عن ابن عباس: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: إنَّک سَتَقْدِمُ عَلَی اللهِ وَ شیعَتُک راضینَ مَرْضینَ.
از ابن عباس نقل است که گفت: نبی مکرم صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود:
تو در پیشگاه خدا حاضر خواهی شد و شیعیانت خرسند (از پیشوایی ات) و مورد رضایت حق تعالی خواهند بود.
- مناقب سید نا علی، 25؛ محمع الزوائد، 9/ 131؛ کنز العمال، 156: 13/ 36483.
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: أنْتَ خَیرُ امَّتی فی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:
تو بهترین امتم در هر دو سرا می باشی.
- مناقب سیدنا علی علیه السلام، 28 به نقل از ابن مردویه. مناقب ابن مردویه، 111/ 129.
عن أمیر المؤمنین علیه السلام: جاءَ سُهَیلُ بنُ عَمْرو إلی رَسُولِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ فَقالَ: یا مُحَمَّدُ، إنَّهُ قَدْ خَرَجَ إلَیک اناسٌ مِنْ أرِقّائِنا لَیسَ بِهِمْ لِلدّینِ تَعَبُّداً فَارْدُدْهُمْ عَلَینا. فَقالَ ابُوبَکرٍ وَ عُمَرْ: صَدَقَ یا رَسُولَ الله. فَقَالَ النَّبی صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ: لَنْ تَنْتَهُوا یا مَعْشَرَ قُرَیشٍ حَتّی یبْعَثَ اللهُ عَلَیکمْ رَجُلًا مِنّی امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ لِلْإیمانِ یضْرِبُ رِقابَکمْ عَلَی الدّینِ وَ أنْتُمْ مُتَجَفِّلُونَ عَنْهُ اجْفالَ النِّعَمِ. فَقالَ ابُوبَکرٍ: أنَا هُوَ یا رَسُولَ اللهِ؟ قالَ: لا. قالَ عُمَرُ: أنَا…
از علی علیه السلام نقل شده که فرمود:
سهیل بن عمرو [همراه عده ای از قریشیان مکه] نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و عرض کرد:
یا محمد! گروهی از فرزندان، برادران و بردگان ما نزد تو آمده اند. آنان نه به دلیل علاقه به دین و نه برای فهم واندیشه آمده اند (به عبارت دیگر) نسبت به دین، هیچ التزام و تعبدی ندارند آنان را به سوی ما بازگردان.
ابوبکر و عمر بر سخنان او صحه گذاشتند اما نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: ای گروه قریش! شما هرگز به اصلاح نمی رسید تا آن که کسی را به سویتان گسیل دارم که خداوند، دلش را به ایمان آزموده است تا شما را بر اساس آموزه های دینی گردن زند و شما همچون شترمرغ سرکش از او فرار می کنید و طغیان می ورزید.
ابوبکر گفت: آیا آن مرد که می گویید منم ای پیامبر خدا؟
فرمود: خیر.
عمر…
- تاریخ بغداد، 133: 1 و 433: 8؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 366: 2/ 873؛ خصائص علی علیه السلام از نسایی، 85/ 31.
قال رسول الله صلی الله علیه وآله- فی صفة علی علیه السلام-: یا أیهَا النّاسُ، إمْتَحِنُوا أوْلادَکمْ بِحُبِّهِ، فَإِنَّ عَلِیاً لا یدْعُو إلی ضَلالَةٍ وَ لایبْعُدُ عَنْ هدی، فَمَنْ أحَبَّهُ فَهُوَ مِنْکمْ، وَ مَنْ أبْغَضَهُ فَهُو لَیسَ مِنْکمْ.
رسول خدا صلی الله علیه وآله در صفت علی علیه السلام فرمود:
ای مردم! فرزندانتان را به دوستی علی علیه السلام آزمایش کنید، زیرا علی به گمراهی نمی خواند، و کسی را از هدایت دور نمی نماید، هر فرزندی او را دوست داشت از شماست (حلال زاده است) و هر فرزندی او را دشمن داشت، از آن شما نیست (نامشروع است).
- تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 225: 2/ 730. از محبوب بن ابی الزناد نقل است که گفت: انصار گفتند: ما فرزندان نامشروع را به سبب دشمنی با علی بن ابیطالب داشتند می شناختیم. تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 224: 2/ 729 و 728؛ و به سند دیگر در ح 737. و از شافعی نقل است که گفت: شنیدم مالک بن انس گفت: «ما میزانی برای شناخت فرزندتان نامشروع جز بغض و دشمنی آنان با علی بن ابی طالب در دست نداشتیم.» مناقب علی بن ابی طالب، ابن مردویه، 76/ 57. و انس گوید: «پس از جنگ خیبر، عادت چنان شده بود که مرد، فرزند خود را به دوش می گرفت و سر راه علی می ایستاد، چون چشمش به آن حضرت می افتاد صورتش را به سوی علی می نمودو با انگشت به سوی او اشاره می کرد و به فرزند خود می گفت: «فرزندم! آیا این مرد که می آید دوست داری؟» اگر کودک می گفت آری، او را در بر می گرفت و می بوسید، و اگر می گفت: نه، او را بر زمین گذاشته و می گفت: برو به (قوم) مادرت بپیوند. من فرزندی که علی را دوست ندارد نمی خواهم.» تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 224: 2/ 837.
عن علی علیه السلام: ان رسول الله صلی الله علیه وآله أخذ بید حسن و حسین فقال: مَنْ أحَبَّنی وَ أحَبَّ هذَینِ وَ أباهُما وَ أمَّهُما کانَ مَعِی فی دَرَجَتی یوْمَ القِیامَةِ.
از علی علیه السلام روایت است که رسول اکرم صلی الله علیه وآله دست حسن و حسین را گرفت و فرمود:
هر کس مرا و این دو نفر و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد، در روز قیامت با من در یک رتبه خواهد بود.
- سنن ترمذی، 641: 5/ 37733؛ مسند احمد بن حنبل، 168: 1/ 576؛ فضائل الصحابة، 964: 2/ 1185؛ تاریخ بغداد، 287: 13؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 52/ 95 و 96؛ اسد الغابة، 29: 4.
عن علی علیه السلام: بَینَما رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه و آله آخِذٌ بِیدی، وَ نَحْنُ نَمْشی فی بَعْضِ سکک المَدینَةِ، إذْ أتَینا عَلی حَدیقَةٍ، فَقُلْتُ: یا رَسولَ اللهِ، ما أحْسَنَها مِنْ حَدیقَةٍ! قالَ: لَک فی الجَنَّةِ أحْسَنُ مِنْها. ثُمَّ مَرَرْنا بِاخْری فَقُلْتُ: یا رَسُولَ اللهِ، ما أحْسَنَها مِنْ حَدیقَةٍ! قالَ: لَک فِی الْجَنَّةِ أحْسَنُ مِنْها. حَتَّی مَرَرْنا بِسَبْعِ حَدائِقَ، کلُّ ذلِک أقُولُ: ما أحَسْنَهَا! وَ یقُوُل: لَک فِی الجَنَّةِ أحْسَنُ مِنْها. فَلَمّا خَلا لَهُ الطَّریقُ اعْتَنَقَنی، ثُمَّ أجْهَشَ باکیاً. [قالَ: قُلْتُ: یا رَسُولَ اللهِ، مَا یبْکیک؟ قالَ: ضَغائِنُ فی…
علی علیه السلام می گوید:
روزی به اتفاق رسول خدا در حالی که دست مرا در دست خود داشت در بعضی از کوچه های مدینه می رفتیم. از کنار باغی گذشتیم. عرضه داشتم یا رسول الله! این باغ چه زیبا است! فرمود: باغی که در بهشت برای تو مهیا شده از این زیباتر است. سپس قدم زنان به باغ دیگری رسیدیم، گفتم: ای پیامبر خدا، صلی الله علیه وآله این باغ نیز زیبا است!
فرمود: باغ تو در بهشت زیباتر از آن است.
تا اینکه از هفت باغ گذشتیم در همه آنها من همان سخن پیشین را و آن حضرت همان پاسخ را تکرار کردیم. هنگامی که به پایان راه رسیدیم پیامبر صلی الله علیه وآله مرا در آغوش گرفت و سخت بگریست.
عرضه داشتم: ای پیامبر خدا صلی الله علیه وآله، چرا می گریی؟
فرمود: از کینه هایی که در سینه گروهی علیه تو نهفته شده و آشکار نمی کنند مگر…
- مسند ابی یعلی، 285: 1/ 561؛ تاریخ بغداد، 398: 12؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 321: 2/ 831 827؛ فضائل الصحابة ابن حنبل، 2، ص 652/ 1102.
عن جابر بن عبدالله، قال: رَسُول الله صلی الله علیه وآله لعلی علیه السلام: مَن أشْقَی الثَّمودِ؟ قالَ: مَن عَقَر النّاقَةَ. قالَ: فَمَنْ أشْقی هذِهِ الامَّةِ؟ قالَ: اللهُ أعْلَمُ. قالَ: قاتِلُک.
از جابر بن عبدالله نقل است که رسول خدا صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود:
می دانی تیره بخت ترین کسی که در قوم ثمود بود کیست؟ گفت: آنکه پای ناقه صالح علیه السلام را قطع کرد. حضرت پرسید تیره بخت ترین امت من کیست؟ گفت: الله اعلم (خدا داناتر است) فرمود: کسی که تو را به قتل می رساند.
- المعجم الکبیر طبرانی، ج 2، ح 2037. و نیز از عمّار نقل است که گفت: من و علی بن ابی طالب در غزوة ذی العشیره با یکدیگر رفیق و همسنگر بودیم، رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «آیا با دو تن از بدبخت ترین مردم شما را آشنا سازم؟» گفتم: «آری.» فرمود: « (مردک سرخ روی) کودن قوم ثمود همان که ناقه صالح را پی کرد. و ای علی! دومی کسی است که ضربتی بر فرق سر تو می زند که تا محاسنت به خون، رنگین می شود.» الجامع الکبیر، 255: 16/ 7864؛ کنز العمال، 140: 13/ 36442، مجمع الزوائد، 136: 9 به نقل از ابن سمرة. نیز مراجعه شود: به المناقب خوارزمی 387/ 402؛ البدایة و النهایة، 7، ص 324؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 351: 2/ 1401.
عن علی علیه السلام: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: اذا جَمَعَ اللهُ الأوَّلینَ وَالآخِرِینَ یوْمَ القِیامَةِ وَ نَصَبَ الصِّراطَ عَلی جِسْرِ جَهَنَّمَ ما جازَها أحَدٌ حَتّی کانَ مَعَهُ بَراءَةٌ بِوِلایةِ عَلِی بْنِ أبی طالِبٍ.
از علی علیه السلام نقل است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
چون خداوند، اولین و آخرین را در روز رستاخیز جمع آورد و صراط را بر روی پل دوزخ؛ نصب کند، احدی از آن عبور نکند مگر کسی که سند رهایی از آتش به واسطه ولایت علی بن ابی طالب را در دست داشته باشد.
- جواهر المطالب فی مناقب الامام علی بن ابی طالب علیه السلام از باعونی شافعی، 88: 1؛ اخبار اصبهان، از ابو نعیم اصفهانی، 341: 1 حدیث را ابو الخیر طالقانی در باب 26، ح 33 از کتابش الأربعین المنتقی که در مجله وزین تراثنا، ش 1، ص 119 منتشر شده، آورده است. ابن مغازلی در المناقب، 119/ 153 از ابن عباس روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: «در روز رستاخیز علی علیه السلام مشرف بر حوض کوثر ایستاده است. احدی به بهشت در نیاید جز آنکه پروانه ای از علی بن ابی طالب با او باشد.» نیز این مطلب را از انس در حدیث، 289 ص 242 نقل کرده است. برای این حدیث منابع فراوانی وجود دارد که آنها را در فرائد السمطین، 289: 1/ 228؛ غایةالمرام، 262؛ الریاض النضرة، 122: 2؛ ذخائر العقبی، ص 71، می توان دید.
عن أبی ذر و سلمان: أخذ النبی صلی الله علیه و آله بید علی فقال: إنَّ هذا أوَّلُ مَنْ آمَنَ بی، وَ هذا أوَّلُ مَنْ یصافِحُنی یوْمَ القِیامَةِ، وَ هذا الصِدّیقُ الأکبَرُ، وَ هذا فارُوقُ هذِهِ الأُمَّةِ یفْرُقُ بینَ الحَقِّ وَ الباطِلِ، وَ هذا یعْسُوبُ المُؤمِنینَ، وَ المالُ یعْسُوبُ الظالِمینَ.
از ابوذر و سلمان روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه وآله دست علی علیه السلام را گرفت و فرمود:
به درستی که این مرد اولین کس از امت است که به من ایمان آورد. و نخستین کس است که در روز رستاخیز با من مصافحه کند و اوست صدّیق اکبر (بزرگترین راستگو) و فاروق امت که حق و باطل را از هم جدا و متمایز می سازد. و این است خسرو مؤمنان و مال، خسرو ستمکاران می باشد.
- مجمع الزوائد هیثمی، 12: 9؛ لسان المیزان، 414: 2. نیز رجوع شود به المناقب ابن مغازلی، 65/ 93. او به اسناد خود نقل می کند که رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «ای علی! تو آقای مسلمانان، پیشوای پروا پیشگان و رهبر نامدار وسپیدان و خسرو دینی.» تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) ح 119 و آنچه پیرامون حدیث نقل کرده اند.
عن علی علیه السلام و ابن عباس و جابر بن عبدالله: قال صلی الله علیه وآله: أنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بابُها، فَمَنْ أرادَ العِلْمَ فَلْیأتِ الْبابَ.
علی علیه السلام و ابن عباس و جابر بن عبدالله روایت کرده اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:
من شهر علمم و علی دروازه آن، پس هر کس طالب علم باشد ازدروازه آن وارد شود. [i]
[i] الفردوس، ج 1، ص 44/ 106؛ المستدرک (حاکم)، ج 3، ص 126؛ تاریخ بغداد، ج 2، ص 277 و ج 4، ص 348؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص 114؛ تهذیب تاریخ دمشق، ج 3، ص 38؛ اللآلی المصنوعة (سیوطی)، ج 1، ص 329؛ اسد الغابة، ج 4، ص 22.
درکتاب فتح الملک العلی بصحة حدیث باب مدینة العلم علی، ص 164 این گونه آمده است:
حافظ سیوطی در الجامع الکبیر می گوید: مدتی بود که در مقام پاسخگویی به این پرسش که سند این حدیث چگونه است می گفتم: حسن است تا از حسن اتفاق مواجه شدم با تصحیح ابن جریر در رابطه با نقل حدیث از علی از کتاب تهذیب الآثار به همراه تصحیح…