تَوَخَّ رِضَا اَللَّهِ وَ تَوَقَّ سَخَطَهُ وَ زَعْزِعْ قَلْبَكَ بِخَوْفِه
خشنودی پروردگار را طلب کن و از خشم او بپرهیز و دلت را از ترس خدا بلرزان.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
تَوَخَّ رِضَا اَللَّهِ وَ تَوَقَّ سَخَطَهُ وَ زَعْزِعْ قَلْبَكَ بِخَوْفِه
خشنودی پروردگار را طلب کن و از خشم او بپرهیز و دلت را از ترس خدا بلرزان.
تَحَرَّ رِضَى اَللَّهِ وَ تَجَنَّبْ سَخَطَهُ فَإِنَّهُ لاَ يَدَ لَكَ بِنَقِمَتِهِ وَ لاَ غِنَى بِكَ عَنْ مَغْفِرَتِهِ وَ لاَ مَلْجَأَ لَكَ مِنْهُ إِلاَّ إِلَيْه
طلب خشنودی خدا کن و از خشم او بپرهیز، پس همانا دستی نیست تا تو را از انتقام او باز دارد، از آموزش او بی نیاز نیستی و تو را جز به سوی او پناهی نیست.
رِضَى اَللَّهِ سُبْحَانَهُ أَقْرَبُ غَايَةٍ تُدْرَك
خشنودی خداوند سبحان نزدیکترین انجامی است که دریافت می شود.
شُغِلَ مَنْ كَانَتِ اَلنَّجَاةُ وَ مَرْضَاةُ اَللَّهِ مَرَامَه
کسی که آرمان او رستگاری و خشنودی خداوند است، دارای پیشه است.
فِي رِضَى اَللَّهِ غَايَةُ اَلْمَطْلُوب
خشنودی خداوند، سرانجام خواسته هاست.
مَا أَعْظَمَ حِلْمَ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ عَنْ أَهْلِ اَلْعِنَادِ وَ مَا أَكْثَرَ عَفْوَهُ عَنْ مُسْرِفِي اَلْعِبَاد
چه عظیم است بردباری خداوند بر دشمنان و چه بسیار است گذشت او از بندگان اسراف کننده.
تَوَقَّ سَخَطَ مَنْ لاَ يُنْجِيكَ إِلاَّ طَاعَتُهُ وَ لاَ يُرْدِيكَ إِلاَّ مَعْصِيَتُهُ وَ لاَ يَسَعُكَ إِلاَّ رَحْمَتُهُ وَ اِلْتَجِىءْ إِلَيْهِ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْه
بپرهیز از خشم کسی که جز اطاعتش تو را رستگار نمی کند و جز نافرمانی او تو را هلاک نمی گرداند و جز رحمت او گنجایش گناه تو را ندارد، به او پناه بر و بر او اعتماد کن.
إِيَّاكَ أَنْ تُحِبَّ أَعْدَاءَ اَللَّهِ أَوْ تُصْفِيَ وُدَّكَ لِغَيْرِ أَوْلِيَاءِ اَللَّهِ فَإِنَّ مَنْ أَحَبَّ قَوْما حُشِرَ مَعَهُم
مبادا که دشمنان خدا را دوست بداری، یا محبّتت را برای غیر دوستان خدا برگزینی؛ پس همانا کسی که گروهی را دوست بدارد، با آنها محشور شود.
إِيَّاكَ وَ مَا يُسْخِطُ رَبَّكَ وَ يُوحِشُ اَلنَّاسَ مِنْكَ فَمَنْ أَسْخَطَ رَبَّهُ تَعَرَّضَ لِلْمَنِيَّةِ وَ مَنْ أَوْحَشَ اَلنَّاسَ تَبَرَّأَ مِنَ اَلْحُرِّيَّة
بپرهیز از آنچه خدا را به خشم آورد و مردم را از تو برماند؛ پس کسی که خدا را به خشم آورد، خود را در معرض هلاکت قرار داده و کسی که مردم را برماند، از آزادگی جدا شده است.
إنّ من أبغض بعض الخلائق إلى اللّه تعالى رجلا وكله إلى نفسه جائزا عن قصد السّبيل سائرا بغير دليل
از دشمنترین مردم نزد خداوند مردی است که به خود واگذاشته شده تا از راه راست درگذرد و بی راهنما در حرکت است.
أَنَّهُ سَأَلَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى أَنِ اُشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَقَالَ اَلْوَالِدَانِ اَللَّذَانِ أَوْجَبَ اَللَّهُ لَهُمَا اَلشُّكْرَ هُمَا اَللَّذَانِ وَلَدَا اَلْعِلْمَ وَ وَرَّثَا اَلْحُكْمَ وَ أَمَرَ اَلنَّاسَ بِطَاعَتِهِمَا ثُمَّ قَالَ اَللَّهُ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَمَصِيرُ اَلْعِبَادِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ اَلْوَالِدَانِ ثُمَّ عَطَفَ اَلْقَوْلَ عَلَى اِبْنِ حَنْتَمَةَ وَ صَاحِبِهِ فَقَالَ فِي اَلْخَاصِّ وَ اَلْعَامِّ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي يَقُولُ فِي اَلْوَصِيَّةِ وَ تَعْدِلُ عَمَّنْ أُمِرْتَ…
اصبغ بن نباته از امیر المومنین علیه السلام راجع بقول خدای تعالی: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن و سرانجام بسوی منست-14 سوره 31-»پرسید، حضرت فرمود: پدر و مادری که خدا سپاسگزاری ایشان را واجب کرده، آنهایند که علم از آنها تراوش کند و حکمت را(پس از مرگ خود)بارث گذارند و مردم باطاعتشان مامورند. و خدا پس از آن فرماید: «سرانجام بسوی منست» سرانجام بندگان بسوی خداست و راهنمایش همان پدر و مادر هستند. سپس خدا روی سخن را متوجه پسر حنتمه و رفیقش نموده(یعنی عمر و ابو بکر، زیرا حنتمه نام مادر عمر است)و نسبت بخاص و عام(پیغمبر و سایر مردم)فرموده است: «و اگر با تو ستیزه کنند که بمن شرک آوری»یعنی از پیش خود در باره وصی ات سخنی گویی و از آنکه دستور اطاعتش داری برگردی از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو. سپس…
لِبُغْضِنَا لِمُبْغِضِنَا أَمْوَاجٌ مِنْ سَخَطِ اَللَّهِ سُبْحَانَه
برای دشمن ما، امواجی از خشم خداوند خواهد بود.