قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره دست در دست خدا از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۲۷۱ حدیث · صفحه ۲ از ۲۳

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ عِنْدَنَا خَزَائِنُ اَلْأَرْضِ وَ مَفَاتِيحُهَا وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أَقُولَ بِإِحْدَى رِجْلَيَّ أَخْرِجِي مَا فِيكِ مِنَ اَلذَّهَبِ لَأَخْرَجَتْ قَالَ ثُمَّ قَالَ بِإِحْدَى رِجْلَيْهِ فَخَطَّهَا فِي اَلْأَرْضِ خَطّاً فَانْفَرَجَتِ اَلْأَرْضُ ثُمَّ قَالَ بِيَدِهِ فَأَخْرَجَ سَبِيكَةَ ذَهَبٍ قَدْرَ شِبْرٍ ثُمَّ قَالَ اُنْظُرُوا حَسَناً فَنَظَرْنَا فَإِذَا سَبَائِكُ كَثِيرَةٌ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ يَتَلَأْلَأُ فَقَالَ لَهُ بَعْضُنَا جُعِلْتُ فِدَاكَ أُعْطِيتُمْ مَا أُعْطِيتُمْ وَ شِيعَتُكُمْ مُحْتَاجُونَ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ سَيَجْمَعُ لَنَا…

یونس بن ظبیان و مفضل بن عمر و ابو سلمه سراج و حسین بن ثویر بن ابی فاخته نزد امام صادق علیه السلام بودند، حضرت فرمود: خزانه های زمین و کلیدهایش نزد ماست، اگر من بخواهم با یک پایم بزمین اشاره کنم و بگویم هر چه طلا داری بیرون بیار بیرون آورد. آنگاه با یک پایش اشاره کرد و روی زمین خطی 239 - 3 کشید. زمین شکافته شد، سپس با دست اشاره کرد و شمش طلایی باندازه یک وجب بیرون آورد و فرمود خوب بنگرید، چون نگاه کردیم، شمشهای بسیاری روی هم دیدیم که میدرخشید، یکی از ما بحضرت عرض کرد: قربانت، بشما چه چیزها عطا شده؟ در صورتی که شیعیانتان محتاجند؟ فرمود: همانا خدا دنیا و آخرت را برای ما و شیعیان ما جمع کند و آنها را ببهشت پر نعمت درآورد، و دشمن ما را بدوزخ برد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 474

كَانَ لِي جَارٌ يَتَّبِعُ اَلسُّلْطَانَ فَأَصَابَ مَالاً فَأَعَدَّ قِيَاناً وَ كَانَ يَجْمَعُ اَلْجَمِيعَ إِلَيْهِ وَ يَشْرَبُ اَلْمُسْكِرَ وَ يُؤْذِينِي فَشَكَوْتُهُ إِلَى نَفْسِهِ غَيْرَ مَرَّةٍ فَلَمْ يَنْتَهِ فَلَمَّا أَنْ أَلْحَحْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ لِي يَا هَذَا أَنَا رَجُلٌ مُبْتَلًى وَ أَنْتَ رَجُلٌ مُعَافًى فَلَوْ عَرَضْتَنِي لِصَاحِبِكَ رَجَوْتُ أَنْ يُنْقِذَنِيَ اَللَّهُ بِكَ فَوَقَعَ ذَلِكَ لَهُ فِي قَلْبِي فَلَمَّا صِرْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع ذَكَرْتُ لَهُ حَالَهُ فَقَالَ لِي إِذَا رَجَعْتَ إِلَى اَلْكُوفَةِ سَيَأْتِيكَ فَقُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ…

ابو بصیر گوید: من همسایه ای داشتم که پیرو سلطانی بود و(از راه رشوه و غصب و حرام)مالی بدست آورده بود، مجلسی برای زنان آوازه خوان آماده میساخت و همگی نزدش انجمن میکردند، خودش هم می مینوشید. من بارها بخودش شکایت بردم و گله کردم، ولی او دست برنداشت، چون پافشاری زیاد کردم، بمن گفت: من مردی گرفتارم و تو مردی هستی برکنار و با عافیت، اگر حال مرا بصاحبت(امام صادق علیه السلام)عرضه کنی، امیدوارم خدا مرا هم بوسیله تو نجات بخشد، گفتار او در دلم تاثیر کرد، چون خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم، حال او را بیان کردم، حضرت بمن فرمود: چون بکوفه باز گردی، نزد تو آید باو بگو جعفر بن محمد میگوید: تو آنچه را بر سرش هستی واگذار، من بهشت را از خدا برای تو ضمانت میکنم. چون بکوفه بازگشتم، او و دیگران نزد من آمدند، من…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 474

قَالَ لِي أَ تَدْرِي مَا كَانَ سَبَبُ دُخُولِنَا فِي هَذَا اَلْأَمْرِ وَ مَعْرِفَتِنَا بِهِ وَ مَا كَانَ عِنْدَنَا مِنْهُ ذِكْرٌ وَ لاَ مَعْرِفَةُ شَيْ ءٍ مِمَّا عِنْدَ اَلنَّاسِ قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا ذَاكَ قَالَ إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ يَعْنِي أَبَا اَلدَّوَانِيقِ قَالَ لِأَبِي مُحَمَّدِ بْنِ اَلْأَشْعَثِ يَا مُحَمَّدُ اِبْغِ لِي رَجُلاً لَهُ عَقْلٌ يُؤَدِّي عَنِّي فَقَالَ لَهُ أَبِي قَدْ أَصَبْتُهُ لَكَ هَذَا فُلاَنُ بْنُ مُهَاجِرٍ خَالِي قَالَ فَأْتِنِي بِهِ قَالَ فَأَتَيْتُهُ بِخَالِي فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ يَا اِبْنَ مُهَاجِرٍ خُذْ هَذَا اَلْمَالَ وَ أْتِ اَلْمَدِينَةَ وَ أْتِ عَبْدَ…

صفوان بن یحیی گوید: جعفر بن محمد بن اشعث بمن گفت: میدانی سبب وارد شدن ما در مذهب تشیع و شناسایی ما بآن چه بود، با آنکه نزد ما هیچ یادی از آن نبود و بآنچه مردم(شیعیان)داشتند ما معرفت نداشتیم؟ گفتم: داستانش چیست؟ گفت: ابو جعفر ابو الدوانیق(یعنی منصور دوانیقی دومین خلیفه عباسی و دانق یک دانگ درهم است که تقریبا یک پشیز می شود و این لقب را مردم از نظر خست و بخلش باو دادند، زیرا برای کندن نهر کوفه از مردم سری یک دانق گرفت)بپدرم ابو محمد بن اشعث گفت: -ای محمد مردی خردمند برایم بجو که بتواند از جانب من پرداخت کند. پدرم گفت: او را برایت یافته ام او فلان شخص پسر مهاجر است که دایی من است، گفت: نزد منش بیاور، من داییم را نزد او بردم، ابو جعفر باو گفت: ای پسر مهاجر این پول را بگیر و بمدینه بر، نزد عبد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 475

حَلَفْتُ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ نَفْسِي أَلاَّ آكُلَ طَعَاماً بِنَهَارٍ أَبَداً حَتَّى يَقُومَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ فَقُلْتُ لَهُ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِكُمْ جَعَلَ لِلَّهِ عَلَيْهِ أَلاَّ يَأْكُلَ طَعَاماً بِنَهَارٍ أَبَداً حَتَّى يَقُومَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَصُمْ إِذاً يَا كَرَّامُ وَ لاَ تَصُمِ اَلْعِيدَيْنِ وَ لاَ ثَلاَثَةَ اَلتَّشْرِيقِ وَ لاَ إِذَا كُنْتَ مُسَافِراً وَ لاَ مَرِيضاً فَإِنَّ اَلْحُسَيْنَ ع لَمَّا قُتِلَ عَجَّتِ اَلسَّمَاوَاتُ وَ اَلْأَرْضُ وَ مَنْ عَلَيْهِمَا وَ اَلْمَلاَئِكَةُ فَقَالُوا يَا رَبَّنَا اِئْذَنْ لَنَا فِي…

کرام گوید: من پیش خود سوگند یاد کردم که هرگز در روز غذا نخورم(یعنی روزه بگیرم) تا قایم آل محمد قیام کند، پس خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرضکردم: مردی از شیعیان شما برای خود بگردن گرفته که هرگز در روز غذا نخورد تا قایم آل محمد قیام کند. فرمود: ای کرام بنا بر این باید روزه بگیری ولی دو روز عید(فطر و قربان)و سه روز تشریق (11 و 12 و 13 ذیحجه ایام حج گزاری)و زمانی که مسافر و بیمار هستی روزه نگیر، زیرا چون حسین علیه السلام کشته شد: آسمانها و زمین و هر چه بر آنهاست با فرشتگان نالیدند و گفتند: پروردگارا، بما اجازه بده خلق را هلاک کنیم و از صفحه زمین براندازیم، برای آنکه حرمت ترا حلال شمردند و برگزیده ترا کشتند. خدا بآنها وحی فرستاد که: ای فرشتگانم و ای آسمان و زمینم آرام گیرید، سپس یک پرده از…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 534

أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ اَلْقَائِمِ فَقَالَ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اَللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِي ءَ صَاحِبُ اَلسَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ اَلسَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ اَلَّذِي كَانَ .

ابو خدیجه از امام صادق علیه السلام راجع بامام قایم علیه السلام پرسید، حضرت فرمود: همه ما قایم بامر خداییم: یکی پس از دیگری تا زمانی که صاحب شمشیر بیاید، چون صاحب شمشیر آمد، امر و دستوری غیر از آنچه بوده می آورد(پدرانش مامور بتقیه و صبر بوده و او مامور بجهاد و برانداختن ظلم است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 536

مَنْ زَعَمَ أَنَّ اَلْإِمَامَ يَحْتَاجُ إِلَى مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ فَهُوَ كَافِرٌ إِنَّمَا اَلنَّاسُ يَحْتَاجُونَ أَنْ يَقْبَلَ مِنْهُمُ اَلْإِمَامُ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که معتقد باشد که امام بآنچه در دست مردم است احتیاج دارد کافر است. بلکه مردم نیازمندند که امام(خمس و سهم و سایر وجوه را)از آنها بپذیرد، خدای عز و جل فرماید: «از اموال آنها زکاه بگیر تا آنها را بوسیله آن پاک و بی آلایش سازی-104 سوره 9-».

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 537

إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يَسْأَلْ خَلْقَهُ مَا فِي أَيْدِيهِمْ قَرْضاً مِنْ حَاجَةٍ بِهِ إِلَى ذَلِكَ وَ مَا كَانَ لِلَّهِ مِنْ حَقٍّ فَإِنَّمَا هُوَ لِوَلِيِّهِ .

امام صادق علیه السلام فرمود: خدا که آنچه را در دست مخلوقش هست بقرض خواسته، برای احتیاجش بآن نبوده، و هر حقی که خدا دارد، از آن ولی او است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 537

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبى َقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع بِمِرْفَقَيْهِ عَلَى رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ أَشَارَ بِيَدِهِ ثُمَّ قَالَ هِيَ وَ اَللَّهِ اَلْإِفَادَةُ يَوْماً بِيَوْمٍ إِلاَّ أَنَّ أَبِي جَعَلَ شِيعَتَهُ فِي حِلٍّ لِيَزْكُوا .

ابن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای تعالی، «بدانید هر چه غنیمت گیرید پنج یک آن از خدا و پیغمبر و خویشاوندان است»پرسیدم، حضرت دو آرنج را بر زانو گذاشت و با دست اشاره کرد و فرمود: بخدا که آن استفاده روز بروز است(که باید خمس آن را داد)جز آنکه پدرم شیعیان خود را حلال کرد تا آلوده نباشند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 544

إِذَا بَلَغَتِ اَلنَّفْسُ هَاهُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ لَمْ يَكُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَةٌ ثُمَّ قَرَأَ إِنَّمَا اَلتَّوْبَةُ عَلَى اَللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ اَلسُّوءَ بِجَهالَةٍ .

