قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع ذَاتَ يَوْمٍ وَ كَانَ لاَ يُكَنِّينِي قَبْلَ ذَلِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ قُلْتُ لَبَّيْكَ قَالَ إِنَّ لَنَا فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ سُرُوراً قُلْتُ زَادَكَ اَللَّهُ وَ مَا ذَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ اَلْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْعَرْشَ وَ وَافَى اَلْأَئِمَّةُ ع مَعَهُ وَ وَافَيْنَا مَعَهُمْ فَلاَ تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلاَّ بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَأَنْفَدْنَا .
مفضل(بن عمر که کینه اش ابا عبد الله است)گوید: روزی امام صادق علیه السلام بمن فرمود: ای ابا عبد الله-و تا آن روز مرا بکنیه ام نخوانده بود-من عرضکردم: لبیک: فرمود: برای ما در هر شب جمعه شادی و سروریست. عرضکردم: خدایش افزایش دهد، آن سرور چیست؟ فرمود: چون شب جمعه شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله بعرش خدا برآید و ایمه علیهم السلام برآیند و ما نیز با ایشان برآییم، پس ارواح ما ببدنهایمان باز نگردد، مگر با علمی که استفاده شده باشد و اگر چنین نباشد علم ما نابود گردد.
مَا مِنْ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ إِلاَّ وَ لِأَوْلِيَاءِ اَللَّهِ فِيهَا سُرُورٌ قُلْتُ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ اَلْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْعَرْشَ وَ وَافَى اَلْأَئِمَّةُ ع وَ وَافَيْتُ مَعَهُمْ فَمَا أَرْجِعُ إِلاَّ بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَنَفِدَ مَا عِنْدِي .
امام صادق علیه السلام فرمود: شب جمعه ای نباشد، جز اینکه برای اولیا الله در آن شب سروری هست. راوی گوید عرضکردم: قربانت گردم آن سرور چیست؟ فرمود: چون شب جمعه شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله و ایمه علیهم السلام بعرش برآیند و من هم با ایشان برآیم و جز این نباشد که با علم استفاده شده برگردم و اگر چنین نبود، آنچه نزدم هست نابود میشد.
لَوْ لاَ أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا.
امام صادق علیه السلام میفرمود: اگر علم ما افزایش نیابد، بی علم بمانیم.
يَا ذَرِيحُ لَوْ لاَ أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا .
ذریح گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: ای ذریح اگر ما افزایش علمی نیابیم، بی علم بمانیم.
لَيْسَ يَخْرُجُ شَيْ ءٌ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى يَبْدَأَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص ثُمَّ بِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ بِوَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ لِكَيْلاَ يَكُونَ آخِرُنَا أَعْلَمَ مِنْ أَوَّلِنَا .
امام صادق علیه السلام فرمود: چیزی(از علم)از نزد خدای عز و جل خارج نشود، جز اینکه برسول خدا صلی الله علیه و آله آغاز شود، سپس بامیر المومنین علیه السلام رسد و سپس بامامان دیگر، یکی پس از دیگری تا امام آخر از امام اول عالمتر نباشد.
إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عِلْمَيْنِ عِلْماً أَظْهَرَ عَلَيْهِ مَلاَئِكَتَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا أَظْهَرَ عَلَيْهِ مَلاَئِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ أَنْبِيَاءَهُ فَقَدْ عَلِمْنَاهُ وَ عِلْماً اِسْتَأْثَرَ بِهِ فَإِذَا بَدَا لِلَّهِ فِي شَيْ ءٍ مِنْهُ أَعْلَمَنَا ذَلِكَ وَ عَرَضَ عَلَى اَلْأَئِمَّةِ اَلَّذِينَ كَانُوا مِنْ قَبْلِنَا.
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی را دو گونه علم است: 1-علمی که ملایکه و پیغمبران و رسولانش را بآن آگاه ساخته، پس آنچه ملایکه و رسولان و پیغمبرانش را بآن آگاه ساخته ما هم میدانیم. 2-علمی که بخودش اختصاص داده و هر گاه در موضوعی از آن علم بدا حاصل شود، ما را آگاه سازد و بر امامان پیش از ما هم عرضه شود.
إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَيْنِ عِلْماً عِنْدَهُ لَمْ يُطْلِعْ عَلَيْهِ أَحَداً مِنْ خَلْقِهِ وَ عِلْماً نَبَذَهُ إِلَى مَلاَئِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ فَمَا نَبَذَهُ إِلَى مَلاَئِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ فَقَدِ اِنْتَهَى إِلَيْنَا.
و فرمود: خدای عز و جل را دو گونه علم است: 1-علمی که نزد خود اوست و هیچ کس از مخلوقش را از آن آگاه نساخته است 2-علمی که بسوی ملایکه و رسولانش افکنده، آنچه بسوی ملایکه و رسولانش افکنده، بما رسیده است.
كُنْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ يَحْيَى اَلْبَزَّازُ وَ دَاوُدُ بْنُ كَثِيرٍ فِي مَجْلِسِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ خَرَجَ إِلَيْنَا وَ هُوَ مُغْضَبٌ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ يَا عَجَباً لِأَقْوَامٍ يَزْعُمُونَ أَنَّا نَعْلَمُ اَلْغَيْبَ مَا يَعْلَمُ اَلْغَيْبَ إِلاَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ هَمَمْتُ بِضَرْبِ جَارِيَتِي فُلاَنَةَ فَهَرَبَتْ مِنِّي فَمَا عَلِمْتُ فِي أَيِّ بُيُوتِ اَلدَّارِ هِيَ قَالَ سَدِيرٌ فَلَمَّا أَنْ قَامَ مِنْ مَجْلِسِهِ وَ صَارَ فِي مَنْزِلِهِ دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ مُيَسِّرٌ وَ قُلْنَا لَهُ جُعِلْنَا فِدَاكَ سَمِعْنَاكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ…
سدیر گوید: من و ابو بصیر و یحیای بزاز و داود بن کثیر در مجلس نشسته بودیم که امام صادق علیه السلام با حالت خشم وارد شد، چون در مسند خویش قرار گرفت فرمود: شگفتا از مردمی که گمان میکنند ما غیب میدانیم کسی جز خدای عز و جل غیب نمیداند. من میخواستم فلان کنیزم را بزنم، او از من گریخت و من ندانستم که در کدام اطاق منزل پنهان شده است. سدیر گوید: چون حضرت از مجلس برخاست و بمنزلش رفت، من و ابو بصیر و میسر، خدمتش رفتیم و عرض کردیم: قربانت گردیم، آنچه در باره کنیزت فرمودی، شنیدیم و ما میدانیم که شما علم زیادی دارید و علم غیب را بشما نسبت ندهیم ؟ . -فرمود: ای سدیر مگر تو قرآن را نمیخوانی؟ عرضکردم: چرا، فرمود: در آنچه از کتاب خدای-عز و جل-خوانده یی؟ این آیه(40 سوره 27)را دیده ای؟ «مردیکه بکتاب دانشی داشت؛…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنِ اَلْإِمَامِ يَعْلَمُ اَلْغَيْبَ فَقَالَ لاَ وَ لَكِنْ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْلَمَ اَلشَّيْ ءَ أَعْلَمَهُ اَللَّهُ ذَلِكَ .
عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا امام غیب میداند؟ فرمود: نه، ولی هر گاه بخواهد چیزی را بداند خدا آن را باو بیاموزد.
إِنَّ اَلْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ عُلِّمَ .
امام صادق علیه السلام فرمود: امام هر گاه خواهد بداند، بداند.
إِنَّ اَلْإِمَامَ إِذَا شَاءَ أَنْ يَعْلَمَ أُعْلِمَ.
و فرمود: امام هر گاه خواهد بداند، بوی اعلام شود.
إِذَا أَرَادَ اَلْإِمَامُ أَنْ يَعْلَمَ شَيْئاً أَعْلَمَهُ اَللَّهُ ذَلِكَ.
و فرمود: هر گاه امام بخواهد چیزی را بداند، خدا آن را(بوسیله الهام یا روح القدس) بوی اعلام کند.