اَلْقَنَاعَةُ تُغْنِي
قناعت، بی نیاز سازد.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
اَلْقَنَاعَةُ تُغْنِي
قناعت، بی نیاز سازد.
اَلْقَنَاعَةُ رَأْسُ اَلْغِنَى العنى
قناعت، سر بی نیازی است.
اَلْغَنِيُّ مَنِ اِسْتَغْنَى بِالْقَنَاعَة
بی نیاز کسی است که به قناعت بی نیازی جوید.
اَلْغَنِيُّ مَنْ آثَرَ اَلْقَنَاعَة
بی نیاز کسی است که قناعت را برگزیند.
أَخُو اَلْغِنَى مَنِ اِلْتَحَفَ بِالْقَنَاعَة
برادر توانگری کسی است که لباس قناعت پوشیده است.
اَلْقَنَاعَةُ وَ اَلطَّاعَةُ تُوجِبَانِ اَلْغِنَى وَ اَلْعِزَّة
قناعت و فرمانبرداری، سبب بی نیازی و ارجمندی است.
اَلْقَانِعُ غَنِيٌّ وَ إِنْ جَاعَ وَ عَرَى
قانع بی نیاز است هر چند گرسنه و برهنه باشد.
اَلْقَنَاعَةُ أَفْضَلُ اَلْغِنَائَيْن
قناعت، برترین بی نیازیهاست.
أَغْنَاكُمْ أَقْنَعُكُم
بی نیازترین شما، قانع ترین شماست.
أَغْنَى اَلنَّاسِ اَلْقَانِع
قانع، بی نیازترین مردم است.
أَغْنَى اَلْغِنَى اَلْقَنَاعَةُ وَ اَلتَّحَمُّلُ فِي اَلْفَاقَة
بی نیازترین بی نیازیها، قناعت و شکیبایی در ناداری است.
إِنَّ فِي اَلْقُنُوعِ لَغَنَاء
همانا بی نیازی، در قناعت است.