قال الإمام زين العابدين عليه السلام

احادیث درباره همسر از امام سجاد (ع)

امام سجاد (علیه السلام)

مَنْ قَضَى لِأَخِيهِ حَاجَةً فيحاجه الله بها فَبِحَاجَةِ اَللَّهِ بَدَأَ وَ قَضَى اَللَّهُ بِهَا مِائَةَ حَاجَةٍ فِي إِحْدَاهُنَّ اَلْجَنَّةُ وَ مَنْ نَفَّسَ عَنْ أَخِيهِ كُرْبَةً نَفَّسَ اَللَّهُ عَنْهُ كُرْبَةً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ بَالِغاً مَا بَلَغَتْ وَ مَنْ أَعَانَهُ عَلَى ظَالِمٍ لَهُ أَعَانَهُ اَللَّهُ عَلَى إِجَازَةِ اَلصِّرَاطِ عِنْدَ دَحْضِ اَلْأَقْدَامِ وَ مَنْ سَعَى لَهُ فِي حَاجَةٍ حَتَّى قَضَاهَا لَهُ فَسُرَّ بِقَضَائِهَا فَكَانَ كَإِدْخَالِ اَلسُّرُورِ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَنْ سَقَاهُ مِنْ ظَمَإٍ سَقَاهُ اَللَّهُ مِنَ اَلرَّحِيقِ اَلْمَخْتُومِ وَ مَنْ أَطْعَمَهُ مِنْ…

امام سجاد علیه السلام فرمود: هر که حاجت برادرش را برآورد به برآوردن حاجت خداوند آغازیده و خداوند به سبب این کار صد حاجت او را که یکی از آنها بهشت است برآورد و هر که اندوه و گرفتاری برادرش را بزداید خداوند اندوه های روز رستاخیز او را بزداید هر چند بسیار سخت باشند و هر که او را در برابر ستمگری یاری رساند خداوند او را در گذشتن از پل صراط هنگام لغزش گام ها یاری رساند و هر که در برآوردن نیاز و حاجت او بکوشد تا آن را برآورد و او از این کار شادمان گردد همچون شادمان نمودن پیامبر خدا صلی الله علیه و آله باشد و هر که او را سیراب کند خداوند او را از باده سر به مهر بهشتی سیراب نماید و هر که گرسنگی اش را برطرف سازد خداوند او را از میوه های بهشتی بهره مند گرداند و هر که او را از برهنگی بپوشاند خداوند از…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 146

فَأَمَّا حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ إِنَّمَا اِسْتَرْعَيْتَهُمْ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ عَلَيْهِمْ فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَحَلَّهُمْ مَحَلَّ اَلرَّعِيَّةِ لَكَ ضَعْفُهُمْ وَ ذُلُّهُمْ فَمَا أَوْلَى مَنْ كَفَاكَهُ ضَعْفُهُ وَ ذُلُّهُ حَتَّى صَيَّرَهُ لَكَ رَعِيَّةً وَ صَيَّرَ حُكْمَكَ عَلَيْهِ نَافِذاً لاَ يَمْتَنِعُ مِنْكَ بِعِزَّةٍ وَ لاَ قُوَّةٍ وَ لاَ يَسْتَنْصِرُ فِيمَا تَعَاظَمَهُ مِنْكَ إِلاَّ بِاللَّهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلْحِيَاطَةِ وَ اَلْأَنَاةِ وَ مَا أَوْلاَكَ إِذَا عَرَفْتَ مَا أَعْطَاكَ اَللَّهُ مِنْ فَضْلِ هَذِهِ اَلْعِزَّةِ وَ اَلْقُوَّةِ اَلَّتِي…

سپس حقوق زیر دستان -17-و اما حقوق مردم در زیر سلطه تو این است که بدانی که به درستی به فزونی نیروی تو آنان را به زیر سرپرستی خویش گرفتی و به راستی ناتوانی و خواری ایشان، آنان را تحت سلطه تو درآورده است پس چه نیکوست که آن کس که ناتوانی و خواریش تو را بی نیاز از او گردانیده آن گونه که او را زیر دست تو ساخته و دستور تو را بر او نافذ گردانیده، با غلبه و قدرت از تو سرپیچی نکند و در آنچه که از دست تو درمانده شده جز از رحمت و حمایت خدا و بردباری، یاری نجوید و چه تو را نیکوست که چون دانستی خدای تو، به توان این غلبه و قدرت که بر دیگران چیره شده ای چه چیزی به تو ارزانی کرده سپاسدار خدای گردی و هر آن که سپاسمند خدای باشد، خدایش در آنچه بدو بخشیده بیفزاید و لا قوه الا بالله. 18-و اما حق دانش آموختگان تو…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 261

هَذِهِ رِسَالَةُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ اِعْلَمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا أَوْ سَكِنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ حَالٍ حُلْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا أَوْ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ فِيهَا فَأَكْبَرُ حُقُوقِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَ عَلَيْكَ لِنَفْسِهِ مِنْ حَقِّهِ اَلَّذِي هُوَ أَصْلُ اَلْحُقُوقِ ثُمَّ مَا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اِخْتِلاَفِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ عَزَّ وَ جَلَّ…

ابی حمزه ثمالی گوید: این نامه علی بن حسین است به یکی از اصحابش: بدان که خدای عز و جل را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر میزند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی یا در هر منزلی که فرود آیی یا در هر عضوی که بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرف کنی آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است بزرگترین حق خدای تبارک و تعالی بر تو همان است که برای خویش بر تو واجب کرده همان حقی که ریشه همه حقوق است سپس آنچه خدای عز و جل بر تو واجب کرده برای خودت از سر تا پایت با توجه به اعضای مختلفی که داری پس خدای عز و جل از برای زبانت بر تو حقی قرار داده و از برای گوشت بر تو حقی و از برای چشمت بر تو حقی و از برای دستت بر تو حقی و از برای پایت بر تو حقی و از برای شکمت بر تو حقی و از برای عضو جنسی…

الخصال، ج 3، ص 564
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه