أَنَّهُ سَأَلَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى أَنِ اُشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَقَالَ اَلْوَالِدَانِ اَللَّذَانِ أَوْجَبَ اَللَّهُ لَهُمَا اَلشُّكْرَ هُمَا اَللَّذَانِ وَلَدَا اَلْعِلْمَ وَ وَرَّثَا اَلْحُكْمَ وَ أَمَرَ اَلنَّاسَ بِطَاعَتِهِمَا ثُمَّ قَالَ اَللَّهُ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَمَصِيرُ اَلْعِبَادِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ اَلْوَالِدَانِ ثُمَّ عَطَفَ اَلْقَوْلَ عَلَى اِبْنِ حَنْتَمَةَ وَ صَاحِبِهِ فَقَالَ فِي اَلْخَاصِّ وَ اَلْعَامِّ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي يَقُولُ فِي اَلْوَصِيَّةِ وَ تَعْدِلُ عَمَّنْ أُمِرْتَ…
اصبغ بن نباته از امیر المومنین علیه السلام راجع بقول خدای تعالی: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن و سرانجام بسوی منست-14 سوره 31-»پرسید، حضرت فرمود: پدر و مادری که خدا سپاسگزاری ایشان را واجب کرده، آنهایند که علم از آنها تراوش کند و حکمت را(پس از مرگ خود)بارث گذارند و مردم باطاعتشان مامورند. و خدا پس از آن فرماید: «سرانجام بسوی منست» سرانجام بندگان بسوی خداست و راهنمایش همان پدر و مادر هستند. سپس خدا روی سخن را متوجه پسر حنتمه و رفیقش نموده(یعنی عمر و ابو بکر، زیرا حنتمه نام مادر عمر است)و نسبت بخاص و عام(پیغمبر و سایر مردم)فرموده است: «و اگر با تو ستیزه کنند که بمن شرک آوری»یعنی از پیش خود در باره وصی ات سخنی گویی و از آنکه دستور اطاعتش داری برگردی از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو. سپس…