اَلْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ إِلَى اَلدُّنْيَا بِعَيْنِ اَلاِعْتِبَارِ وَ يَقْتَاتُ فِيهَا بِبَطْنِ اَلاِضْطِرَارِ وَ يَسْمَعُ فِيهَا بِأُذُنِ اَلْمَقْتِ وَ اَلْإِبْغَاض
مؤمن، به دیدۀ عبرت به دنیا می نگرد و از آن به اندازۀ ضرورت شکم می خورد، و در دنیا به گوش دشمنی و بغض می شنود.
اَلْمُؤْمِنُونَ لِأَنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ وَ مِنْ فَارِطِ زَلَلِهِمْ وَجِلُونَ وَ لِلدُّنْيَا عَائِفُونَ عَاقُّونَ وَ إِلَى اَلْآخِرَةِ مُشْتَاقُونَ وَ إِلَى اَلطَّاعَاتِ مُسَارِعُون
مؤمنان به نفس خود بدگمان و از لغزشهای گذشتۀ خود ترسان هستند و دنیا را ناخوش دارند و به آخرت مشتاقند و از برای فرمانبرداری شتابانند.
اَلْمُؤْمِنُ مَنْ تَحَمَّلَ أَذَى اَلنَّاسِ وَ لاَ يَتَأَذَّى أَحَدٌ بِهِ مِنْه
مؤمن کسی است که آزار مردم را تحمّل می کند و کسی از او آزار نمی بیند.
اَلْمُؤْمِنُ مَنْ وَقَى دِينَهُ بِدُنْيَاهُ. وَ اَلْفَاجِرُ مَنْ وَقَى دُنْيَاهُ بِدِينِه
مؤمن کسی است که دین خود را به وسیلۀ دنیا نگاه می دارد و گناهکار کسی است که دنیای خود را به وسیلۀ دین نگاه می دارد.
اَلْمُؤْمِنُ أَمِينٌ عَلَى نَفْسِهِ مُغَالِبٌ غَالِبٌ لِهَوَاهُ وَ حِسِّه
مؤمن بر نفس خود امین و بر خواهشهای نفسانی و حسّی خود، غلبه کننده است.
أَفْضَلُ اَلْمُؤْمِنِينَ إِيمَانا مَنْ كَانَ لِلَّهِ أَخْذُهُ وَ عَطَاهُ وَ سَخَطُهُ وَ رِضَاه
برترین مؤمن به حسب ایمان کسی است که گرفتن و عطا کردن و دشمنی و خشنودی او، برای خداوند باشد.
إِنَّ اَلْمُؤْمِنِينَ مُشْفِقُون
مؤمنان مهربان هستند.
إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَيَسْتَحْيِي يَسْتَحِي إِذَا مَضَى لَهُ عَمَلٌ فِي غَيْرِ مَا عَقَدَ عَلَيْهِ إِيمَانَه
بدرستی که مؤمن از انجام عملی که با پیمان ایمانی او ناسازگار است، شرم می کند.
اَلْمُؤْمِنُونَ أَعْظَمُ أَحْلاَما
مؤمنان، بزرگترین بردباران هستند.
اَلْمُؤْمِنُ كَيِّسٌ عَاقِل
مؤمن، زیرک و خردمند است.
اَلْمُؤْمِنُونَ خَيْرَاتُهُمْ مَأْمُولَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَة
مردم به خوبیهای مؤمنان امید دارند و از بدیهای آنها ایمن هستند.
اَلْمُؤْمِنُ مَغْمُومٌ مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ ضَنِينٌ بِخُلَّتِه
مؤمن، در اندیشه خود فرو گرفته و در دوستی با دیگران بخیلی کند.