قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره دعا و مناجات از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بَيْنَا إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اَلرَّحْمَنِ فِي جَبَلِ بَيْتِ اَلْمَقْدِسِ يَطْلُبُ اَلْمَرْعَى لِغَنَمِهِ إِذْ سَمِعَ صَوْتا فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ قَائِمٍ يُصَلِّي طُولُهُ اِثْنَا عَشَرَ شِبْرا فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ لَهُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ لِمَنْ تُصَلِّي قَالَ لِإِلَهِ اَلسَّمَاءِ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ هَلْ بَقِيَ أَحَدٌ مِنْ قَوْمِكَ غَيْرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ تَأْكُلُ قَالَ أَجْنِي مِنَ اَلشَّجَرِ فِي اَلصَّيْفِ وَ آكُلُهُ فِي اَلشِّتَاءِ قَالَ فَأَيْنَ مَنْزِلُكَ قَالَ فَأَومَى بِيَدِهِ إِلَى جَبَلٍ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ هَلْ لَكَ أَنْ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:هنگامی که ابراهیم علیه السّلام در کوه بیت المقدس برای گوسفندانش در طلب چراگاهی بود، ناگهان صدایی شنید، در این هنگام مردی را دید که ایستاده و نماز می خواند، اندازۀ آن مرد دوازده وجب بود، ابراهیم علیه السّلام به او فرمود:ای بندۀ خدا برای که نماز می گزاری؟گفت:برای خدای آسمانها، فرمود:آیا غیر از تو کسی از خویشانت باقی مانده است؟گفت:خیر، فرمود:پس از کجا می خوری؟گفت:میوه ها را در تابستان ذخیره می کنم و در زمستان می خورم، فرمود:منزلت کجاست؟گفت:در این کوه، فرمود:آیا موافقی که امشب را با هم در منزلت بگذرانیم؟گفت:روبروی ما آبی است که عبور از آن مشکل است، فرمود:تو چه می کنی؟گفت:من روی آب راه می روم، فرمود:برویم؛ شاید خداوند آنچه را به تو داده به من هم بدهد، عابد دست ابراهیم…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 423

کانَ فِیمَا نَاجَی اللَّهُ بِهِ مُوسَی عَلَیهِ السَّلَامُ أَنْ قَالَ: یا ابْنَ عِمْرَانَ کذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یحِبُّنِی فَإِذَا جَنَّهُ اللَّیلُ نَامَ عَنِّی، أَ لَیسَ کلُّ مُحِبٍّ یحِبُّ خَلْوَةَ حَبِیبِهِ؟ هَا أَنَا ذَا یا ابْنَ عِمْرَانَ، مُطَّلِعٌ عَلَی أَحِبَّائِی إِذَا جَنَّهُمُ اللَّیلُ حَوَّلْتُ أَبْصَارَهُمْ فِی قُلُوبِهِمْ وَ مَثَّلْتُ عُقُوبَتِی بَینَ أَعْینِهِمْ یخَاطِبُونِّی عَنِ الْمُشَاهَدَةِ وَ یکلِّمُونِّی عَنِ الْحُضُورِ یا ابْنَ عِمْرَانَ، هَبْ لِی مِنْ قَلْبِک الْخُشُوعَ، وَ مِنْ بَدَنِک الْخُضُوعَ، وَ مِنْ عَینَیک الدُّمُوعَ، وَ ادْعُنِی فِی ظُلَمِ اللَّیلِ، فَإِنَّک…

هنگامی که حضرت موسی با خداوند مناجات می کرد، خداوند فرمود: ای فرزند عمران، دروغ می گوید کسی که خیال می کند مرا دوست دارد وقتی که شب شد می خوابد. زیرا نباید هر دوستداری خلوت کردن با حبیب را هم دوست بدارد؟ ای فرزند عمران، من از وضع دوستدارانم آگاهم که وقتی شب تاریک می شود، چشمان آنها در قلبشان جا می گیرد و عذاب من در جلو چشمانشان مجسم می شود. مرا مانند این که می بیند مورد خطاب قرار می دهند و با من مثل این که مرا در آنجا حاضر می بیند حرف می زنند. ای فرزند عمران، قلبت را برای من خاشع کن و با اعضای بدنت به من خضوع نما و از چشمانت اشک بریز و مرا در تاریکیهای شب بخوان. زیرا در آن صورت تو مرا به خود نزدیک می یابی که دعاهایت را اجابت می کنم.

کلیات حدیث قدسی(ترجمه الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة)، ص: 116
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه