قال الإمام الرضاء عليه السلام

جستجوی «علم»

امام رضا (علیه السلام)

۴۷ حدیث · صفحه ۴ از ۴

مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ : اَلدُّنْيَا كُلُّهَا جَهْلٌ إِلاَّ مَوَاضِعَ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعِلْمُ كُلُّهُ حُجَّةٌ إِلاَّ مَا عُمِلَ بِهِ وَ اَلْعَمَلُ كُلُّهُ رِيَاءٌ إِلاَّ مَا كَانَ مُخْلَصا وَ اَلْإِخْلاَصُ عَلَى خَطَرٍ حَتَّى يَنْظُرَ اَلْعَبْدُ بِمَا يُخْتَمُ لَهُ.

امام رضا علیه السّلام از قول پدر و پدران بزرگوارش از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل فرمود:تمامی دنیا به جهل آلوده است، مگر جاهایی که نور علم در آن باشد، و علم فقط یک راهنماست، مگر اینکه به آن عمل شود، و عمل تماما ریاست، مگر اینکه از روی اخلاص باشد، و اخلاص در معرض خطر است، تا آن هنگام که بنده پایان کارش را ببیند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 663

لِلْإِمَامِ عَلاَمَاتٌ يَكُونُ أَعْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَحْكَمَ اَلنَّاسِ وَ أَتْقَى اَلنَّاسِ وَ أَحْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَشْجَعَ اَلنَّاسِ وَ أَسْخَى اَلنَّاسِ وَ أَعْبَدَ اَلنَّاسِ وَ يُولَدُ مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً وَ يَرَى مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاَ يَكُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ إِذَا وَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ عَلَى رَاحَتَيْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ لاَ يَحْتَلِمُ وَ تَنَامُ عَيْنُهُ وَ لاَ يَنَامُ قَلْبُهُ وَ يَكُونُ مُحَدَّثاً وَ يَسْتَوِي عَلَيْهِ دِرْعُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ لاَ يُرَى لَهُ بَوْلٌ وَ لاَ غَائِطٌ لِأَنَّ…

امام رضا علیه السلام فرمود: امام را نشانه هایی است: دانشمندترین مردم میباشد و حکیم ترین مردم و پرهیزکارترین مردم و دلیر ترین مردم و باسخاوت ترین مردم و پر عبادت ترین مردم و ختنه شده متولد می شود و پاکیزه میباشد و از پشت سرش همچون پیش رویش می بیند و سایه ندارد و چون از شکم مادر بر زمین می افتد دو کف دست بر زمین می نهد و صدا بشهادتین بلند میکند و محتلم نمیشود و دیده اش بخواب میرود ولی دلش بیدار است و فرشتگان با او سخن میگویند و زره رسول خدا بر تن او راست آید و بول و غایطش دیده نشود زیرا خداوند عز و جل زمین را موظف فرموده است تا هر چه از امام بیرون می آید ببلعد بویی خوشتر از بوی مشک دارد و امام بر مردم از خودشان بحکم فرمایی سزاوارتر است و از پدران و مادرانشان بر آنان مهربان تر و بیشتر از همه…

الخصال، ج 3، ص 527

اَلْأَئِمَّةُ عُلَمَاءُ صَادِقُونَ مُفَهَّمُونَ مُحَدَّثُونَ .

محمد بن اسماعیل گوید: شنیدم: حضرت ابو الحسن علیه السلام می فرمود: ایمه دانشمندان، راستگویان، فهمیدگان، محدثانند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 271

«اِعْلَمْ اَنَّهُ لا وَرَعَ اَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحَارِمِ اللهِ وَ الْکَفِّ عَنْ اَذَی الْمُؤْمِنِ»

هیچ خویشتنداریی سودمندتر از دوری از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست.

فقه الرضا علیه السلام، ص 356

وَ قَالَ : قَالَ اَلْحَوَارِيُّونَ لِعِيسَى يَا مُعَلِّمَ اَلْخَيْرِ أَعْلِمْنَا أَيُّ اَلْأَشْيَاءِ أَشَدُّ قَالَ أَشَدُّ اَلْأَشْيَاءِ غَضَبُ اَللَّهِ قَالُوا فِيمَا يُتَّقَى غَضَبُ اَللَّهِ قَالَ بِأَنْ لاَ تَغْضَبُوا قَالُوا وَ مَا بَدْءُ اَلْغَضَبِ قَالَ اَلْكِبْرُ وَ اَلتَّجَبُّرُ وَ مَحْقَرَةُ اَلنَّاسِ.

امام رضا علیه السّلام فرمود:حواریّون به عیسی علیه السّلام گفتند:ای معلم خیر، ما را به سخت ترین چیز راهنمایی کن، فرمود:از همه چیز سخت تر غضب خداوند است.گفتند:چگونه می شود از غضب خداوند دور ماند؟فرمود:به اینکه غضب نکنید، گفتند:غضب از کجا شروع می شود؟فرمود:از تکبر و خود خواهی و کوچک شمردن مردم.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 459

قَالَ لِيَ اِبْنُ اَلنَّجَاشِيِّ مَنِ اَلْإِمَامُ بَعْدَ صَاحِبِكَ فَأَشْتَهِي أَنْ تَسْأَلَهُ حَتَّى أَعْلَمَ فَدَخَلْتُ عَلَى اَلرِّضَا ع فَأَخْبَرْتُهُ قَالَ فَقَالَ لِي اَلْإِمَامُ اِبْنِي ثُمَّ قَالَ هَلْ يَتَجَرَّأُ أَحَدٌ أَنْ يَقُولَ اِبْنِي وَ لَيْسَ لَهُ وَلَدٌ .

ابن ابی نصر گوید: ابن نجاشی بمن گفت: امام بعد از امام تو کیست؟ من دلم میخواهد از خود او بپرسی تا بفهمم، من خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و گزارش دادم. حضرت فرمود: امام پسر من است سپس فرمود، آیا کسی جرات دارد که بگوید: پسر من در صورتی که اولادی نداشته باشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 320

كَتَبَ اِبْنُ قِيَامَا إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع كِتَاباً يَقُولُ فِيهِ كَيْفَ تَكُونُ إِمَاماً وَ لَيْسَ لَكَ وَلَدٌ فَأَجَابَهُ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع شِبْهَ اَلْمُغْضَبِ وَ مَا عَلَّمَكَ أَنَّهُ لاَ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ اَللَّهِ لاَ تَمْضِي اَلْأَيَّامُ وَ اَللَّيَالِي حَتَّى يَرْزُقَنِيَ اَللَّهُ وَلَداً ذَكَراً يَفْرُقُ بِهِ بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ .

حسین بن بشار گوید: ابن قیاما(واقفی مذهب)در نامه ای که بامام رضا علیه السلام نوشته میگوید: شما چگونه امامی هستید که فرزند ندارید؟ حضرت رضا-مانند شخص خشمگین-باو جواب داد، تو از کجا میدانی که من فرزند نخواهم داشت؟ بخدا که شب و روز نگذرد جز اینکه خدا بمن پسری عنایت کند که بسبب او میان حق و باطل را فیصل دهد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 320

وَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ إِي وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِي وَ اَللَّهِ وَ نَحْنُ عُمُومَتُهُ بَغَيْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَنَعْتُمْ فَإِنِّي لَمْ أَحْضُرْكُمْ قَالَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ وَ نَحْنُ أَيْضاً مَا كَانَ فِينَا إِمَامٌ قَطُّ حَائِلَ اَللَّوْنِ فَقَالَ لَهُمُ اَلرِّضَا ع هُوَ اِبْنِي قَالُوا فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَدْ قَضَى بِالْقَافَةِ فَبَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ اَلْقَافَةُ قَالَ اِبْعَثُوا أَنْتُمْ إِلَيْهِمْ…

زکریا بن یحیی گوید: شنیدم علی بن جعفر، حسن بن حسین بن علی را حدیث میکرد و میگفت: -بخدا سوگند که خدا ابو الحسن الرضا علیه السلام را یاری کرد، حسن گفت: آری بخدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت باو ستم کردند، علی بن جعفر گفت: آری بخدا ما عموهایش هم باو ستم کردیم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه کردید؟ زیرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش باو گفتیم: هرگز در میان ما خاندان، امامی که رنگش دگرگون باشد نبوده(مقصودشان این بود که امام محمد تقی علیه السلام بشما شباهت ندارد)حضرت رضا فرمود: او پسر منست، آنها گفتند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بحکم قیافه شناس داوری فرموده، میان تو و ما هم قیافه شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آنها نمیفرستم، شما بفرستید، و بآنها اطلاع ندهید که برای چه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 322

كُنْتُ وَاقِفاً وَ حَجَجْتُ عَلَى تِلْكَ اَلْحَالِ فَلَمَّا صِرْتُ بِمَكَّةَ خَلَجَ فِي صَدْرِي شَيْ ءٌ فَتَعَلَّقْتُ بِالْمُلْتَزَمِ ثُمَّ قُلْتُ اَللَّهُمَّ قَدْ عَلِمْتَ طَلِبَتِي وَ إِرَادَتِي فَأَرْشِدْنِي إِلَى خَيْرِ اَلْأَدْيَانِ فَوَقَعَ فِي نَفْسِي أَنْ آتِيَ اَلرِّضَا ع فَأَتَيْتُ اَلْمَدِينَةَ فَوَقَفْتُ بِبَابِهِ وَ قُلْتُ لِلْغُلاَمِ قُلْ لِمَوْلاَكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ بِالْبَابِ قَالَ فَسَمِعْتُ نِدَاءَهُ وَ هُوَ يَقُولُ اُدْخُلْ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ اَلْمُغِيرَةِ اُدْخُلْ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ اَلْمُغِيرَةِ فَدَخَلْتُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيَّ قَالَ لِي قَدْ…

عبد الله بن مغیره گوید: من واقفی مذهب بودم که بحج رفتم، چون بمکه رسیدم، شکی در دلم(راجع بمذهبم)خلجان کرد، خودم را بملتزم(دیوار مقابل در خانه کعبه که مستحب است سینه و شکم را بآنجا چسبانیده و دعا کنند)چسبانیدم و گفتم: بار خدایا تو خواست و اراده مرا میدانی، مرا ببهترین دینها هدایت کن، پس در دلم افتاد که خدمت حضرت رضا علیه السلام بروم. بمدینه آمدم و در خانه حضرت ایستادم و بغلامش گفتم: بآقایت بگو، مردی از اهل عراق بر در خانه است، آنگاه صدای حضرت را شنیدم که میفرمود: بفرما ای عبد الله بن مغیره بفرما ای عبد الله بن مغیره، چون مرا دید فرمود: خدا دعایت را اجابت کرد و بدین خودش هدایتت فرمود: من عرض کردم: گواهی دهم که تویی حجت خدا و امین او بر خلقش.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 355

«رَحِمَ اللّهُ عَبْدا اَحْیا أمْرَنا،» فَقُلْتُ لَهُ: «فَکَیْفَ یُحْیِی أمْرَکُمْ؟» قالَ: «یَتَعَلَّمُ عُلُومَنا و یُعَلِّمُها النّاسَ، فَإِنَّ النّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنا لاَتَّبَعُونا»

«خداوند، رحمت کند آن بنده ای را که امر ما را زنده کند!». گفتم: چگونه امر شما را زنده کند؟ فرمود: «علوم ما را فراگیرد و به مردم بیاموزد، که اگر مردمْ زیبایی های گفتار ما را می دانستند، از ما پیروی می کردند».

میزان الحکمه، ج 8، ح 13797

قَالَ عَلِی بْنُ شُعَیبٍ دَخَلْتُ عَلَی أبِی الحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَقَالَ لِی: یا عَلِی مَنْ أحْسَنُ النَّاسِ مَعَاشاً؟ قُلْتُ: یا سَیدِی أنْتَ أعْلَمُ بِهِ مِنّی، فَقَالَ علیه السلام: یا عَلِی مَنْ حَسُنَ مَعَاشُ غَیرِهِ فِی مَعَاشِهِ، یا عَلِی مَنْ أسْوَءُ النَّاسِ مَعَاشاً؟ قُلْتُ: أَنْتَ أعْلَمُ، قَالَ: مَنْ لَمْ یعِشْ غَیرُهُ فِی مَعَاشِهِ، یا عَلِی أحْسِنُوا جِوَارَ النّعَمِ فَإنَّهَا وَحْشِیةٌ مَانَأَتْ عَنْ قَوْمٍ فَعَادَتْ إلَیهِمْ

علی بن شعیب (یا علی بن أبی شعیب) می گوید: خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و حضرت به من فرمود: چه کسی است که معاش و کسب و کار او از همه بهتر است؟ گفتم: ای آقای من، شما آگاهتر از من هستید. حضرت فرمود: کسی که زندگی دیگران در زندگی او بهبودی پیدا کند (و افراد دیگر سر سفره کسب و کار او نشسته و بهره مند شوند به عبارت دیگر اشتغال زایی کند و گروهی از کنار او بهره مند شوند). حضرت مجدّداً پرسید: چه کسی زندگی و کسب و کارش از همه بدتر است؟ گفتم: شما آگاهتر هستید. حضرت فرمود: کسانی که دیگران از کنار زندگی آنها نان نمی خورند. وقتی نعمتهای خدا سراغ شما آمد، حقّ آنها را ادا کنید، چرا که نعمتها گریز پاست و وقتی دور شد، دیگر به آسانی بر نمی گردد.

  1. بحار الأنوار، ج 75، ص 341.
آیت الله مکارم شیرازی؛ مشکات هدایت، ص: 172
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه