تبنون ما لا تسکنون، و تجمعون ما لا تأکلون، و تأملون ما لا تدرکون.
ای فرزندان آدم بنیاد می نهید شما خانه و مسکنی که در آنجا نخواهید نشست یعنی مأوی و مسکن حقیقی آدمیان گورست بایستی که در عمارت آن بودی، و مال دنیا جمع میکنید از حلال و حرام که آن نخواهید خوردن، و امید دارید بچیزی که در نخواهید یافت.
من فرّق بین والدة و ولدها فرّق اللَّه بینه و بین أحبّته یوم القیامة.
هر که میان مادر و پدر و فرزند جدائی افکند خدای تعالی میان وی و دوستانش جدائی افکند.
ثلاث دعوات مستجابات لا شک فیهنّ؛ دعوة المظلوم، و دعوة المسافر، و دعوة الوالد علی ولده.
سه دعا مستجاب شود بی آنکه در آن شکی بود؛ اوّل دعای مظلوم، دویم دعای مسافری که بر سفر طاعت بود، سیم دعای پدر بر فرزند خود.
الویل کلّ الویل لمن ترک عیاله بخیر و قدم علی ربّه بشرّ.
ویل همه ویلها آن را بود که زن و فرزندان را در نعمت بگذارد و خویشتن گنهکار با نزدیک خدا شود؛
کلام ابن آدم کلّه علیه لا له الّا أمرا بمعروف أو نهیا عن منکر أو ذکرا للَّه عزّ و جلّ.
سخن فرزند آدم همه وزر و وبال او بود و راحت او نبود الّا آنچه أمر بمعروف بود و باز داشتن از بدی بود یا آنچه ذکر خدای تعالی بود.
إِی وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ إِنَّهُمْ لَینْتَفِعُونَ بِهِ وَ یسْتَضِیئُونَ بِنُورِ وَلَایتِهِ فِی غَیبَتِهِ کانْتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمْسِ وَ إِنْ جَلَّلَهَا السَّحَابُ
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله در مورد لطف وعنایات وبهره های معنوی امام زمان علیه السلام در عصر غیبت به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: قسم به خدایی که مرا به نبوت برانگیخت! مردم در عصر غیبت از وجود پر برکت فرزندم مهدی بهره مند خواهند شد و از نور ولایت او در رهبری جامعه روشنایی خواهند گرفت، همانند بهره مند شدن مردم از خورشید، اگر چه در زیر ابر باشد.»
- یوم الخلاص، ص 137، به نقل از بحارالانوار، ج 52، ص 92، ح 8.
انَّ اوَّلَ ما ینحَلُ احدُکم ولَدَهُ الاسمُ الحَسَنِ فَلیحسِن احدُکم اسمَ وَلدِه
اولین چیزی که یکی از شما به فرزندش هدیه می کند، نام نیکوست پس نام فرزندتان را نیکو انتخاب کنید.
- بحارالانوار، ج 101، ص 130.
مَنْ اَنْکرَ القائِمَ مِنْ وُلْدی فَقَدْ اَنْکرَنی
هر آن کس قائم از فرزندان مرا انکار کند، مرا انکار کرده است.
انَس ابن مالِک قالَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله: ما مِن بَیتٍ الّا وَمَلَک المَوتِ یقِفُ عَلی بابِهِ کلَّ یومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَإذا وَجَدَ الإنسانَ قَد نَفَدَ اجَلُهُ وَانقَطَعَ اکلُهُ القی عَلَیهِ المَوتَ فَعَشِیتْهُ کرُباتُهُ وَغَمَرَتْهُ غَمَراتُهُ فَمِن اهلِ بَیتِهِ النّاشِرَةُ شَعرَها وَالضّارِبَةُ وَجهَها الصّارِخَةُ بِوَیلِها الباکیةُ بِشَجوِها فَیقولُ مَلَک المَوتِ: وَیلَکم مِمَّ الجَزَعُ؟ وَفیمَ الفَزَعُ؟ وَاللّهِ ما اذهَبتُ لِأحَدٍ مِنکم مالًا وَلا قَرَّبتُ لَهُ اجَلًا وَلا اتَیتُهُ حَتّی امِرتُ وَلا قَبَضتُ رُوحَهُ حَتّی اسْتَأمَرتُ. وَانَّ لی الَیکم عَودَةً ثُمَّ عَودَةً…
انس بن مالک روایت کرده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ خانه ای نیست مگر اینکه فرشته مرگ بر درِ آن خانه در شبانه روز پنج بار می آید نگاه می کند که ببیند آیا عمر صاحب این خانه و کسانی که در آن هستند تمام شده؟
اگر دید پیمانه سرآمده و روزی او تمام شده است، مرگ را بر او می اندازد و چون سکرات و سختی های مرگ تمام وجود او را می پوشاند؛ سر و صدای اهل خانه بلند می شود، موها پریشان می گردد، بر سر و صورت می زنند و گریه می کنند؛
ملک الموت می گوید: وای بر شما، از چه جزع و فزع می کنید؟ به خدا سوگند، مال کسی را نبرده ام، اجل او را نزدیک نساخته ام، من بدون دستور نزد شما نیامده ام، بلکه به امر دیگری قبض روح می کنم. من باز مکرّراً به سوی این خانواده برمی گردم تا کسی از این خانواده باقی…
- بحارالانوار، ج 74، ص 188
الا انَّ الدُّنیا قَدِ ارْتَحَلَت مُدبِرَةً وَالآخِرَةَ قَدِ احْتَمَلَت مُقبِلَةً الا وَانَّکم فی یومِ عَمَلٍ لا حِسابَ فیهِ وَیوشَک ان تَکونوا فی یومِ حِسابٍ لَیسَ فیهِ عَمَلٌ. وَانَ اللّهَ یعطِی الدُّنیا مَن یحِبُ وَیبغِضُ وَلا یعطِی الآخِرَةَ الّا لِمَن یحِبُّ وَإنَّ لِلدُّنیا أبناءٌ وَلِلآخِرَةِ أبناءٌ فَکونُوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ وَلا تَکونُوا مِن أبناءِ الدُّنیا، انَّ شَرَّ ما اتَخَوَّفُ عَلَیکم: اتّباعُ الهَوی وَطولُ الامَلِ فَاتّباعُ الهَوی یصرِفُ قُلوبَکم عَنِ الحَقّ وَطُولُ الأمَلِ یصرِفُ هِمَمَکم الَی الدُّنیا وَما بَعدَهُما لِأحَدٍ مِن خَیرٍ یرجاهُ فی دُنیا وَلا آخِرَة.
آگاه باشید که دنیا (بار سفر را بسته و) پشت کرده و رفته و آخرت (پربار) در حال آمدن است. بدانید شما در روزی هستید که روز عمل است و حسابی در کار نیست و به زودی روزی فرا می رسد که روز حساب است، نه عمل. خدا دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد و آخرت را تنها به دوستان خود عطا می کند. هر یک از دنیا و آخرت فرزندانی دارند. پس (بکوشید) شما از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا.
به درستی بدترین چیزی که برای شما از آن می ترسم دو چیز است. پیروی از هوای نفس و آرزوهای دور و دراز. پیروی هوی دل هایتان را از مسیر حق منحرف می گردانَد و درازی آرزو، تمام فکر شما را متوجّه دنیا می کند. هر که این دو صفت را داشت هیچ خیر و سعادتی، نه در دنیا و نه در آخرت نصیب او نخواهد شد.
- بحارالانوار، ج 74، ص 188
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: اذا کانَ یوْمُ الْقِیامَةِ أخَذْتُ بِحُجْزَةِ اللهِ وَأخَذْتُ أنْتَ بِحُجْزَتی. وَ أخَذَ وُلْدُ ک بِحُجْزَتِک، وَ أخَذَتْ شِیعَةُ وُلْدِک بِحُجْزَتِهِمْ فَتَری أینَ یؤْمَرُبِنا.
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
چون رستاخیز برپا شد به خدا متوسل خواهم شد و تو به من متوسل می شوی و فرزندانت به تو متوسل می شوند و پیروان ذریه ات به آنها متوسل می شوند و خواهی دید که ما را به کجا هدایت خواهند کرد.
- اساس البلاغه از زمخشری، 155 و مانندش در ربیع الابرار در باب خیر و صلاح و ذکر اخبار صلحا ثبت شده است و در نظم درر السمطین، ص 243 در حدیثی چنین است و امت خود را به چنگ زدن به اهل بیتش سفارش نمود، و توضیح داد که خاندانش دامن پیامبرشان را (در رستاخیز) خواهند گرفت و...
عن عبدالله بن عمر. قال رسول الله صلی الله علیه وآله: عَلِی أخی فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ.
از عبدالله بن عمر روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
علی برادر من است در این جهان و سرای دیگر.
- ترمذی درسنن، 636: 5/ 7320 از ابن عمر روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه وآله میان اصحابش پیمان برادری بست (علی در این موقع تنها ماند) در این لحظه با دیدگان اشک آلود حضور پیامبر صلی الله علیه وآله رسید و گفت: «یا نبی الله! بین ملازمان و همراهانتان پیوند اخوت ایجاد کردی ولی میان من و کسی پیوند برادری برقرار نفرمودی.» حضرت فرمود: «تو برادر من در این جهان و سرای دیگر هستی.» حاکم در مستدرک، 14: 3 و سیوطی در الجامع الصغیر، ح 5589. و در کتاب مناقب سیدنا علی علیه السلام از زید بن ارقم نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: «تو برادر و رفیق منی.» و در فردوس الاخبار، 15: 3/ 4182 از آن سرور صلی الله علیه وآله نقل است که فرمود: «علی برادر و عموزاده من است». ابن عساکر از عباس روایت آورده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین برادرانم علی، بهترین عموهایم حمزه است.» تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 138: 1 و رجوع شود به مجمع الزوائد، 9/ 111 باب منزلته و مؤاخاته. گفتنی است که حدیث مؤاخات از احادیث مشهور بین فریقین است. و ایجاد پیوند برادری بیش از یک نوبت انجام شده است. در حدیث دیگر از مسند زید بن ابی اوفی در باب مؤاخات چنین آمده است: وقتی علی علیه السلام از تأخیر پیوند برادری اش شِکوه کرد، نبی مکرّم صلی الله علیه وآله فرمود: «قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث فرمود [پیمان ] تو را به عقب نینداختم مگر برای این که تو را برادر خود کنم. تو برادر منی و نسبت به من چون هارون نسبت به موسایی با این فرق که پس از من پیامبری نخواهد بود و تو برادر و وارث من هستی.» علی گفت: «از تو چه چیزی به ارث می برم یا رسول الله؟» فرمود: «آنچه را پیامبران پیش از من ارث گذاشتند.» پرسید: «انبیای پیشین چه چیزی به ارث گذاشتند؟» فرمود: «کتاب خدا و سنت پیامبرانشان و تو با منی در قصرم در بهشت با دخترم فاطمه و تو برادر و رفیق منی.» این حدیث را احمد در کتاب مناقب علی آورده. کنز العمال، 106 105: 13 ح 36345. می گویم: چه قدر شایسته است که دوستدار علی علیه السلام به هنگام ذکر احادیث «پیوند برادری» که روایاتش متواتر است به ترنم این اشعار که منسوب به امیر مؤمنان علیه السلام است بپردازد. ترجمه اشعار طبق نقل کنز العمال، 112: 13 چنین است: «رسول خدا صلی الله علیه وآله برادر و پدر خانم من است و حمزه سید الشهدا عمویم می باشد.» و جعفر طیار که (در بهشت) بامداد و شامگاه همراه فرشتگان پرواز می کند برادر من است. و فاطمه دخت محمد صلی الله علیه وآله همسر و آرام جان من است که گوشتش با گوشت و خونم در آمیخته است. و نواده های پیامبر صلی الله علیه وآله (حسنین علیهما السلام) دو فرزند من از فاطمه اند، چه کسی از شما را نصیبی همچون نصیب من هست؟ بر تمام شما در ایمان به خدا و پیامبر پیشتازم در حالی که هنوز خُرد بودم و به مرز بلوغ جسمی نرسیده بودم.