّت هنگام ولایت.
اَلْمَرْءُ يَتَغَيَّرُ فِي ثَلاَثٍ اَلْقُرْبِ مِنَ اَلْمُلُوكِ وَ اَلْوِلاَيَاتِ وَ اَلْغَنَاءُ مِنْ بَعْدِ اَلْفَقْرِ فَمَنْ لَمْ يَتَغَيَّرْ فِي هَذِهِ فَهُوَ ذُو عَقْلٍ قَوِيمٍ وَ خُلُقٍ مُسْتَقِيم
آدمی در سه چیز دگرگون می شود، نزدیکی به پادشاهان، و حکومتها، و توانگری بعد از درویشی.پس هر کس در اینها دگرگون نشود، او صاحب خردی استوار و خلق و خویی راست است.
اَلتَّسَلُّطُ عَلَى اَلضَّعِيفِ وَ اَلْمَمْلُوكِ مِنْ لُزُومِ لُؤْمِ اَلْقُدْرَة
تسلّط بر ناتوانان و بندگان، قدرتی پست است.
اِجْعَلْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَحْرَى أَنْ لاَ يَتَوَاكَلُوا فِي خِدْمَتِك
بر هر یک از کارگزاران خود، وظیفه ای قرار ده تا از او بازخواست کنی؛ این کار سزاوارتر از آن است که هر یک به دیگری واگذارد.