و حضرت صادق علیه السلام فرمود، چون جان باینجا رسد-با دست بگلویش اشاره کرد-برای عالم توبه ای نیست سپس این آیه را قرایت فرمود(17 سوره 4)قبول توبه بر خدا فقط نسبت بکسانی است که از روی نادانی بدی میکنند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 47

طَلَبَةُ اَلْعِلْمِ ثَلاَثَةٌ فَاعْرِفْهُمْ بِأَعْيَانِهِمْ وَ صِفَاتِهِمْ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ وَ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ وَ صِنْفٌ يَطْلُبُهُ لِلْفِقْهِ وَ اَلْعَقْلِ فَصَاحِبُ اَلْجَهْلِ وَ اَلْمِرَاءِ مُوذٍ مُمَارٍ مُتَعَرِّضٌ لِلْمَقَالِ فِي أَنْدِيَةِ اَلرِّجَالِ بِتَذَاكُرِ اَلْعِلْمِ وَ صِفَةِ اَلْحِلْمِ قَدْ تَسَرْبَلَ بِالْخُشُوعِ وَ تَخَلَّى مِنَ اَلْوَرَعِ فَدَقَّ اَللَّهُ مِنْ هَذَا خَيْشُومَهُ وَ قَطَعَ مِنْهُ حَيْزُومَهُ وَ صَاحِبُ اَلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ ذُو خِبٍّ وَ مَلَقٍ يَسْتَطِيلُ عَلَى مِثْلِهِ مِنْ أَشْبَاهِهِ وَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: دانشجویان سه دسته اند، ایشان را و صفاتشان را بشناسید: دسته ای دانش را برای نادانی و ستیزه جویند، و دسته ای برای بلندی جستن و فریفتن جویند، و دسته ای برای فهمیدن و خردورزیدن جویند، یار نادانی و ستیزه(اولی)مردم آزار و ستیزه گر است و در مجالس مردان سخنرانی میکند، از علم یاد میکند و حلم را میستاید بفروتنی تظاهر میکند ولی از پرهیزکاری تهی است خدا از این جهت بینیش را بکوبد و کمرش را جدا کند و یار بلندی جستن و فریفتن(دومی) نیرنگ باز و چاپلوس است و بر همدوشان خود گردن فرازی کند و برای ثروتمندان پست تر از خود کوچکی نماید، حلوای آنها را بخورد و دین خود را بشکند خدا او را بر این روش بی نام و نشان کند و اثرش را از میان آثار علما قطع نماید. و یار فهم و خرد(سومی)افسرده و غمگین…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 49

ضَلَّ عِلْمُ اِبْنِ شُبْرُمَةَ عِنْدَ اَلْجَامِعَةِ إِمْلاَءِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ خَطِّ عَلِيٍّ ع بِيَدِهِ إِنَّ اَلْجَامِعَةَ لَمْ تَدَعْ لِأَحَدٍ كَلاَماً فِيهَا عِلْمُ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ إِنَّ أَصْحَابَ اَلْقِيَاسِ طَلَبُوا اَلْعِلْمَ بِالْقِيَاسِ فَلَمْ يَزْدَادُوا مِنَ اَلْحَقِّ إِلاَّ بُعْداً إِنَّ دِينَ اَللَّهِ لاَ يُصَابُ بِالْقِيَاسِ .

امام صادق علیه السلام فرمود: دانش ابن شبرمه در برابر جامعه که باملا پیغمبر و دستخط علی(ع)است گمشده و نابود است، جامعه برای کسی جای سخن نگذاشته، در آنست علم حلال و حرام، همانا اصحاب قیاس عمل را بوسیله قیاس جستند لذا از راه حق دورتر شدند. همانا دین خدا با قیاس درست نمیشود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 57

قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اَللَّهِ ص وَ أَنَا أَعْلَمُ كِتَابَ اَللَّهِ وَ فِيهِ بَدْءُ اَلْخَلْقِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ فِيهِ خَبَرُ اَلسَّمَاءِ وَ خَبَرُ اَلْأَرْضِ وَ خَبَرُ اَلْجَنَّةِ وَ خَبَرُ اَلنَّارِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِكَ كَمَا أَنْظُرُ إِلَى كَفِّي إِنَّ اَللَّهَ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْ ءٍ .

عبد الاعلی گوید: شنیدم امام صادق(ع)میفرمود: من زاده رسول خدایم و بقرآن دانایم، در قرآنست آغاز خلقت و آنچه تا روز قیامت رخ دهد و خبر آسمان و زمین و خبر بهشت و دوزخ و خبر گذشته و خبر آینده تمام اینها را میدانم چنان که بکف دست خود مینگرم، همانا خدا میفرماید: در قرآنست بیان آشکار هر چیز.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 61
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه