لَمَّا أَمَرَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِحَفْرِ اَلْخَنْدَقِ عَرَضَتْ لَهُ صَخْرَةٌ عَظِيمَةٌ شَدِيدَةٌ فِي عَرْضِ اَلْخَنْدَقِ لاَ تَأْخُذُ فِيهَا اَلْمَعَاوِلُ فَجَاءَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فَلَمَّا رَآهَا وَضَعَ ثَوْبَهُ فَأَخَذَ اَلْمِعْوَلَ وَ قَالَ بِسْمِ اَللَّهِ وَ ضَرَبَ ضَرْبَةً فَكَسَرَ ثُلُثَهَا فَقَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ أُعطِيتُ مَفَاتِيحَ اَلشَّامِ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأُبْصِرُ قُصُورَهَا اَلْحُمْرَ اَلسَّاعَةَ ثُمَّ ضَرَبَ اَلثَّانِيَةَ فَقَالَ بِسْمِ اَللَّهِ فَفَلَقَ ثُلُثاً آخَرَ فَقَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ أُعطِيتُ مَفَاتِيحَ فَارِسَ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأُبْصِرُ قَصْرَ اَلْمَدَائِنِ…
برا بن عازب گوید: چون رسول خدا دستور کندن خندق را صادر فرمود سنگ بزرگ سختی پیدا شد که به پهنای خندق بود و کلنگها در آن کارگر نبود پس رسول خدا تشریف آورد چون بر آن سنگش نظر افتاد جامه خود از تن بگرفت و کلنگ را برداشت و بسم الله گفته چنان محکم کلنگ را زد که یک سوم سنگ شکست فرمود: الله اکبر کلیدهای شام بمن داده شد و بخدا قسم هم اکنون کاخهای سرخ فام شام را می بینم سپس کلنگ دوم را زد و گفت: بسم الله یک سوم دیگر از سنگ شکافت فرمود الله اکبر کلیدهای فارس بمن داده شد. بخدا که کاخ سفید مداین را می بینم سپس کلنگ سوم را زد و باقیمانده سنگ بشکافت و فرمود: الله اکبر کلیدهای یمن بمن داده شد بخدا که از همین جا درهای صنعا(پایتخت یمن)را می بینم.