قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۳۸۴ حدیث · صفحه ۳۲ از ۳۲

اَلنَّشْوَةُ فِي عَشَرَةِ أَشْيَاءَ اَلْمَشْيُ وَ اَلرُّكُوبُ وَ اَلاِرْتِمَاسُ فِي اَلْمَاءِ وَ اَلنَّظَرُ إِلَى اَلْخُضْرَةِ وَ اَلْأَكْلُ وَ اَلشُّرْبُ وَ اَلنَّظَرُ إِلَى اَلْمَرْأَةِ اَلْحَسْنَاءِ وَ اَلْجِمَاعُ وَ اَلسِّوَاكُ وَ مُحَادَثَةُ اَلرِّجَالِ.

امام صادق(ع)فرمود: نشاط در ده چیز است: راه رفتن. سواری. غوطه خوردن در آب بسبزه نگاه کردن. خوردن و آشامیدن. بزن زیبا نگاه کردن. عمل جنسی. مسواک کردن. همصحبتی با مردان.

الخصال، ج 3، ص 443

مَنْ حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ لَمْ يُحَاسِبْهُ اَللَّهُ أَبَداً. .

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که ده بار عمل حج بجا آورد خداوند هرگز بحساب او رسیدگی نفرماید.

الخصال، ج 3، ص 445

يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ إِنَّ اَلْإِيمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ اَلسُّلَّمِ يُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ اَلْمِرْقَاةِ فَلاَ تَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلْوَاحِدِ لِصَاحِبِ اَلاِثْنَيْنِ لَسْتَ عَلَى شَيْ ءٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى اَلْعَاشِرَةِ وَ لاَ تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَكَ فَيُسْقِطَكَ اَلَّذِي هُوَ فَوْقَكَ فَإِذَا رَأَيْتَ مَنْ هُوَ أَسْفَلُ مِنْكَ فَارْفَعْهُ إِلَيْكَ بِرِفْقٍ وَ لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لاَ يُطِيقُ فَتَكْسِرَهُ فَإِنَّهُ مَنْ كَسَرَ مُؤْمِناً فَعَلَيْهِ جَبْرُهُ وَ كَانَ اَلْمِقْدَادُ فِي اَلثَّامِنَةِ وَ أَبُو ذَرٍّ فِي اَلتَّاسِعَةِ وَ سَلْمَانُ فِي…

عبد العزیز قراطیسی گوید: امام صادق(ع)بمن فرمود: ای عبد العزیز براستی که ایمان ده درجه است بمانند نردبان که می بایست پله پله از آن بالا رفت پس کسی که دارای یک درجه از ایمان است به آنکه دارای دو درجه است نباید بگوید تو را ایمانی نیست و همین طور(دومی بسومی)تا بدهمی برسد و آن را که در درجه پایین از تو است نباید ساقط از ایمانش پنداری(که اگر چنین باشد)آنکه در درجه بالاتر از تو است می بایست تو را ساقط پندارد. بلکه پایین تر از خود را که دیدی با مهربانی بدرجه خودت برسان و آنچه را که تواناییش را ندارد بر او بار مکن که کمرش خواهد شکست و حقا کسی که دل مومنی را بشکند بر او لازم است که جبران اش کند و بهبودش سازد و مقدار در درجه هشتم بود و ابو ذر در نهم و سلمان در دهم.

الخصال، ج 3، ص 447

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرْتُ لَهُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ اَلشِّيعَةِ وَ مِنْ أَقَاوِيلِهِمْ فَقَالَ يَا عَبْدَ اَلْعَزِيزِ اَلْإِيمَانُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ اَلسُّلَّمِ لَهُ عَشْرُ مَرَاقِيَ وَ تُرْتَقَى مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلْوَاحِدَةِ لِصَاحِبِ اَلثَّانِيَةِ لَسْتَ عَلَى شَيْ ءٍ وَ لاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلثَّانِيَةِ لِصَاحِبِ اَلثَّالِثَةِ لَسْتَ عَلَى شَيْ ءٍ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى اَلْعَاشِرَةِ قَالَ وَ كَانَ سَلْمَانُ فِي اَلْعَاشِرَةِ وَ أَبُو ذَرٍّ فِي اَلتَّاسِعَةِ وَ اَلْمِقْدَادُ فِي اَلثَّامِنَةِ يَا عَبْدَ…

عبد العزیز قراطیسی گوید: خدمت امام صادق(ع)رسیدم و پاره ای از کار و گفتار شیعیان بعرض رساندم فرمود: ای عبد العزیز ایمان مانند نردبانی که ده پله داشته باشد ده درجه دارد که می بایست پله پله از آن بالا روی پس آنکه دارای یک درجه است نبایست به آنکه در درجه دوم است بگوید تو ایمان درستی نداری و آنکه در دومی است بآن که در سومی است نباید بگوید تو ایمان نداری و همین طور تا برسد بدهمی و فرمود: که سلمان در درجه دهم بود و ابو ذر در درجه نهم و مقداد در هشتم. ای عبد العزیز آنکه را که از تو پایین تر است ساقط مپندار که(اگر چنین باشد)آنکه در درجه بالاتر از تو است باید تو را ساقط از ایمان پندارد هر گاه کسی را که از تو پایین تر است دیدی و توانستی او را با نرمی بدرجه خویش بالا ببری همین کار بکن و(مراقب باش)که چیز…

الخصال، ج 3، ص 448

سَأَلَ أَبَانٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع أَ كَانَ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص طَوَافٌ يُعْرَفُ بِهِ قَالَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهُ يَطُوفُ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ عَشَرَةَ أَسْبَاعٍ ثَلاَثَةً أَوَّلَ اَلنَّهَارِ وَ ثَلاَثَةً آخِرَ اَللَّيْلِ وَ اِثْنَيْنِ إِذَا أَصْبَحَ وَ اِثْنَيْنِ بَعْدَ اَلظُّهْرِ وَ كَانَ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ رَاحَتُهُ .

ابی فرج گوید: ابان از امام صادق(ع)پرسید: رسول خدا را طواف مخصوصی بود؟ فرمود: رسول خدا در شبانه روزی ده طواف هفت شوطی بجا می آورد سه طواف در اول روز و سه طواف در آخر شب و دو طواف در بامداد و دو طواف بعد از ظهر و در این میانه استراحت میفرمود.

الخصال، ج 3، ص 449

جَاءَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي عِظْنِي مَوْعِظَةً فَقَالَ ع إِنْ كَانَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ تَكَفَّلَ بِالرِّزْقِ فَاهْتِمَامُكَ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلرِّزْقُ مَقْسُوماً فَالْحِرْصُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْحِسَابُ حَقّاً فَالْجَمْعُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْخَلَفُ مِنَ اَللَّهِ حَقّاً فَالْبُخْلُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَتِ اَلْعُقُوبَةُ مِنَ اَلنَّارِ فَالْمَعْصِيَةُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْمَوْتُ حَقّاً فَالْفَرَحُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْعَرْضُ عَلَى اَللَّهِ حَقّاً فَالْمَكْرُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْمَمَرُّ عَلَى…

ابان بن عثمان گوید: مردی بخدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد پدر و مادرم بقربانت مرا پندی ده حضرت فرمود: اگر خدای تبارک و تعالی عهده دار روزی است پس برای چه غم روزی می خورند؟ و اگر روزی قسمت شده است چرا باید حرص ورزید؟ و اگر حساب حق است جمع مال چرا؟ و اگر عوض آنچه در راه خدا داده شود حق است بخل ورزیدن برای چه؟ و اگر کیفری از آتش هست گناه چرا؟ و اگر مرگ حق است شادی برای چه؟ و اگر نمایان بودن کارها بر خداوند حق است حیله و مکر برای چیست؟ و اگر گذشتن بر صراط حق است بخود بالیدن برای چه؟ و اگر همه چیز بقضا و قدر الهی است اندوه برای چیست؟ و اگر دنیا فانی است دلبستگی بآن برای چیست؟

الخصال، ج 3، ص 450

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها فَقَالَ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ يَقُولَ قَبْلَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا عَشْرَ مَرَّاتٍ ; لا إِلهَ إِلاَّ اَللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ اَلْمُلْكُ وَ لَهُ اَلْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لاَ يَمُوتُ بِيَدِهِ اَلْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ ; قَالَ فَقُلْتُ لا إِلهَ إِلاَّ اَللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ اَلْمُلْكُ وَ لَهُ اَلْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي فَقَالَ…

اسماعیل بن فضل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم از معنای آیه مبارکه که خدای عز و جل میفرماید: «بستایش پروردگارت تسبیح گو باش پیش از سرزدن آفتاب و پیش از غروب کردنش» فرمود: لازم است بر هر فرد مسلمان که پیش از سرزدن آفتاب ده بار و پیش از غروبش ده بار بگوید لا اله الا الله وحده لا شریک له له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر. گوید: من گفتم لا اله الا الله وحده لا شریک له له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و یمیت و یحیی فرمود: ای فلانی در اینکه خدای تعالی زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند شکی نیست ولی چنانچه من میگویم بگو. شرح-: مقصود حضرت تعبد بدستوراتی است که از شرع مقدس میرسد و می بایست بدون دخل و تصرف در آنها عمل کرد.

الخصال، ج 3، ص 452

أَسْمَاءُ زَمْزَمَ رَكْضَةُ جَبْرَئِيلَ وَ حَفِيرَةُ إِسْمَاعِيلَ وَ حَفِيرَةُ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ وَ زَمْزَمُ وَ بَرَّةُ وَ اَلْمَضْمُونَةُ وَ اَلرِّوَاءُ وَ شُبْعَةُ وَ طَعَامٌ وَ مَطْعَمٌ وَ شِفَاءُ سُقْمٍ .

امام صادق علیه السلام فرمود: نامهای زمزم چنین است: رکضه جبرییل: (جای پای جبرییل) حفیره اسماعیل: (چاه کوچک اسماعیل)حفیره عبد المطلب: (چاه کوچک عبد المطلب)زمزم: (چون در موقع پیدایش آن مادر اسماعیل خاک در اطراف آب جمع کرد و بزبان عربی گفت زمزم یعنی بایست بایست)و بره: (نیکی دهنده)و مضمونه: (خدا نگهدار آن است)و روا : ( سیراب کننده)و شبعه( سیرکننده)و طعام: (خوراک)و مطعم: (حاجیان در کنار آن غذا میخورند)و شفا سقم: (درمان درد).

الخصال، ج 3، ص 455

كُنْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عِمْرَانَ مَوْلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي مَنْزِلِهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عِمْرَانَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع يَقُولُ نَحْنُ اِثْنَا عَشَرَ مُحَدَّثاً فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ تَاللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُ ذَلِكَ مِنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَحَلَّفَهُ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ فَحَلَفَ أَنَّهُ قَدْ سَمِعَهُ فَقَالَ أَبُو بَصِيرٍ لَكِنِّي سَمِعْتُهُ مِنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع .

سماعه بن مهران گوید: من و ابو بصیر و محمد بن عمران غلام آزادشده حضرت باقر در منزل او بودیم که محمد بن عمران گفت: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود ما دوازده تنیم که فرشته ما را خبر میدهد ابو بصیر او را گفت تو را بخدا تو این مطلب را از امام صادق شنیدی؟ یک بار و یاد و بار او را سوگند داد و او نیز سوگند یاد کرد که از امام صادق شنیده است پس ابو بصیر گفت: ولی من این مطلب را از امام باقر شنیده ام.

الخصال، ج 3، ص 478

وَ سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْإِمَامَةِ فِيمَنْ تَجِبُ وَ مَا عَلاَمَةُ مَنْ تَجِبُ لَهُ اَلْإِمَامَةُ فَقَالَ إِنَّ اَلدَّلِيلَ عَلَى ذَلِكَ وَ اَلْحُجَّةَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْقَائِمَ بِأُمُورِ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَلنَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ اَلْعَالِمَ بِالْأَحْكَامِ أَخُو نَبِيِّ اَللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى أُمَّتِهِ وَ وَصِيُّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَلِيُّهُ اَلَّذِي كَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى اَلْمَفْرُوضُ اَلطَّاعَةِ بِقَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ اَلْمَوْصُوفُ…

تمیم بن بهلول گوید: از عبد الله بن ابی الهذیل پرسیدم که امامت در چه کسی ثابت است؟ و نشانه کسی که امامت برای او واجب است چیست؟ گفت کسی که دلیل و راهنما بر این راه است و برای مومنین حجت است و بکارهای مسلمانان قیام کرد و گفتارش از قرآن بود و دانا باحکام الهی بود همان برادر پیغمبر خدا و جانشین او بر امتش و وصیش بر آنان و ولی او بود همان کسی که از پیغمبر بجای هرون از موسی بود و فرمان برای او بر همه لازم بود بنا بگفته خدای عز و جل: ای آنان که ایمان آورده اید خدا را فرمان برید و رسول را و زمامداران خود را فرمان برید و زمامدار را چنین توصیف فرموده: ولی شما فقط خدا است و پیغمبرش و آنان که ایمان آورده اند آنان که نماز را برپا میدارند و زکاه میدهند در حالی که رکوع میکنند یعنی همان کسی که در روز غدیر خم…

الخصال، ج 3، ص 478

خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ يَزَلْ ناقِصَ العَيْشِ زائِلَالْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانيَةُ: اَلاْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَنيسُ الْمُوافِقُ(قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاْنيسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُالصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَليطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ: الدَّعَةُ؛

پنج چیز است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگی اش کمبود دارد و کم خرد و دل نگران است: 1.تندرستی، 2.امنیت، 3.روزی فراوان، 4.همراهِ هم رأی.( همسر و فرزند) راوی پرسید: همراهِ هم رأی کیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشین خوب 5.رفاه و آسایش است.(که در برگیرنده همه موارد مذکور است)

خصال، ص284

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ قَالَ الْمَشْطُ فَإِنَّ الْمَشْطَ يَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ يُحَسِّنُ الشَّعْرَ وَ يُنْجِزُ الْحَاجَةَ وَ يَزِيدُ فِي مَاءِ الصُّلْبِ وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُسَرِّحُ تَحْتَ لِحْيَتِهِ أَرْبَعِينَ مَرَّةً وَ مِنْ فَوْقِهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يَقُولُ إِنَّهُ يَزِيدُ فِي الذِّهْنِ وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ.

امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه « خُذُوا زِینَتَکمْ عِنْدَ کلِّ مَسْجِدٍ » فرمود: «مراد، شانه زدن است؛ شانه زدن جلب روزی می کند و موی را نیکو می سازد و حاجت را روا می دارد، و بر قوت مردانگی می افزاید و بلغم را بر طرف می سازد. رسول خدا صلی الله علیه و آله محاسن خود را از طرف پایین چهل بار شانه می زد و از بالا هفت بار و می فرمود: شانه زدن هوش انسان را زیاد می کند و بلغم را از بین می برد»

الخصال / ج‏1 / 268
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه