قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

أَتَيْنَا بَابَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ نَحْنُ نُرِيدُ اَلْإِذْنَ عَلَيْهِ فَسَمِعْنَاهُ يَتَكَلَّمُ بِكَلاَمٍ لَيْسَ بِالْعَرَبِيَّةِ فَتَوَهَّمْنَا أَنَّهُ بِالسُّرْيَانِيَّةِ ثُمَّ بَكَى فَبَكَيْنَا لِبُكَائِهِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا اَلْغُلاَمُ فَأَذِنَ لَنَا فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ أَتَيْنَاكَ نُرِيدُ اَلْإِذْنَ عَلَيْكَ فَسَمِعْنَاكَ تَتَكَلَّمُ بِكَلاَمٍ لَيْسَ بِالْعَرَبِيَّةِ فَتَوَهَّمْنَا أَنَّهُ بِالسُّرْيَانِيَّةِ ثُمَّ بَكَيْتَ فَبَكَيْنَا لِبُكَاءِكَ قَالَ نَعَمْ ذَكَرْتُ إِلْيَاسَ اَلنَّبِيَّ وَ كَانَ مِنْ عُبَّادِ أَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ…

مفضل بن عمر گوید: ما در خانه امام صادق علیه السلام آمدیم و میخواستیم اجازه تشرف خدمتش گیریم، شنیدم حضرت سخنی میگوید که عربی نیست و خیال کردیم بلغت سریانی ست، سپس آن حضرت گریه کرد و ما هم از گریه او بگریه در آمدیم، آنگاه غلامش بیرون آمد و بما اجازه داد، ما خدمتش رسیدیم، 136 - 2 من عرضکردم: -اصلحک الله-ما آمدیم که از شما اجازه ورود گیریم، شنیدیم بلغتی که عربی نیست و بخیال ما سریانی بود، سخن میگفتید، سپس شما گریه کردید و ما هم از گریه شما بگریه در آمدیم. فرمود: آری بیاد الیاس پیغمبر افتادم که از عباد پیغمبران بنی اسراییل بود و دعایی که او در سجده میخواند، میخواندم، سپس آن دعا را بلغت سریانی پشت سر هم میخواند که بخدا من هیچ کشیش و جاثلیقی را شیوا لهجه تر از او ندیده بودم و بعد آن را برای ما…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 227

وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ كِتَابَ اَللَّهِ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ كَأَنَّهُ فِي كَفِّي فِيهِ خَبَرُ اَلسَّمَاءِ وَ خَبَرُ اَلْأَرْضِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ .

امام صادق علیه السلام میفرمود: بخدا که من کتاب خدا را از آغاز تا پایانش میدانم، چنان که گویی در کف دست منست»در قرآنست خبر آسمان و خبر زمین و خبر گذشته و خبر آینده، خدای عز و جل فرماید: «بیان هر چیز در آنست».

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 229

قالَ اَلَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ اَلْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ َالَ فَفَرَّجَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع بَيْنَ أَصَابِعِهِ فَوَضَعَهَا فِي صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ وَ عِنْدَنَا وَ اَللَّهِ عِلْمُ اَلْكِتَابِ كُلُّهُ .

ابن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام در باره آیه شریفه(40 سوره 27)«کسی که دانشی بکتاب داشت(آصف بن برخیا بقول مشهور)گفت من آن تخت را نزد تو آورم، پیش از آنکه چشمت را بهم زنی» آنگاه انگشتانش را باز کرد و بر سینه اش گذاشت و سپس فرمود: بخدا که همه علم کتاب نزد ماست(ولی آصف اندکی از آن را میدانست و از برکت همان مقدار بود که توانست تخت بلقیس را در چشم بهم زدنی نزد سلیمان حاضر کند و خدای تعالی این داستان را در سوره نمل بیان میکند).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 229

إِنَّ عِيسَى اِبْنَ مَرْيَمَ ع أُعْطِيَ حَرْفَيْنِ كَانَ يَعْمَلُ بِهِمَا وَ أُعْطِيَ مُوسَى أَرْبَعَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِيَ إِبْرَاهِيمُ ثَمَانِيَةَ أَحْرُفٍ وَ أُعْطِيَ نُوحٌ خَمْسَةَ عَشَرَ حَرْفاً وَ أُعْطِيَ آدَمُ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً وَ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى جَمَعَ ذَلِكَ كُلَّهُ لِمُحَمَّدٍ ص وَ إِنَّ اِسْمَ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمَ ثَلاَثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً أُعْطِيَ مُحَمَّدٌ ص اِثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ حُجِبَ عَنْهُ حَرْفٌ وَاحِدٌ.

امام صادق علیه السلام میفرمود: بعیسی بن مریم دو حرف داده شد که با آنها کار میکرد و بموسی چهار حرف و بابراهیم هشت حرف و بنوح پانزده حرف و بآدم بیست و پنج حرف داده شد و خدای تعالی تمام این حروف را برای محمد صلی الله علیه و آله جمع فرمود، همانا اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست و هفتاد و دو حرف آن بمحمد(ص)داده شد و یک حرف از او پنهان شد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 230

أَلْوَاحُ مُوسَى ع عِنْدَنَا وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اَلنَّبِيِّينَ .

امام صادق علیه السلام میفرمود، الواح موسی علیه السلام و عصای او نزد ماست و ما وارث پیغمبرانیم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 231

أَ تَدْرِي مَا كَانَ قَمِيصُ يُوسُفَ ع قَالَ قُلْتُ لاَ قَالَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ ع لَمَّا أُوقِدَتْ لَهُ اَلنَّارُ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع بِثَوْبٍ مِنْ ثِيَابِ اَلْجَنَّةِ فَأَلْبَسَهُ إِيَّاهُ فَلَمْ يَضُرَّهُ مَعَهُ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ فَلَمَّا حَضَرَ إِبْرَاهِيمَ اَلْمَوْتُ جَعَلَهُ فِي تَمِيمَةٍ وَ عَلَّقَهُ عَلَى إِسْحَاقَ وَ عَلَّقَهُ إِسْحَاقُ عَلَى يَعْقُوبَ فَلَمَّا وُلِدَ يُوسُفُ ع عَلَّقَهُ عَلَيْهِ فَكَانَ فِي عَضُدِهِ حَتَّى كَانَ مِنْ أَمْرِهِ مَا كَانَ فَلَمَّا أَخْرَجَهُ يُوسُفُ بِمِصْرَ مِنَ اَلتَّمِيمَةِ وَجَدَ يَعْقُوبُ رِيحَهُ وَ هُوَ قَوْلُهُ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ…

مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: میدانی پیراهن یوسف علیه السلام چه بود؟ عرضکردم: نه، فرمود: چون برای ابراهیم علیه السلام آتش افروختند، جبرییل علیه السلام جامه ای از جامه های بهشت برایش آورد، او پوشید، و با آن جامه گرما و سرما بابراهیم زیانی نمیرسانید چون مرگ ابراهیم در رسید، آن را در غلافی نهاد و باسحاق آویخت و اسحاق آن را بیعقوب آویخت و چون یوسف علیه السلام متولد شد، آن را بر او آویخت و در بازوی او بود تا امرش بآنجا که بایست رسید(زمام حکومت مصر بدست گرفت)و چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است که گوید(94 سوره یوسف 12)«اگر سفیهم نمیخوانید من بوی یوسف را احساس میکنم»و آن همان پیراهنی بود که خدا از بهشت فرستاده بود. عرضکردم: قربانت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 232

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ فَقَالاَ لَهُ أَ فِيكُمْ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ قَالَ فَقَالَ لاَ قَالَ فَقَالاَ لَهُ قَدْ أَخْبَرَنَا عَنْكَ اَلثِّقَاتُ أَنَّكَ تُفْتِي وَ تُقِرُّ وَ تَقُولُ بِهِ وَ نُسَمِّيهِمْ لَكَ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ وَ هُمْ أَصْحَابُ وَرَعٍ وَ تَشْمِيرٍ وَ هُمْ مِمَّنْ لاَ يَكْذِبُ فَغَضِبَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ مَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا فَلَمَّا رَأَيَا اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ خَرَجَا فَقَالَ لِي أَ تَعْرِفُ هَذَيْنِ قُلْتُ نَعَمْ هُمَا مِنْ أَهْلِ سُوقِنَا وَ هُمَا مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ وَ هُمَا…

سعید سمان گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که دو مرد زیدی مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما امامی که اطاعتش واجب باشد هست؟ (و مقصودشان اثبات امامت زید بن علی بن الحسین علیهما السلام بود)فرمود: نه(امامی که مقصود شماست در میان ما نیست)آن دو نفر گفتند: مردمان موثق بما خبر دادند که شما بآن فتوی دهی و اعتراف کنی و عقیده داری و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند که نام میبریم و ایشان دارای تقوی و کوشش در عبادتند و دروغ نگویند، امام صادق علیه السلام در غضب شد و فرمود: من بآنها چنین دستوری نداده ام، چون آن دو نفر آثار غضب بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. حضرت بمن فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرضکردم: آری، اینها اهل بازار ما هستند و از طایفه زیدیه میباشند و عقیده دارند که شمشیر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 232

عِنْدِي سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ ص لاَ أُنَازَعُ فِيهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اَلسِّلاَحَ مَدْفُوعٌ عَنْهُ لَوْ وُضِعَ عِنْدَ شَرِّ خَلْقِ اَللَّهِ لَكَانَ خَيْرَهُمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ هَذَا اَلْأَمْرَ يَصِيرُ إِلَى مَنْ يُلْوَى لَهُ اَلْحَنَكُ فَإِذَا كَانَتْ مِنَ اَللَّهِ فِيهِ اَلْمَشِيئَةُ خَرَجَ فَيَقُولُ اَلنَّاسُ مَا هَذَا اَلَّذِي كَانَ وَ يَضَعُ اَللَّهُ لَهُ يَداً عَلَى رَأْسِ رَعِيَّتِهِ .

عبد الاعلی بن اعین گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرمود: اسلحه پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد من است، کسی نسبت بآن با من نتواند نزاع کند(یعنی میراث مخصوص ماست یا آنکه خدا نگذارد کسی آن را بزور از ما برباید یا بودن آن را نزد ما انکار کند)همانا سلاح از آسیب محفوظ است در دست هر کس باشد از گناه و لغزش بر کنار است ، اگر بدست بدترین مخلوق خدا بیفتد بهترین ایشان شود(ولی خدا بدست او نمی اندازد)سپس فرمود: امر امامت در آخر بکسی رسد که چانه بسوی او کج شود(یعنی همه مطیع او شوند و یا آنکه طولانی شدن غیبتش سبب شود که مردم بشیعیانش دهن کجی کنند و استهزا نمایند)و چون خواست خدا در باره او صورت گیرد، بیرون شود، مردم گویند: این چه واقعه ای است، خدا از برکت آن حضرت بر سر رعیتش دست رحمت نهد(تا عقلشان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 234

تَرَكَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي اَلْمَتَاعِ سَيْفاً وَ دِرْعاً وَ عَنَزَةً وَ رَحْلاً وَ بَغْلَتَهُ اَلشَّهْبَاءَ فَوَرِثَ ذَلِكَ كُلَّهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع .

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان کالای خویش شمشیری و زرهی و نیزه یی و زینی و استر شهبایی داشت که در ترکه او بود و همه بعلی بن ابی طالب علیه السلام بارث رسید(یعنی چون این اسلحه نشانه امامت و جانشینی آن حضرت بود، باو منتقل شد و اینها مانند دین و وصیت از ترکه خارج است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 234

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَمَّا يَتَحَدَّثُ اَلنَّاسُ أَنَّهُ دُفِعَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَمَّا قُبِضَ وَرِثَ عَلِيٌّ ع عِلْمَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ مَا هُنَاكَ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحَسَنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ قُلْتُ ثُمَّ صَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اِبْنِهِ ثُمَّ اِنْتَهَى إِلَيْكَ فَقَالَ نَعَمْ .

عمر بن ابان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم راجع بآنچه مردم میگویند که نامه مهرشده یی بام سلمه داده شد، امام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله درگذشت، علمش و سلاحش و آنچه از میراث انبیا داشت، بعلی علیه السلام بارث رسید، سپس بحسن و پس از او بحسین علیهما السلام رسید، و عرض کردم: سپس بعلی بن حسین و پس از او بپسرش و سپس بشما رسید؟ فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 235

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلرُّوحِ قُلِ اَلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي َالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ هُوَ مَعَ اَلْأَئِمَّةِ وَ هُوَ مِنَ اَلْمَلَكُوتِ .

ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«از تو در باره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است 87 سوره 17-»پرسیدم. فرمود: آن مخلوقی است بزرگتر از جبرییل و میکاییل که همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و همراه ایمه است و آن از عالم ملکوتست(یعنی آسمانی و روحانی است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 273

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اَلْأَماناتِ إِلى أَهْلِها َالَ أَمَرَ اَللَّهُ اَلْإِمَامَ اَلْأَوَّلَ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بَعْدَهُ كُلَّ شَيْ ءٍ عِنْدَهُ .

معلی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای عز و جل»خدا شما را امر میکند که امانتها را بصاحبانش رد کنید»پرسیدم فرمود: خدا امام پیشین را دستور میدهد که هر چه(از علایم امامت) نزد اوست بامام بعد از خود رد کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 277
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه