قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مِنْ أَيْنَ أَصَابَ أَصْحَابَ عَلِيٍّ مَا أَصَابَهُمْ مَعَ عِلْمِهِمْ بِمَنَايَاهُمْ وَ بَلاَيَاهُمْ قَالَ فَأَجَابَنِي شِبْهَ اَلْمُغْضَبِ مِمَّنْ ذَلِكَ إِلاَّ مِنْهُمْ فَقُلْتُ مَا يَمْنَعُكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ ذَلِكَ بَابٌ أُغْلِقَ إِلاَّ أَنَّ اَلْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ صَلَوَاتٌ عَلَيْهِمَا فَتَحَ مِنْهُ شَيْئاً يَسِيراً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ أُولَئِكَ كَانَتْ عَلَى أَفْوَاهِهِمْ أَوْكِيَةٌ .
ابو بصیر گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: چرا باصحاب علی علیه السلام مصیبت ها رسید با وجود آنکه از مرگ و مصیبت خود آگاه بودند؟ حضرت بمانند شخص خشمگین بمن جوابداد: آن مصیبت ها تنها از ناحیه خودشان بآنها رسید، عرضکردم: قربانت گردم مانع شما چیست؟ (که مرگ و مصیبت اصحاب خود را بآنها نمی گویید؟ )فرمود: این دریست بسته شده، تنها حسین بن علی صلوات الله علیهما اندکی از آن را گشود(که در شب عاشورا شهادت و مصیبت اصحابش را بآنها خبر داد)سپس فرمود ای ابا محمد: اصحاب آن حضرت بر دهان خود لجام و بندی داشتند.