وَ اَللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَة وَ لاَ كَذَبْتُ كَذْبَة
به خدا سوگند هیچ کلمۀ حقّی را پنهان نکرده و هیچ دروغی نگفته ام.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
وَ اَللَّهِ مَا كَتَمْتُ وَشْمَة وَ لاَ كَذَبْتُ كَذْبَة
به خدا سوگند هیچ کلمۀ حقّی را پنهان نکرده و هیچ دروغی نگفته ام.
وَ اَللَّهِ مَا فَجَعَنِي مِنَ اَلْمَوْتِ وَارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لاَ طَالِعٌ أَنْكَرْتُهُ وَ مَا كُنْتُ إِلاَّ كَغَارِبٍ وَرَدَ أَوْ طَالِبٍ وَجَد
به خدا سوگند که علاماتی از مرگ ناآگاه بر من برنیامد که آن را ناخوش داشته باشم و یا آن را نشناخته باشم.و من نبودم مگر مانند مسافری که وارد شده و یا جوینده ای که یافته است.
و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله،أنّني لم أردّ على اللّه سبحانه و لا على رسوله ساعة قطّ و لقد واسيته بنفسي في المواطن الّتي تنكص فيها الأبطال و تتأخّر عنها الأقدام نجدة أكرمني اللّه بها و لقد بذلت في طاعته صلوات اللّه عليه و آله جهدي و جاهدت أعداءه بكلّ طاقتي و وقيته بنفسي و لقد أفضى إليّ من علمه بما لم يفض به إلى أحد غيري و لقد قبض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و إنّ رأسه على صدري و لقد سالت نفسه في كفّي فأمررتها على وجهي و لقد وليت غسله صلّى اللّه عليه و آله و الملائكة أعواني،فضجّت الدّار و الأفنية، ملأ يعرج و ما فارقت سمعي هينمة منهم يصلّون عليه حتّى واريناه…
قطعا نگاهبانان دین از اصحاب رسول خدا ص می دانند بدرستی که من فرمانی از خدا و رسول او را به قدر ساعتی هرگز تأخیر نینداخته ام و البته آن را بر نفس خودم مقدّم داشتم در جایگاههایی که شجاعان در آن باز می ایستادند و قدمها از آن پس می رفت، ولی خداوند مرا به شجاعتی گرامی گردانیده بود.و به تحقیق در فرمانبرداری آن حضرت ص تلاش خود را بذل نمودم و با تمام توان خود با دشمنان او جنگ کردم و آنها را با نفس خود نگاه داشتم.و قطعا از دانش او رسول خدا به اندازه ای که به هیچ کس به آن اندازه نرسید، به من رسید.و روح پیامبر ص قبض شد در حالی که سر مبارک او بر سینۀ من بود و نفس او بر کف دست من روان شد، پس آن را بر روی خود کشیدم.و هر آینه آن حضرت را غسل دادم در حالی که فرشتگان مرا کمک می کردند. پس از ترس و فزع، خانه و…
وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَنْ لاَ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ عِنْدِي أَزْهَدَ مِنْ عَفْطَةِ عَنْز
سوگند به آن که دانه را شکافت و بنده را آفرید، اگر نبود حاضر شدن حاضر، و یافت شدن یاری کننده، و آنچه خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر سیری ستمگران و گرسنگی ستم شدگان آرام نگیرند، هر آینه ریسمان خلافت را بر دوش آن می انداختم و آب می دادم آخر آن را به جام اوّل آن. یعنی چون ابتدای خلافت آن را رها می کردم .و البته می فهمیدید که دنیای شما نزد من، از عطسۀ بزی ناچیزتر است.
قد استدار الزّمان كهيئته يوم خلق السّموات و الأرض
برگردیده روزگار، مانند هیئت و شکل روزی که آسمان و زمین آفریده شده است.
قَدْ طَلَعَ طَالِعٌ وَ لَمَعَ لاَمِعٌ وَ لاَحَ لاَئِحٌ وَ اِعْتَدَلَ مَائِل
البته طلوع کرد طلوع کننده، و درخشید درخشنده و هویدا شد هویدا شونده، و راست شد کجی.
إِنِّي لَأَرْفَعُ نَفْسِي أَنْ تَكُونَ حَاجَةٌ لاَ يَسَعُهَا جُودِي أَوْ جَهْلٌ لاَ يَسَعُهُ حِلْمِي أَوْ ذَنْبٌ لاَ يَسَعُهُ عَفْوِي أَوْ أَنْ يَكُونَ زَمَانٌ أَطْوَلَ مِنْ زَمَانِي
بدرستی که من نفس خود را بلند باز می دارم از حاجتی که بخشش من گنجایش آن را نداشته باشد، یا از جهلی که بردباری من گنجایش آن را ندارد، یا از گناهی که در گذشتن من گنجایش آن را ندارد و یا آرزویی که از عمر من طولانی تر باشد.
إنّي كنت إذا سئلت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله أعطاني و إذا سكتّ عن مسألته ابتدأني
من هر گاه از رسول خدا ص تقاضا می کردم به من می بخشید و هرگاه سکوت می کردم، آن حضرت خود آغاز می کرد.
إِنِّي لَأَرْفَعُ نَفْسِي أَنْ أَنْهَى اَلنَّاسَ عَمَّا لَسْتُ أَنْتَهِي عَنْهُ أَوْ آمُرَهُمْ بِمَا لاَ أَسْبِقُهُمْ إِلَيْهِ بِعَمَلِي أَوْ أَرْضَى مِنْهُمْ بِمَا لاَ يَرْضَى رَبِّي
بدرستی که من بلند باز می دارم نفس خود را از این که نهی کنم مردم را از آنچه خود از آن باز نایستاده ام، و یا امر کنم مردم را به آنچه خود در عمل به آن پیشی نگرفته ام، یا از مردم خشنود شوم به آنچه پروردگار مرا خشنود نگرداند.
إِنِّي لاَ أَحُثُّكُمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلاَّ وَ أَسْبِقُكُمْ إِلَيْهَا وَ لاَ أَنْهَاكُمْ عَنْ مَعْصِيَةٍ إِلاَّ وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكُمْ عَنْهَا
بدرستی که من شما را بر طاعتی بر نمی انگیزم، مگر این که در عمل به آن بر شما پیشی گرفته ام، و شما را از گناهی باز نمی دارم، مگر این که قبل از شما، خود از آن دوری گزیده ام.
وَ أَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا
بدرستی که من دنیا را سه طلاق باین داده ام و مرا رجوعی به آن نیست و ریسمان آن را بر دوش آن انداخته ام.
إِنَّمَا مَثَلِي بَيْنَكُمْ كَالسِّرَاجِ فِي اَلظُّلْمَةِ يَسْتَضِيءُ بِهَا مَنْ وَلَجَهَا
بدرستی که مثل من در میان شما، مانند چراغ در تاریکی است که هر که در آن فرو رود، روشن می شود.