إِنْ عَقَلْتَ أَمْرَكَ أَوْ أَصَبْتَ مَعْرِفَةَ نَفْسِكَ فَأَعْرِضْ عَنِ اَلدُّنْيَا وَ اِزْهَدْ فِيهَا فَإِنَّهَا دَارُ اَلْأَشْقِيَاءِ وَ لَيْسَتْ بِدَارِ اَلسُّعَدَاءِ بَهْجَتُهَا زُورٌ وَ زِينَتُهَا غُرُورٌ وَ سَحَائِبُهَا مُتَقَشِّعَةٌ وَ مَوَاهِبُهَا مُرْتَجِعَةٌ مُنْتَزِعَةٌ وَ عَوَارِيهَا مُرْتَجِعَة
اگر کار خود را دریافته ای و به شناخت نفس خود رسیده ای پس از دنیا دوری کن و به آن بی رغبت باش؛ زیرا دنیا خانۀ تیره بختان است و خانۀ نیکبختان نیست.خوشی آن، دروغ است و آرایش آن، فریب.ابرهای آن باز شده است و نعمتهای آن باز گرفته شود.
إِذَا كَثُرَتِ اَلْقُدْرَةُ قَلَّتِ اَلشَّهْوَة
هر گاه توانایی بسیار شود. خواهش شهوانی کم گردد.
شَرُّ اَلْفَقْرِ فَقْرُ اَلنَّفْس
بدترین نیازمندی، نیازمندی نفس است.
فَقْرُ اَلنَّفْسِ شَرُّ اَلْفَقْر
نیازمندی نفس، بدترین نیازمندیهاست.
عَجِبْتُ لِمَنْ عَرَفَ دَوَاءَ دَائِهِ فَلاَ يَطْلُبُهُ كَيْفَ لاَ يَطْلُبُهُ وَ إِنْ وَجَدَهُ لَمْ يَتَدَاوَ بِه
در شگفتم برای کسی که داروی درد خویش را می شناسد پس آن را طلب نمی کند و اگر آن را بیابد خود را با آن درمان نخواهد کرد.
مَنْ أَسَاءَ إِلَى نَفْسِهِ لَمْ يُتَوَقَّعْ مِنْهُ جَمِيل
کسی که به نفس خویش بد کند از آن نیکویی انتظار نداشته باشد.
مَنْ عَرَفَ قَدْرَ نَفْسِهِ لَمْ يُهِنْهَا بِالْفَانِيَات
کسی که منزلت نفس خود را بشناسد، آن را با دنیای نابود شدنی خوار نگرداند.
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَهُوَ لِغَيْرِهِ أَعْرَف
کسی که نفس خود را بشناسد، پس او دیگران را بهتر شناخته است.
مَنْ عَرَفَ شَرَفَ مَعْنَاهُ صَانَهُ عَنْ دَنَاءَةِ شَهْوَتِهِ وَ زُورِ مُنَاه
هر که بزرگی و منزلت خود را بشناسد، آن را از پستی خواهشهای شهوانی و دروغ آرزوهای خود دور نگهدارد.
لاَ تَعْصِ نَفْسَكَ إِذَا هِيَ أَرْشَدَتْك
نفس خود را نافرمانی مکن، آنگاه که تو را ارشاد کند.
أَعْظَمُ اَلْجَهْلِ جَهْلُ اَلْإِنْسَانِ أَمْرَ نَفْسِه
بزرگترین نادانی آن است که انسان به نفس خود نادان باشد.
عَجِبْتُ لِمَنْ يَنْشُدُ ضَالَّتَهُ وَ قَدْ أَضَلَّ نَفْسَهُ فَلاَ يَطْلُبُهَا
در شگفتم برای کسی که گمشدۀ خود را می جوید در حالی که نفس خود را گم کرده است و آن را نمی جوید.