دَعَا رَجُلٌ بَعْضَ بَنِي هَاشِمٍ إِلَى اَلْبِرَازِ فَأَبَى أَنْ يُبَارِزَهُ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع مَا مَنَعَكَ أَنْ تُبَارِزَهُ فَقَالَ كَانَ فَارِسَ اَلْعَرَبِ وَ خَشِيتُ أَنْ يَغْلِبَنِي فَقَالَ لَهُ إِنَّهُ بَغَى عَلَيْكَ وَ لَوْ بَارَزْتَهُ لَغَلَبْتَهُ وَ لَوْ بَغَى جَبَلٌ عَلَى جَبَلٍ لَهَلَكَ اَلْبَاغِي .
و به همین سند روایت شده که مردی یکی از بنی هاشم را به مبارزه فرا خواند و آن مرد هاشمی از مبارزه سر باز زد. امیر مومنان علی علیه السلام او را فرمود: چه چیزی تو را از مبارزه با او باز داشت؟ عرض کرد: او دلاور عرب است و ترسیدم که بر من چیره آید. امام علیه السلام فرمود: بی گمان او بر تو ستم رانده است و چون با او پیکار کنی بر او چیره آیی و اگر بر فرض کوهی بر کوهی دیگر ستم راند کوه ستمگر نابود گردد.