قال أمیر المؤمنین علیه السلام: جَمَعَنا رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله فی بَیتِ امِ سَلَمَة، أنَا وَفاطِمَةَ وَحَسَناً وَحُسَیناً، ثُمَّ دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وآله فی کساءٍ لَهُ، وَأدْخَلْنا مَعَهُ، ثُمَّ ضَمَّنا، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَیتی، فَأذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً. فَقالَتْ امُّ سَلَمَة: یا رَسُولَ اللهِ، فَأنا؟- وَ دَنَتْ مِنْهُ- فَقالَ: أنْتِ مِمَّنْ أنْتِ منْهُ، وَأنْتِ عَلی خَیرٍ. أعادَ رَسولُ اللهِ، ثَلاثاً یصْنَعُ ذلِک.
امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:
رسول خدا صلی الله علیه وآله من و فاطمه و حسن و حسین را در بیت ام سلمه گرد آورد و زیر ردای خود رفت؛ ما را هم به زیر عبا برد و در آغوش خود جای داده آن گاه فرمود: خدایا! اهل بیت من اینها هستند؛ رجس و ناپاکی را از ایشان زائل فرما و طهارت و پاکی را نصیب آنان قرار ده.
ام سلمه گفت: یا نبی الله! پس من چه؟- و او نزدیک رسول اقدس صلی الله علیه وآله واقع شده بود.
پیامبر فرمود: تو از همانی که تو از آنی و تو در مسیر خیر هستی [اما از ما اهل بیت و این جماعت پنج تن نیستی]. رسول خدا این کار را سه بار تکرار نمود.
- شواهد التنزیل، 52: 2/ 672؛ نیز رجوع فرمایید به المناقب ابن مغازلی، 302/ 346؛ المستدرک علی الصحیحین، 188: 3/ 4802؛ المناقب خوارزمی، 63/ 32؛ فضائل الصحابه ابن حنبل، 577: 2/ 978؛ مسند ابن حنبل، 45: 6/ 16985؛ المصنف از ابن ابی شبیه، 501: 7/ 40. سنن ترمذی، 663: 5/ 3787 و غیر آنها. احادیث این باب بسیار و در حد تواتر می باشد و در غیر مصادر یاد شده در مجامع روایی و تفاسیر و کتب تاریخی نقل شده است.
عن سعد، سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله یقول لعلی علیه السلام ثلاث خصال لأن یکون لی واحدة منها أحب إلی من الدنیا و ما فیها، سمعته یقول: أنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إلّا أنَّهُ لا نَبِی بَعْدِی وَ سَمِعْتُهُ یقُولُ: لَاعْطِینَّ الرایةَ غَداً رَجُلًا یحِبُّ اللهَ وَالرَّسُولَ وَ یحِبُّهُ اللهُ وَ رَسُولُهُ لَیسَ بِفَرّارٍ. وَ سَمِعْتُهُ یقُولُ: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ.
از سعد نقل است که گفت:
سه جمله (خصلت) است که اگر یکی از آنها در من بود از دنیا و آنچه در آن است بیشترش ارج می نهادم.
شنیدم پیامبر صلی الله علیه وآله به علی می گوید:
منزلت تو به من همان منزلت هارون به موسی است با این تفاوت که دیگر بعد از من نبوت نیست.
و شنیدم در روز فتح خیبر درباره او فرمود:
فردا بیرق جنگ را به کسی خواهم سپرد که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند و هیچ گاه به دشمن پشت نمی کند و نمی گریزد.
و شنیدم فرمود:
هرکس که من مولای اویم علی مولای اوست.
- کنز العمال 13، ح 36595 به نقل از ابن جریر. نیز رجوع فرمایید به ح 36493 و 36496. می گویم: «این احادیث از روایات متواتر و قطعی الصدور است.»
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: مَنْ أطاعَنی فَقَدْ أطاعَ اللهَ وَ مَنْ عَصانی فَقَدْ عَصَی اللهَ، وَمَنْ أطاعَ عَلِیاً فَقَدْ أطاعَنی، وَ مَنْ عَصی عَلِیاً فَقَدْ عَصانی.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
هر کس از من پیروی نماید در حقیقت از خدا فرمانبری کرده است و هر کس نافرمانی من کند در واقع نافرمانی خدا کرده است و هر کس از علی اطاعت کند، در حقیقت از من پیروی کرده و هر کس از علی نافرمانی کند از من نافرمانی کرده است.
