قال الإمام الرضاء عليه السلام

احادیث درباره نه آفت از امام رضا (ع)

امام رضا (علیه السلام)

۳۰ حدیث · صفحه ۳ از ۳

لِلْإِمَامِ عَلاَمَاتٌ يَكُونُ أَعْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَحْكَمَ اَلنَّاسِ وَ أَتْقَى اَلنَّاسِ وَ أَحْلَمَ اَلنَّاسِ وَ أَشْجَعَ اَلنَّاسِ وَ أَسْخَى اَلنَّاسِ وَ أَعْبَدَ اَلنَّاسِ وَ يُولَدُ مَخْتُوناً وَ يَكُونُ مُطَهَّراً وَ يَرَى مِنْ خَلْفِهِ كَمَا يَرَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لاَ يَكُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ إِذَا وَقَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ عَلَى رَاحَتَيْهِ رَافِعاً صَوْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ لاَ يَحْتَلِمُ وَ تَنَامُ عَيْنُهُ وَ لاَ يَنَامُ قَلْبُهُ وَ يَكُونُ مُحَدَّثاً وَ يَسْتَوِي عَلَيْهِ دِرْعُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ لاَ يُرَى لَهُ بَوْلٌ وَ لاَ غَائِطٌ لِأَنَّ…

امام رضا علیه السلام فرمود: امام را نشانه هایی است: دانشمندترین مردم میباشد و حکیم ترین مردم و پرهیزکارترین مردم و دلیر ترین مردم و باسخاوت ترین مردم و پر عبادت ترین مردم و ختنه شده متولد می شود و پاکیزه میباشد و از پشت سرش همچون پیش رویش می بیند و سایه ندارد و چون از شکم مادر بر زمین می افتد دو کف دست بر زمین می نهد و صدا بشهادتین بلند میکند و محتلم نمیشود و دیده اش بخواب میرود ولی دلش بیدار است و فرشتگان با او سخن میگویند و زره رسول خدا بر تن او راست آید و بول و غایطش دیده نشود زیرا خداوند عز و جل زمین را موظف فرموده است تا هر چه از امام بیرون می آید ببلعد بویی خوشتر از بوی مشک دارد و امام بر مردم از خودشان بحکم فرمایی سزاوارتر است و از پدران و مادرانشان بر آنان مهربان تر و بیشتر از همه…

الخصال، ج 3، ص 527

وَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ إِي وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِي وَ اَللَّهِ وَ نَحْنُ عُمُومَتُهُ بَغَيْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَنَعْتُمْ فَإِنِّي لَمْ أَحْضُرْكُمْ قَالَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ وَ نَحْنُ أَيْضاً مَا كَانَ فِينَا إِمَامٌ قَطُّ حَائِلَ اَللَّوْنِ فَقَالَ لَهُمُ اَلرِّضَا ع هُوَ اِبْنِي قَالُوا فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَدْ قَضَى بِالْقَافَةِ فَبَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ اَلْقَافَةُ قَالَ اِبْعَثُوا أَنْتُمْ إِلَيْهِمْ…

زکریا بن یحیی گوید: شنیدم علی بن جعفر، حسن بن حسین بن علی را حدیث میکرد و میگفت: -بخدا سوگند که خدا ابو الحسن الرضا علیه السلام را یاری کرد، حسن گفت: آری بخدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت باو ستم کردند، علی بن جعفر گفت: آری بخدا ما عموهایش هم باو ستم کردیم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه کردید؟ زیرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش باو گفتیم: هرگز در میان ما خاندان، امامی که رنگش دگرگون باشد نبوده(مقصودشان این بود که امام محمد تقی علیه السلام بشما شباهت ندارد)حضرت رضا فرمود: او پسر منست، آنها گفتند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بحکم قیافه شناس داوری فرموده، میان تو و ما هم قیافه شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آنها نمیفرستم، شما بفرستید، و بآنها اطلاع ندهید که برای چه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 322

كُنْتُ وَاقِفاً وَ حَجَجْتُ عَلَى تِلْكَ اَلْحَالِ فَلَمَّا صِرْتُ بِمَكَّةَ خَلَجَ فِي صَدْرِي شَيْ ءٌ فَتَعَلَّقْتُ بِالْمُلْتَزَمِ ثُمَّ قُلْتُ اَللَّهُمَّ قَدْ عَلِمْتَ طَلِبَتِي وَ إِرَادَتِي فَأَرْشِدْنِي إِلَى خَيْرِ اَلْأَدْيَانِ فَوَقَعَ فِي نَفْسِي أَنْ آتِيَ اَلرِّضَا ع فَأَتَيْتُ اَلْمَدِينَةَ فَوَقَفْتُ بِبَابِهِ وَ قُلْتُ لِلْغُلاَمِ قُلْ لِمَوْلاَكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ بِالْبَابِ قَالَ فَسَمِعْتُ نِدَاءَهُ وَ هُوَ يَقُولُ اُدْخُلْ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ اَلْمُغِيرَةِ اُدْخُلْ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ اَلْمُغِيرَةِ فَدَخَلْتُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيَّ قَالَ لِي قَدْ…

عبد الله بن مغیره گوید: من واقفی مذهب بودم که بحج رفتم، چون بمکه رسیدم، شکی در دلم(راجع بمذهبم)خلجان کرد، خودم را بملتزم(دیوار مقابل در خانه کعبه که مستحب است سینه و شکم را بآنجا چسبانیده و دعا کنند)چسبانیدم و گفتم: بار خدایا تو خواست و اراده مرا میدانی، مرا ببهترین دینها هدایت کن، پس در دلم افتاد که خدمت حضرت رضا علیه السلام بروم. بمدینه آمدم و در خانه حضرت ایستادم و بغلامش گفتم: بآقایت بگو، مردی از اهل عراق بر در خانه است، آنگاه صدای حضرت را شنیدم که میفرمود: بفرما ای عبد الله بن مغیره بفرما ای عبد الله بن مغیره، چون مرا دید فرمود: خدا دعایت را اجابت کرد و بدین خودش هدایتت فرمود: من عرض کردم: گواهی دهم که تویی حجت خدا و امین او بر خلقش.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 355

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ عَرَفْتَ اِنْقِطَاعِي إِلَى أَبِيكَ ثُمَّ إِلَيْكَ ثُمَّ حَلَفْتُ لَهُ وَ حَقِّ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ حَقِّ فُلاَنٍ وَ فُلاَنٍ حَتَّى اِنْتَهَيْتُ إِلَيْهِ بِأَنَّهُ لاَ يَخْرُجُ مِنِّي مَا تُخْبِرُنِي بِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنَ اَلنَّاسِ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَبِيهِ أَ حَيٌّ هُوَ أَوْ مَيِّتٌ فَقَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ مَاتَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَرْوُونَ أَنَّ فِيهِ سُنَّةَ أَرْبَعَةِ أَنْبِيَاءَ قَالَ قَدْ وَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ هَلَكَ قُلْتُ هَلاَكَ غَيْبَةٍ أَوْ هَلاَكَ مَوْتٍ قَالَ هَلاَكَ مَوْتٍ فَقُلْتُ…

ابو جریر قمی گوید: بحضرت ابو الحسن(امام رضا)علیه السلام عرضکردم: قربانت: شما دانسته اید که من از همه بریده و تنها بپدرت و سپس بخودت گرویده ایم، آنگاه برایش سوگند یاد کردم و گفتم: -بحق رسول خدا صلی الله علیه و آله و حق فلان و فلان(علی و حسن و حسین)تا بخودش رسیدم-که آنچه بمن خبر دهی باحدی از مردم نمیگویم و از او در باره پدرش پرسیدم که آیا زنده است یا وفات کرده؟ فرمود: بخدا وفات کرده است، عرضکردم: قربانت، شیعیان شما روایت میکنند که سنت چهار پیغمبر در باره اوست. فرمود: سوگند بخدایی که جز او شایسته پرستشی نیست، پدرم هلاک یافت، عرضکردم: هلاک غیبت یا هلاک مرگ؟ فرمود: هلاک مرگ، عرضکردم: شاید از من تقیه میکنی؟ فرمود: سبحان الله عرضکردم: بشما وصیت کرده است؟ فرمود: آری، عرضکردم: کسی را با شما در وصیت…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 380

قُلْتُ لَهُ إِنَّهُمْ يُحَاجُّونَّا يَقُولُونَ إِنَّ اَلْإِمَامَ لاَ يُغَسِّلُهُ إِلاَّ اَلْإِمَامُ قَالَ فَقَالَ مَا يُدْرِيهِمْ مَنْ غَسَّلَهُ فَمَا قُلْتَ لَهُمْ قَالَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قُلْتُ لَهُمْ إِنْ قَالَ مَوْلاَيَ إِنَّهُ غَسَّلَهُ تَحْتَ عَرْشِ رَبِّي فَقَدْ صَدَقَ وَ إِنْ قَالَ غَسَّلَهُ فِي تُخُومِ اَلْأَرْضِ فَقَدْ صَدَقَ قَالَ لاَ هَكَذَا قَالَ فَقُلْتُ فَمَا أَقُولُ لَهُمْ قَالَ قُلْ لَهُمْ إِنِّي غَسَّلْتُهُ فَقُلْتُ أَقُولُ لَهُمْ إِنَّكَ غَسَّلْتَهُ فَقَالَ نَعَمْ .

وشا گوید: احمد بن عمر بود یا دیگری که گفت بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: آنها(واقفیه که منکر امامت امام رضا علیه السلام و نیز منکر وفات پدرش هستند)با ما مشاجره می کنند و می گویند: امام را جز امام غسل نمی دهد(پس چگونه می گویید موسی بن جعفر در بغداد وفات یافته، در صورتی که شما در مدینه بودید)فرمود: آنها چه می دانند کی او را غسل داده است؟ تو بآنها چه جواب دادی؟ عرض کردم: قربانت، من بآنها گفتم: اگر مولایم بگوید، خودم او را در زیر عرش پروردگار غسل داده ام راست گفته است و اگر بگوید در دل زمین غسل داده ام راست گفته، فرمود: این چنین نیست، عرضکردم پس چه بگویم؟ فرمود: بآنها بگو من غسلش داده ام. عرض کردم: بگویم شما غسلش داده اید؟ فرمود: آری.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 384

کانَ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ و یَقُولُ هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ صلی اللهُ علیه.

هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر) خندان دیده نمی شد و غم بر او غلبه می یافت تا آن که 10 روز از محرم می گذشت، پس هنگامی که روز دهم می رسید، آن روز، روز مصیبت، غم و گریه پدرم بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.

امالی صدوق، ص ۱۱۱
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه