قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۳۸۴ حدیث · صفحه ۲۰ از ۳۲

اَلْوُضُوءُ قَبْلَ اَلطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ يَزِيدُ فِي اَلرِّزْقِ.

ابی عوف عجلی گوید: شنیدم امام صادق(ع)میفرمود: دست شستن(یا وضو گرفتن) پیش از غذا و بعد از آن روزی را فراوان میسازد.

الخصال، ج 2، ص 23

اَلْغِنَاءُ يُورِثُ اَلنِّفَاقَ وَ يُعْقِبُ اَلْفَقْرَ.

حسن بن هارون گوید: شنیدم امام صادق(ع)میفرمود: صدای طرب انگیز نفاق آورد و آخر کار نیز به فقر و پریشانی کشاند.

الخصال، ج 2، ص 24

قُلْتُ لَهُ مَا أَوَّلُ مَا يُتْحَفُ بِهِ اَلْمُؤْمِنُ قَالَ يُغْفَرُ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَتَهُ .

اسحق بن عمار گوید: بامام صادق(ع)عرض کردم: اولین تحفه ای که مومن را دهند چیست؟ فرمود: هر که بدنبال جنازه اش باشد آمرزیده گردد.

الخصال، ج 2، ص 24

يُؤْتَى بِعَبْدٍ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ لَيْسَتْ لَهُ حَسَنَةٌ فَيُقَالُ لَهُ اُذْكُرْ أَوْ تَذَكَّرْ هَلْ لَكَ مِنْ حَسَنَةٍ قَالَ فَيَتَذَكَّرُ فَيَقُولُ يَا رَبِّ مَا لِي مِنْ حَسَنَةٍ إِلاَّ أَنَّ فُلاَناً عَبْدَكَ اَلْمُؤْمِنَ مَرَّ بِي فَطَلَبْتُ مِنْهُ مَاءً فَأَعْطَانِي مَاءً فَتَوَضَّأْتُ بِهِ وَ صَلَّيْتُ لَكَ قَالَ فَيَقُولُ اَلرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ غَفَرْتُ لَكَ أَدْخِلُوا عَبْدِيَ اَلْجَنَّةَ .

امام صادق(ع)فرمود: بنده ای را که هیچ عمل صالح ندارد روز قیامت حاضر کنند پس باو گفته شود بگو یا بیاد بیاور آیا کار خوبی کرده ای؟ فرمود: پس از فکر بخاطر می آورد و عرض میکند پروردگارا من هیچ عمل صالح ندارم جز آنکه وقتی فلان بنده مومن تو بر من گذر کرد و من از وی آب خواستم او نیز بمن آب داد و من با آن آب وضو ساختم و نماز گزاردم خدای تبارک و تعالی میفرماید: آمرزیدمش بنده مرا به بهشت راه دهید

الخصال، ج 2، ص 24

حُبُّ اَلدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ.

امام صادق(ع)فرمود: دلبستگی بدنیا سرآمد هر گناهی است.

الخصال، ج 2، ص 25

يَا مُدْرِكُ رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً اِجْتَرَّ مَوَدَّةَ اَلنَّاسِ إِلَى نَفْسِهِ فَحَدَّثَهُمْ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ تَرَكَ مَا يُنْكِرُونَ.

مدرک بن هزهاز گوید امام صادق بمن فرمود ای مدرک رحمت خدا بر بنده ای باد که بقدر فهم مردم سخن گوید و آنچه را که باور ندارند نگوید و با این روش محبت مردم را بخود جلب نماید.

الخصال، ج 2، ص 25

مَنْ ظَهَرَتْ صِحَّتُهُ عَلَى سُقْمِهِ فَيُعَالِجُ بِشَيْ ءٍ فَمَاتَ فَأَنَا إِلَى اَللَّهِ مِنْهُ بَرِي ءٌ.

امام صادق(ع)فرمود: کسی که تندرستی و تواناییش بیش از بیماری و ناتوانی اش باشد و در اثر معالجه بچیزی بمیرد من بسوی خداوند از او بیزارم.

الخصال، ج 2، ص 26

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع اَلرَّجُلُ يَقُولُ لاِبْنِهِ أَوْ لاِبْنَتِهِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَوْ بِأَبَوَيَّ أَ تَرَى بِذَلِكَ بَأْساً فَقَالَ إِنْ كَانَ أَبَوَاهُ حَيَّيْنِ فَأَرَى ذَلِكَ عُقُوقاً وَ إِنْ كَانَا قَدْ مَاتَا فَلاَ بَأْسَ قَالَ ثُمَّ قَالَ كَانَ جَعْفَرٌ ع يَقُولُ سَعِدَ اِمْرُؤٌ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرَى خَلَفَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ قَدْ وَ اَللَّهِ أَرَانِي اَللَّهُ خَلَفِي مِنْ بَعْدِي .

موسی بن بکر واسطی گوید: بموسی بن جعفر(ع)عرض کردم: مردی به پسر یا دخترش میگوید: پدرم بقربانت مادرم بقربانت یا میگوید: پدر و مادرم بقربانت بنظر شما اشکالی دارد؟ فرمود: اگر پدر و مادرش زنده باشند بنظر من حق ناشناسی است و اگر مرده باشند گفتن این سخن عیبی ندارد راوی گوید: سپس امام(ع)فرمود: امام صادق(ع)میفرمود: خوشبخت آنکه تا نمرده است فرزند و جانشین شایسته پس از خود را به بیند و بخدا قسم که خداوند جانشین صالح مرا بمن نشان داده است.

الخصال، ج 2، ص 26

اَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ اَلْكَعْبَةِ .

امام صادق(ع)فرمود: احترام مومن بیشتر از کعبه است.

الخصال، ج 2، ص 27

حَسْبُ اَلْمُؤْمِنِ مِنَ اَللَّهِ نُصْرَةً أَنْ يَرَى عَدُوَّهُ يَعْمَلُ بِمَعَاصِي اَللَّهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: مومن را همین یاری از خدا بس که به بیند دشمنش بگناه آلوده است.

الخصال، ج 2، ص 27

نِعْمَ اَلشَّيْ ءُ اَلْهَدِيَّةُ أَمَامَ اَلْحَاجَةِ وَ قَالَ تَهَادَوْا تَحَابُّوا فَإِنَّ اَلْهَدِيَّةَ تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ. .

امام صادق(ع)فرمود: چه خوب است پیش از اظهار حاجت هدیه دادن و فرمود: بیکدیگر هدیه بدهید تا بهم دیگر محبت پیدا کنید که هدیه کینه را از دل میزداید.

الخصال، ج 2، ص 27

طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَةٍ عَرَفَ اَلنَّاسَ فَصَاحَبَهُمْ بِبَدَنِهِ وَ لَمْ يُصَاحِبْهُمْ فِي أَعْمَالِهِمْ بِقَلْبِهِ فَعَرَفَهُمْ فِي اَلظَّاهِرِ وَ لَمْ يَعْرِفُوهُ فِي اَلْبَاطِنِ.

امام صادق(ع)فرمود: خوشا بحال بنده گمنامی که مردم را شناخته باشد با جسمش همنشین آنان باشد ولی دلش با رفتار آنان همراه نباشد او مردم را در ظاهر شناخته و مردم از باطن او آگاه نباشند.

الخصال، ج 2، ص 27
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه