فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا قَالَ إِنَّمَا يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي عَلِيّاً وَ أَوْلاَدَهُ اَلْأَئِمَّةَ ع إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي صَلاَةِ اَلظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ رَاكِعٌ وَ عَلَيْهِ حُلَّةٌ قِيمَتُهَا أَلْفُ دِينَارٍ وَ…
امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«همانا ولی شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند»فرمود: یعنی اولی بشما و سزاوارتر بشما و کارهای شما و جان و مال شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند، یعنی علی و اولادش که ایمه علیهم السلام هستند تا روز قیامت، سپس خدای عز و جل ایشان را وصف کرد و فرمود: «کسانی که نماز میخوانند و در حال رکوع زکاه میدهند». امیر المومنین مشغول نماز ظهر بود، بعد از آنکه دو رکعت را خوانده و در رکوع بود، در حالی که حله ایکه هزار دینار قیمت داشت، در برش بود و آن حله را نجاشی بپیغمبر(ص)هدیه کرده و او بامیر المومنین پوشانیده بود، مرد سایلی آمد و گفت: سلام بر تو ای ولی خدا و ای کسی که نسبت بمومنین از خودشان سزاوارتری بفقیر صدقه ای ده، علی علیه السلام آن حله را…
لَمَّا نَزَلَتْ وَلاَيَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ رَسُولِ اَللَّهِ ص سَلِّمُوا عَلَى عَلِيٍّ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَكَانَ مِمَّا أَكَّدَ اَللَّهُ عَلَيْهِمَا فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ يَا زَيْدُ قَوْلُ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَهُمَا قُومَا فَسَلِّمَا عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالاَ أَ مِنَ اَللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اَللَّهِ ص مِنَ اَللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تَنْقُضُوا اَلْأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اَللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اَللّهَ يَعْلَمُ…
زید بن جهم هلالی گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: چون امر ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شد و پیغمبر صلی الله علیه و آله فرموده بود، بلقب«امیر المومنین»بعلی سلام کنید، ای زید: از جمله تاکیداتی که خدا در آن روز بر آن دو نفر(ابو بکر و عمر)نمود، این بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله بآنها فرمود: برخیزید و بعنوان«امیر المومنین»بعلی سلام کنید، آن دو نفر گفتند: ای رسول خدا این امر از جانب خدا است یا از جانب رسولش؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله بآنها فرمود: از جانب خدا و رسولش، پس خدای عز و جل این آیه نازل فرمود: «و سوگندها را پس از محکم کردنش که خدا را ضامن آن کرده اید مشکنید، زیرا خدا میداند چه میکنید-91 سوره 16-»مقصود فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله است بآنها و گفته آنها…
أَوْصَى مُوسَى ع إِلَى يُوشَعَ بْنِ نُونٍ وَ أَوْصَى يُوشَعُ بْنُ نُونٍ إِلَى وَلَدِ هَارُونَ وَ لَمْ يُوصِ إِلَى وَلَدِهِ وَ لاَ إِلَى وَلَدِ مُوسَى إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَهُ اَلْخِيَرَةُ يَخْتَارُ مَنْ يَشَاءُ مِمَّنْ يَشَاءُ وَ بَشَّرَ مُوسَى وَ يُوشَعُ بِالْمَسِيحِ ع فَلَمَّا أَنْ بَعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْمَسِيحَ ع قَالَ اَلْمَسِيحُ لَهُمْ إِنَّهُ سَوْفَ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي نَبِيٌّ اِسْمُهُ أَحْمَدُ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ ع يَجِي ءُ بِتَصْدِيقِي وَ تَصْدِيقِكُمْ وَ عُذْرِي وَ عُذْرِكُمْ وَ جَرَتْ مِنْ بَعْدِهِ فِي اَلْحَوَارِيِّينَ فِي اَلْمُسْتَحْفَظِينَ وَ إِنَّمَا…
امام صادق علیه السلام فرمود: موسی علیه السلام بیوشع بن نون وصیت کرد و یوشع بن نون بفرزندان هارون وصیت کرد و بفرزندان خودش و فرزندان موسی وصیت نکرد، همانا خدای تعالی صاحب اختیار است، هر که را خواهد و از هر خاندانی که خواهد اختیار کند، و موسی و یوشع مردم را بوجود مسیح علیه السلام مژده دادند -و چون خدای عز و جل مسیح را مبعوث ساخت، مسیح علیه السلام بمردم گفت: همانا پس از من پیغمبری که نامش احمد و از اولاد اسماعیل علیه السلام است خواهد آمد که مرا و شما را تصدیق میکند(بنبوت من و پیروی شما باور دارد) و حجت و عذر مرا و شما را می آورد مانند من و شما احتجاج میکند و قول بالوهیت مرا از من و شما نفی میکند) و امر وصیت پس از عیسی در حواریین مستحفظ جاری گشت و از این جهت خدا ایشان را مستحفظ نامید که نگهداری…
قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي مَرَضِهِ اَلَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتَا إِلَى أَبَوَيْهِمَا فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِمَا رَسُولُ اَللَّهِ ص أَعْرَضَ عَنْهُمَا ثُمَّ قَالَ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأُرْسِلَ إِلَى عَلِيٍّ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ أَكَبَّ عَلَيْهِ يُحَدِّثُهُ فَلَمَّا خَرَجَ لَقِيَاهُ فَقَالاَ لَهُ مَا حَدَّثَكَ خَلِيلُكَ فَقَالَ حَدَّثَنِي أَلْفَ بَابٍ يَفْتَحُ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ .
