اَلْكَلاَمُ بَيْنَ خَلَّتَيْ سَوْءٍ هُمَا اَلْإِكْثَارُ وَ اَلْإِقْلاَلُ فَالْإِكْثَارُ هَذْرٌ وَ اَلْإِقْلاَلُ عِيٌّ وَ حَصَرٌ وَ اَلْعُقُوبَةُ وَ اَلاِنْتِقَام
سخن گفتن در میانۀ دو بدی است: پرگویی و کم گویی، پرگویی، بیهوده گویی است و کم گویی، ناتوانی و درماندگی در گفتگوست.
اَلْإِكْثَارُ يُزِلُّ اَلْحَكِيمَ وَ يَمَلُّ اَلْحَلِيمَ فَلاَ تُكْثِرْ فَتُضْجِرْ وَ تُفَرِّطْ وَ لاَ تُفَرِّطْ فَتُهَن
پرگویی، دانشمند را می لغزاند و بردبار را کسل نماید؛ پس زیاده نگو که دلگیر کنی و کوتاهی مکن که خوار شوی.
اَلاِسْتِطَالَةُ لِسَانُ اَلْغَوَايَةِ وَ اَلْجَهَالَة
درازگویی، زبان گمراهی و نادانی است.
إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ اَلْكَلاَمِ فَإِنَّهُ يُكْثِرُ اَلزَّلَلَ وَ يُورِثُ اَلْمَلَل
از پرگویی بپرهیز؛ زیرا لغزش را بسیار کند و موجب دلگیری شود.
إِيَّاكَ وَ فُضُولَ اَلْكَلاَمِ فَإِنَّهُ يُظْهِرُ مِنْ عُيُوبِكَ مَا بَطَنَ وَ يُحَرِّكُ عَلَيْكَ مِنْ أَعْدَائِكَ مَا سَكَن
از زیاده گویی بپرهیز؛ زیرا بدیهای پوشیده ات را آشکار کند و دشمنان آرام گرفته ات را برانگیزد.
أَقْبَحُ مِنَ اَلْعِيِّ اَلزِّيَادَةُ عَلَى اَلْمَنْطِقِ عَنْ مَوْضِعِ اَلْحَاجَة
زشت ترین درماندگی، بیش از نیاز سخن گفتن است.
آفَةُ اَلْكَلاَمِ اَلْإِطَالَة
آفت سخن، دراز گویی است.
بِئْسَ اَلْعَادَةُ اَلْفُضُول
زیاده گویی، بد عادتی است.
دَعِ اَلْكَلاَمَ فِيمَا لاَ يَعْنِيكَ وَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةَّ وَ لَفْظَةٍ أَتَتْ عَلَى مُهْجَة
واگذار سخن گفتن در اموری را که برای تو سودی ندارد و جای آن نیست؛ چه بسا کلمه ای که نعمتی را زایل کند و کلامی که خون به راه اندازد.
رُبِّ كَلاَمٍ كَلاَّم
چه بسا سخنی که جراحت آورد.
عَلاَمَةُ اَلْعِيِّ تَكْرَارُ اَلْكَلاَمِ عِنْدَ اَلْمُنَاظَرَةِ وَ كَثْرَةُ اَلتَّبَجُّحِ عِنْدَ اَلْمُحَاوَرَة
نشانۀ درماندگی، تکرار سخن و اظهار شادمانی در هنگام گفتگوست.
قُرِنَ اَلْإِكْثَارُ بِالْمَلَل
پرگویی با دلگیری همراه است.