- المستدرک، 121: 3. حاکم نیشابوری می گوید: «این حدیث، سندش صحیح است و نویسنده کنز العمال از ابوذر چنین نقل کرده که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: هر کس از تو جدا شود، از من جدا شده و هر کس از من جدا شود در حقیقت از خدا جدا شده است.» 156: 60.
عن ابن مردویه: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: فی الجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدْعی «الوَسِیلَةَ» فَإذا سَألْتُمُ اللهَ فَاسْألُوا لِی الْوَسیلَةَ، قالوُا: یا رَسُولَ اللهِ، مَنْ یسْکنُ مَعَک فِیها؟ قَال: عَلِی وَفاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَینُ.
از ابن مردویه نقل است که گفت: نبی مکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
در بهشت درجه ای «وسیله» نام است. پس وقتی که از خداوند چیزی برای من می خواهید، «وسیله» را درخواست کنید.
افراد حاضر پرسیدند: چه کسی در جوار شما در آن درجه سکونت خواهد گزید؟ فرمود: علی و فاطمه و حسن و حسین.
- تفسیر ابن کثیر 68: 2؛ کنز العمال، 103: 12/ 34195، و 639: 13/ 37616؛ مقتل الحسین علیه السلام، خوارزمی، 141/ 67، سیوطی در مسند علی بن ابی طالب علیه السلام، 350: 1، مسند فاطمه سلام الله علیه، 69؛ الجامع الکبیر 305: 16/ 8070 حدیث را روایت کرده. المناقب ابن مغازلی، 247/ 295.
عن سلمان الفارسی قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أوَّلُکمْ وارِداً عَلَی الْحَوْضَ أوَّلُکمْ اسْلاماً عَلِی بْنُ أبی طالبٍ.
از سلمان فارسی نقل شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
اولین فردی که در کنار حوض کوثر بر من وارد می شود نخستین کسی است که اسلام آورد و او علی بن ابی طالب است.
- تاریخ بغداد، 81: 2؛ المناقب ابن مغازلی، 16/ 22؛ الفردوس، 1/ 41/ 93؛ المستدرک علی الصحیحین، 3/ 147/ 4662؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 82: 1/ 115. و از عمر نقل شده که گفت من و ابو عبیده و ابوبکر و گروهی از انصار با یکدیگر بودیم که رسول خدا صلی الله علیه وآله دست بر شانه علی زد و فرمود: «ای علی! تو نخستین گرونده ای که ایمان آورد و مسلم نخستی که اسلام را برگزید و تو نسبت به من منزلت هارون نسبت به موسی را داری.» مراجعه شود به جواهر المطالب اثر باعونی شافعی، 37: 1.
عن حذیفة: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: عَلِی خَیرُ الْبَشَرِ فَمَنْ أبی فَقَدْ کفَرَ.
از حذیفه نقل است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
علی، برترین انسان است؛ هر که نپذیرد، کافر است.
- تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 444: 2/ 962/ 963؛ کنز العمال، 625: 11/ 33045؛ و در الفردوس، 62: 3/ 3175 چنین ثبت شده است: «علی بهترین انسان است هر کس در این شک نماید کافر است.» ابن عساکر از عطاء نقل کرده است که گفت: از عایشه درباره علی علیه السلام پرسیدم، او گفت: «او بهترین بشر است و در آن شک نمی کند مگر کافر.» در همان منبع (تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 488: 2/ 972) نیز مراجعه شود به موضح اوهام الجمع و التفریق، 394: 1. کنوز الحقائق، به نقل از ابو یعلی: «علی بهترین بشر است، کسی که در آن شک نماید کافر است» و در کفایة الطالب، اثر گنجی شافعی، ص 119 از عطاء نقل است که از عایشه از علی پرسیدم، گفت: ذلک خیرا لبشر لا یشک فیه الا کافر (او بهترین بشر است و در آن شک نمی کند مگر کافر.) و محدث بزرگ و امین ابو محمد جعفر بن احمد بن علی قمی ساکن ری کتابی مستقل در این زمینه دارد به نام (نوادر الاثر فی علی علیه السلام خیر البشر صلوات الله علیه) و در این کتاب نزدیک به هفتاد و پنج طریق برای این حدیث نوشته است.
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: خَیرُ رِجالِکمْ عَلِی بْنُ أبی طالِبٍ، وَ خَیرُ شَبابِکمْ الحَسَنُ وَ الْحُسَینُ، وَ خَیرُ نِسائِکمْ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحمدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیهِمْ.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: بهترین مردان شما علی بن ابی طالب، و بهترین جوانانتان حسن و حسین هستند، و بهترین بانوان شما دخت محمد علیهم السلام است.
- تاریخ بغداد، 392: 4/ 2280.
عن ابن عباس: قال رسول الله صلی الله علیه وآله لعبد الرحمن بن عوف: یا عَبْدَالرَّحْمنِ، أنْتُمْ أصْحابی وَ عَلِی بْنُ أبی طالبٍ مِنّی وَ أنَا مِنْ عَلِی، فَهُوَ بابُ عِلْمی وَ وَصیی، وَ هُوَ وَ فاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ هُمْ خَیرُ الأرْضِ عُنْصُراً وَ شَرَفاً وَ کرَماً.
از ابن عباس، روایت شده که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله به عبدالرحمن بن عوف فرمود:
ای عبدالرحمن! شما ملازمان و همراهان من هستید و علی بن ابی طالب از من است و و من از او هستم. او باب علم من و وصی من است. او و فاطمه و حسن و حسین بهترین اهل زمین هستند در اصالت و شرافت و کرامت.
- ینابیع المودة، 333: 2/ 973؛ مقتل الحسین علیه السلام، خوارزمی، 60: 1.
قال أمیر المؤمنین علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: شُرَکائِی الَّذینَ قَرَنَهُمُ اللهُ بِنَفْسِهِ وَ بی وَأنْزَلَ فیهِمْ: «یا أیهَا الَّذینَ آمَنُوا أطیعُوا اللهَ وَأطِیعُوا الرَّسُولَ» الآیةَ، فَإنْ خِفْتُمْ تَنازُعاً فی أمْرٍ فَأرْجِعُوهُ إلی اللهِ وَ الرَّسُولِ وَ اوُلِی الأمْرِ، قُلْتُ: یا نَبِی اللهِ، مَنْ هُمْ؟ قالَ: أنْتَ اوَّلُهُمْ.
امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: نبی مکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
شرکای من آنان اند که پروردگار به خود و من، نزدیکشان ساخته و در خصوص ایشان این آیت را فرو فرستاده (ای ایمان آورندگان! از خدا اطاعت کنید و از رسول خدا نیز فرمانبرداری نمایید) تا آخر آیه. پس اگر از درگیری و کشمکش بیمناک شدید آن را به خدا و رسول و اولوالامر ارجاع دهید.
گفتم: ای رسول خدا صلی الله علیه وآله اولوا الامر کیان اند؟
فرمود: تو اولین شان هستی.
- شواهد التنزیل، 89: 1/ 202. می گویم: «ایشان نخستین امام از امامان دوازده گانه است و دومین آنها حسن و حسین تا امام دوازدهم حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که زمین را آکنده از عدل و داد خواهد کرد پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد. ائمه دوازده گانه همانان هستند که رسول خدا صلی الله علیه وآله در نصوص معتبر به امامتشان تصریح فرموده برای دریافت اطلاع گسترده به کتاب منتخب الاثر، ج 1، مراجعه فرمایید.»
عن أبی هریرة: نظر النبی صلی الله علیه وآله إلی علی و حسن و حسین و فاطمة علیهم السلام، فقال: أنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکم، وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکمْ.
از ابوهریره روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی و حسن و حسین و فاطمه علیهم السلام- که بر آنان درود خدا باد- نگریست و فرمود:
من در جنگم با کسی که با شما در جنگ باشد و آشتی هستم با هر که با شما در صلح و سلامت باشد.
- مسند احمد بن حنبل، 446: 3/ 9704؛ المستدرک علی الصحیحین، 161: 3/ 473 و 4714؛ تاریخ بغداد، 137: 7؛ المعجم الکبیر، 40: 3/ 2621؛ البدایة و النهایة، 36: 8. از زید بن ارقم نقل است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله در بیماری ای که به رحلتش منجر شد با مهربانی رو به سوی علی و فاطمه و حسن و حسین کردو فرمود: «من در جنگم با کسی که با شما بجنگد، و صلحم با کسی که با شما از در آشتی درآید.» تهذیب تاریخ دمشق، 319. نیز رجوع فرمایید به: سنن ترمذی، 699: 5/ 3870؛ سنن ابن ماجه: 52/ 145. از ابو سعید خدری نقل است که گفت: بعد از ازدواج علی با فاطمه، نبی مکرم صلی الله علیه وآله چهل روز صبحگاهان به در خانه فاطمه می آمد و می فرمود: «من سرا پا جنگم با هر که با شما بجنگد و سرا پا دوستم با فردی که با شما دوستی نماید.» فضائل سیدة النساء از ابوحفص عمر بن شاهین، 29. و در کنزالعمال از زید بن ارقم نقل است که پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله به فاطمه و علی و حسن و حسین فرمود: «من در نبردم با کسی که با شما بستیزد و در صلح و آشتی ام با کسی که با شما در صلح و صفا باشد.» متقی هندی این روایت را از شماری از کتاب های عامه نقل کرده است: 640: 13/ 37618.
قال أبو سعید الخدری: سألت رسول الله صلی الله علیه وآله عن قولِ اللهِ تَعالی: «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ»؟ قال: ذاک أخی عَلِی بْنُ أبی طالِبٍ.
از ابوسعید خدری روایت شده که گفت: من درباره آیه شریفه ( و من عنده علم الکتاب) (و کسی که علم کتاب نزد اوست) از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله سؤال کردم، حضرت فرمود:
آن شخص برادرم علی بن ابی طالب است.
- شواهد التنزیل، 400: 1/ 422. نیز رجوع کنید: توضیح الدلائل، 161؛ تفسیر القرآن قرطبی، 236: 9.
عن أمیر المؤمنین علیه السلام: جاءَ سُهَیلُ بنُ عَمْرو إلی رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ فَقالَ: یا مُحَمَّدُ، إنَّهُ قَدْ خَرَجَ إلَیک اناسٌ مِنْ أرِقّائِنا لَیسَ بِهِمْ لِلدّینِ تَعَبُّداً فَارْدُدْهُمْ عَلَینا. فَقالَ ابُوبَکرٍ وَ عُمَرْ: صَدَقَ یا رَسُولَ الله. فَقَالَ النَّبی صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ: لَنْ تَنْتَهُوا یا مَعْشَرَ قُرَیشٍ حَتّی یبْعَثَ اللهُ عَلَیکمْ رَجُلًا مِنّی امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلْإیمانِ یضْرِبُ رِقابَکمْ عَلَی الدّینِ وَ أنْتُمْ مُتَجَفِّلُونَ عَنْهُ اجْفالَ النِّعَمِ. فَقالَ ابُوبَکرٍ: أنَا هُوَ یا رَسُولَ اللهِ؟ قالَ: لا. قالَ عُمَرُ: أنَا…
از علی علیه السلام نقل شده که فرمود:
سهیل بن عمرو [همراه عده ای از قریشیان مکه] نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و عرض کرد:
یا محمد! گروهی از فرزندان، برادران و بردگان ما نزد تو آمده اند. آنان نه به دلیل علاقه به دین و نه برای فهم واندیشه آمده اند (به عبارت دیگر) نسبت به دین، هیچ التزام و تعبدی ندارند آنان را به سوی ما بازگردان.
ابوبکر و عمر بر سخنان او صحه گذاشتند اما نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ای گروه قریش! شما هرگز به اصلاح نمی رسید تا آن که کسی را به سویتان گسیل دارم که خداوند، دلش را به ایمان آزموده است تا شما را بر اساس آموزه های دینی گردن زند و شما همچون شترمرغ سرکش از او فرار می کنید و طغیان می ورزید.
ابوبکر گفت: آیا آن مرد که می گویید منم ای پیامبر خدا؟
فرمود: خیر.
عمر…
- تاریخ بغداد، 133: 1 و 433: 8؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 366: 2/ 873؛ خصائص علی علیه السلام از نسایی، 85/ 31.