امام صادق علیه السلام فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله در مرض وفات خود فرمود: دوستم را نزد من حاضر کنید، آن دو زن(حفصه و عایشه)بدنبال پدران خود فرستادند، چون نظر رسول خدا صلی الله علیه و آله بر آنها افتاد، رو بگردانید و فرمود: دوستم را نزد من حاضر کنید پس بدنبال علی فرستادند، چون دیدارش بعلی افتاد، باو متوجه شد و حدیثش گفت. و چون علی بیرون آمد، آن دو نفر (ابو بکر)و عمر را ملاقات کرد، باو گفتند: دوستت بتو چه حدیث کرد؟ فرمود: هزار باب بمن حدیث کرد که هر بابی مفتاح هزار بابست.
كَانَ فِي ذُؤَابَةِ سَيْفِ رَسُولِ اَللَّهِ ص صَحِيفَةٌ صَغِيرَةٌ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَيُّ شَيْ ءٍ كَانَ فِي تِلْكَ اَلصَّحِيفَةِ قَالَ هِيَ اَلْأَحْرُفُ اَلَّتِي يَفْتَحُ كُلُّ حَرْفٍ أَلْفَ حَرْفٍ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَمَا خَرَجَ مِنْهَا حَرْفَانِ حَتَّى اَلسَّاعَةِ .
ابو بصیر گوید امام صادق علیه السلام فرمود: در گوشه دسته شمشیر پیغمبر صلی الله علیه و آله دفترچه یی بود، بامام صادق علیه السلام عرضکردم: در آن دفترچه، چه نوشته بود؟ فرمود حروف بود که حرف آن مفتاح هزار حرف بود، ابو بصیر گوید، امام صادق علیه السلام فرمود: تا اکنون دو حرف از آنها خارج نشده است(برای مردم ظاهر نگشته است).
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلْ لِلْمَاءِ اَلَّذِي يُغَسَّلُ بِهِ اَلْمَيِّتُ حَدٌّمَحْدُودٌ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ لِعَلِيٍّ ع إِذَا مِتُّ فَاسْتَقِ سِتَّ قِرَبٍ مِنْ مَاءِ بِئْرِ غَرْسٍ فَغَسِّلْنِي وَ كَفِّنِّي وَ حَنِّطْنِي فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِي وَ كَفْنِي فَخُذْ بِجَوَامِعِ كَفَنِي وَ أَجْلِسْنِي ثُمَّ سَلْنِي عَمَّا شِئْتَ فَوَ اَللَّهِ لاَ تَسْأَلُنِي عَنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ أَجَبْتُكَ فِيهِ .
فضیل گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم، آیا آبی که میت را با آن غسل می دهند، اندازه معینی دارد؟ فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بعلی علیه السلام فرمود: چون من مردم شش مشک از آب چاه غرس بکش و مرا غسل بده و کفن پوش و حنوط نما، و چون از غسل و کفنم فارغ شدی، اطراف کفنم را بگیر و مرا بنشان و سپس هر چه خواهی از من بپرس، بخدا که از هر چه پرسی پاسخت گویم.
دَخَلْتُ أَنَا وَ كَامِلٌ اَلتَّمَّارُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ كَامِلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِيثٌ رَوَاهُ فُلاَنٌ فَقَالَ اُذْكُرْهُ فَقَالَ حَدَّثَنِي أَنَّ اَلنَّبِيَّ ص حَدَّثَ عَلِيّاً ع بِأَلْفِ بَابٍ يَوْمَ تُوُفِّيَ رَسُولُ اَللَّهِ ص كُلُّ بَابٍ يَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ فَذَلِكَ أَلْفُ أَلْفِ بَابٍ فَقَالَ لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَظَهَرَ ذَلِكَ لِشِيعَتِكُمْ وَ مَوَالِيكُمْ فَقَالَ يَا كَامِلُ بَابٌ أَوْ بَابَانِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا يُرْوَى مِنْ فَضْلِكُمْ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ بَابٍ إِلاَّ بَابٌ أَوْ بَابَانِ قَالَ فَقَالَ وَ مَا…
یونس بن رباط گوید: من و کامل خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم، کامل بحضرت عرض کردم: قربانت گردم، فلان شخص حدیثی روایت کند، فرمود: آن را بازگو، عرضکرد: او گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز وفاتش بعلی علیه السلام هزار باب حدیث کرد و هر بابی مفتاح هزار حدیث بود، که جمعا یک میلیون باب می شد، فرمود: آری چنین بود، عرضکردم: قربانت، آن بابها برای شیعیان و دوستان شما هم ظاهر شد؟ (از آن علوم آگاه گشتند؟ )فرمود: ای کامل یک باب یا دو باب آن(از یک باب بیشتر و بدو باب نرسیده)ظاهر گشت. عرضکردم: قربانت، بنا بر این، از یک میلیون باب از فضل شما جز یک یا دو باب روایت نشده است؟ فرمود: توقع دارید که شما از فضل ما چه اندازه روایت کنید؟ شما از فضل ما جز یک الف غیر متصل روایت نکنید.
لَمَّا حَضَرَتِ اَلْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ ع اَلْوَفَاةُ قَالَ يَا قَنْبَرُ اُنْظُرْ هَلْ تَرَى مِنْ وَرَاءِ بَابِكَ مُؤْمِناً مِنْ غَيْرِ آلِ مُحَمَّدٍ ع فَقَالَ اَللَّهُ تَعَالَى وَ رَسُولُهُ وَ اِبْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي قَالَ اُدْعُ لِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَأَتَيْتُهُ فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ هَلْ حَدَثَ إِلاَّ خَيْرٌ قُلْتُ أَجِبْ أَبَا مُحَمَّدٍ فَعَجَّلَ عَلَى شِسْعِ نَعْلِهِ فَلَمْ يُسَوِّهِ وَ خَرَجَ مَعِي يَعْدُو فَلَمَّا قَامَ بَيْنَ يَدَيْهِ سَلَّمَ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع اِجْلِسْ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِثْلُكَ يَغِيبُ عَنْ سَمَاعِ كَلاَمٍ يَحْيَا…
امام صادق علیه السلام فرمود: چون وفات حسن بن علی علیهما السلام فرا رسید بقنبر فرمود: ای قنبر ببین پشت در، مومنی از غیر آل محمد علیهم السلام هست؟ عرضکرد: خدای تعالی و پیغمبر و پسر پیغمبرش آن را از من بهتر میدانند. فرمود: محمد بن علی را(که مادرش حنفیه است)نزد من آور(پس مقصود از سوال کردن حضرت این بود که بقنبر بفرماید: من میدانم کسی جز محمد بن حنفیه آنجا نیست، او را بیاور و گفته اند مقصودش از مومن عزراییل است، زیرا او بر در خانه ایمه اجازه میگرفت)قنبر گوید: من نزدش رفتم، چون وارد شدم، گفت: امیدوارم جز خیر پیش نیامده باشد. عرضکردم: ابا محمد را اجابت کن (که ترا میخواند)او با شتاب بدون اینکه بند کفش خود را به بندد با من دوید، چون مقابل امام رسید سلام کرد. حسن بن علی علیهما السلام باو فرمود: بنشین…
إِنَّ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ كَتَبَ إِلَى اِبْنِ حَزْمٍ أَنْ يُرْسِلَ إِلَيْهِ بِصَدَقَةِ عَلِيٍّ وَ عُمَرَ وَ عُثْمَانَ وَ إِنَّ اِبْنَ حَزْمٍ بَعَثَ إِلَى زَيْدِ بْنِ اَلْحَسَنِ وَ كَانَ أَكْبَرَهُمْ فَسَأَلَهُ اَلصَّدَقَةَ فَقَالَ زَيْدٌ إِنَّ اَلْوَالِيَ كَانَ بَعْدَ عَلِيٍّ اَلْحَسَنَ وَ بَعْدَ اَلْحَسَنِ اَلْحُسَيْنَ وَ بَعْدَ اَلْحُسَيْنِ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ وَ بَعْدَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ فَابْعَثْ إِلَيْهِ فَبَعَثَ اِبْنُ حَزْمٍ إِلَى أَبِي فَأَرْسَلَنِي أَبِي بِالْكِتَابِ إِلَيْهِ حَتَّى دَفَعْتُهُ إِلَى اِبْنِ حَزْمٍ فَقَالَ لَهُ بَعْضُنَا…
ابن ابی العلا گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: عمر بن عبد العزیز بابن حزم(که گویا والی او در مدینه بوده)نوشت که صدقه(یعنی دفتر موقوفات و صدقات-مجلسی(ره)-)علی و عمر و عثمان را برای او بفرستد، ابن حزم هم شخصی را نزد زید بن حسن که بزرگترین اولاد علی بود فرستاد تا آن را مطالبه کند. زید گفت: حاکم متولی بعد از علی حسن بود و پس از حسن حسین و بعد از حسین بن علی بن الحسین و پس از علی بن الحسین محمد بن علی است، از او مطالبه کن، ابن حزم نزد پدرم فرستاد، پدرم مرا فرستاد تا آن دفتر را بابن حزم تحویل دادم(و دفتر صدقات عمر و عثمان را هم از اولاد خود آنها مطالبه کرد). ابن ابی العلا گوید: یکی از ما بامام عرضکرد: اولاد حسن این موضوع را میدانند؟ فرمود: آری چنان که میدانند اکنون شب است، ولی حسد آنها…
إِنَّ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ كَتَبَ إِلَى اِبْنِ حَزْمٍ ثُمَّ ذَكَرَ مِثْلَهُ إِلاَّ أَنَّهُ قَالَ بَعَثَ اِبْنُ حَزْمٍ إِلَى زَيْدِ بْنِ اَلْحَسَنِ وَ كَانَ أَكْبَرَ مِنْ أَبِي ع .
ابن ابی یعفور گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: عمر بن عبد العزیز بابن حزم نوشت- سپس مانند روایت سابق نقل میکند-جز اینکه میگوید: ابن حزم نزد زید بن حسن فرستاد و او از پدرم بزرگتر بود.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع خُذْ بِيَدِي مِنَ اَلنَّارِ مَنْ لَنَا بَعْدَكَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ غُلاَمٌ فَقَالَ هَذَا صَاحِبُكُمْ فَتَمَسَّكْ بِهِ .
فیض بن مختار گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: مرا از آتش دوزخ دستگیر، ما بعد از شما که را داریم؟ پس ابو ابراهیم بر آن حضرت وارد شد و او در آن روز کودک بود، امام فرمود: اینست صاحب شما، دامنش را بگیر.
قُلْتُ لَهُ أَسْأَلُ اَللَّهَ اَلَّذِي رَزَقَ أَبَاكَ مِنْكَ هَذِهِ اَلْمَنْزِلَةَ أَنْ يَرْزُقَكَ مِنْ عَقِبِكَ قَبْلَ اَلْمَمَاتِ مِثْلَهَا فَقَالَ قَدْ فَعَلَ اَللَّهُ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ مَنْ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَشَارَ إِلَى اَلْعَبْدِ اَلصَّالِحِ وَ هُوَ رَاقِدٌ فَقَالَ هَذَا اَلرَّاقِدُ وَ هُوَ غُلاَمٌ .
معاذ بن کثیر گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: از خدایی که این مقام را بشما روزی کرده میخواهم که تا پیش از وفات شما مانند آن را بنسل شما هم روزی کند. فرمود: خدا این کار را کرده است عرضکردم: قربانت گردم، او کیست؟ اشاره بعبد الصالح کرد که خوابیده بود و فرمود این خوابیده-و او در آن زمان کودک بود.