قال رسول اللّه صلى الله عليه و آله

جستجوی «علم»

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

۲۲۲ حدیث · صفحه ۳ از ۱۹

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي مَرَضِهِ اَلَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتَا إِلَى أَبَوَيْهِمَا فَلَمَّا رَآهُمَا أَعْرَضَ بِوَجْهِهِ عَنْهُمَا ثُمَّ قَالَ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتَا إِلَى عَلِيٍّ ع فَلَمَّا جَاءَ أَكَبَّ عَلَيْهِ فَلَمْ يَزَلْ يُحَدِّثُهُ وَ يُحَدِّثُهُ فَلَمَّا خَرَجَ لَقِيَاهُ فَقَالاَ لَهُ مَا حَدَّثَكَ قَالَ حَدَّثَنِي بِبَابٍ يَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ كُلُّ بَابٍ يَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ .

امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)در همان بیماری که در آن از دنیا رحلت کرد فرمود: دوست مرا برای من بخوانید آن دو زن(عایشه و حفصه)کس بنزد پدرانشان فرستادند چون پیغمبر آنان را دید روی از آنان برگردانید سپس نزد علی فرستادند چون علی تشریف آورد خود را بروی پیغمبر انداخت و پیوسته با او حدیث میکرد و او با علی حدیث میکرد و چون بیرون شد آن دو نفر(ابو بکر و عمر)علی را ملاقات کردند و گفتندش: چه گفت؟ فرمود: بابی را بمن حدیث کرد که هزار باب میگشود و هر باب هزار باب میگشود.

الخصال، ج 3، ص 647

عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ بَابٍ يَفْتَحُ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ .

امام صادق(ع)فرمود رسول خدا بعلی هزار باب بیاموخت که هر بابی هزار باب میگشود.

الخصال، ج 3، ص 648

إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص عَلَّمَ عَلِيّاً ع أَلْفَ حَرْفٍ كُلُّ حَرْفٍ يَفْتَحُ أَلْفَ حَرْفٍ وَ اَلْأَلْفُ حَرْفٍ كُلُّ حَرْفٍ مِنْهَا يَفْتَحُ أَلْفَ حَرْفٍ .

امام باقر(ع)فرمود: همانا رسول خدا(ص)بعلی هزار حرف بیاموخت که از هر حرفی هزار حرف باز میشد و از هر حرف آن هزار حرف، هزار حرف دیگر باز میشد.

الخصال، ج 3، ص 648

أَوْصَى رَسُولُ اَللَّهِ ص إِلَى عَلِيٍّ ع أَلْفَ بَابٍ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ وَ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ كَلِمَةٍ وَ أَلْفَ بَابٍ .

امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)بعلی(ع)هزار باب وصیت فرمود که هر کلمه و هر بابی هزار کلمه و هزار باب میگشود.

الخصال، ج 3، ص 649

جَلَّلَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع ثَوْباً ثُمَّ عَلَّمَهُ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)جامه ای بر سر علی بینداخت و سپس هزار کلمه او را بیاموخت.

الخصال، ج 3، ص 649

عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

عبد الله بن مغیره گوید: شنیدم از امام جواد که میفرمود: رسول خدا(ص)بعلی(ع)هزار کلمه بیاموخت که هر کلمه هزار کلمه میگشود.

الخصال، ج 3، ص 650

أَنَّ اَلنَّبِيَّ ص حَدَّثَ عَلِيّاً ع أَلْفَ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ أَلْفَ كَلِمَةٍ فَمَا يَدْرِي اَلنَّاسُ مَا حَدَّثَهُ .

امام صادق(ع)از پدرش نقل میفرماید: که پیغمبر(ص)هزار کلمه بعلی(ع)حدیث فرمود که هر کلمه ای هزار کلمه میگشود پس مردم چه میدانند(یا نمیدانند)که پیغمبر چه حدیثی بعلی علیه السلام فرموده است.

الخصال، ج 3، ص 650

عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ مِنْهَا أَلْفَ كَلِمَةٍ وَ اَلْأَلْفُ اَلْكَلِمَةِ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

امام زین العابدین فرمود: رسول خدا(ص)بعلی(ع)هزار کلمه بیاموخت که هر کلمه ای از آنها هزار کلمه میگشود(و هر یک از آن هزار کلمه هزار کلمه دیگر را میگشود).

الخصال، ج 3، ص 651

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي مَرَضِهِ اَلَّذِي قُبِضَ فِيهِ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتْ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ إِلَى أَبَوَيْهِمَا فَلَمَّا جَاءَا غَطَّى رَسُولُ اَللَّهِ ص وَجْهَهُ وَ رَأْسَهُ فَانْصَرَفَا فَكَشَفَ رَأْسَهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتْ حَفْصَةُ إِلَى أَبِيهَا وَ عَائِشَةُ إِلَى أَبِيهَا فَلَمَّا جَاءَا غَطَّى رَسُولُ اَللَّهِ ص وَجْهَهُ فَانْطَلَقَا وَ قَالاَ مَا نَرَى رَسُولَ اَللَّهِ ص أَرَادَنَا قَالَتَا أَجَلْ إِنَّمَا قَالَ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي أَوْ قَالَ حَبِيبِي فَرَجَوْنَا أَنْ تَكُونَا أَنْتُمَا هُمَا فَجَاءَهُ أَمِيرُ…

امام باقر(ع)فرمود: رسول خدا در همان بیماری که قبض روح شد فرمود: دوست مرا برای من بخوانید عایشه و حفصه کس بنزد پدرانشان فرستادند همین که آمدند رسول خدا صورت و سر خود را پوشانید و آن دو نفر که باز گشتند رسول خدا جامه از سر خود برداشت و سپس فرمود: دوست مرا برای من بخوانید حفصه کسی بنزد پدرش فرستاد و عایشه کسی بنزد پدرش و چون هر دو آمدند رسول خدا(ص) صورت خود را پوشانید و آن دو نفر راه خود گرفتند و گفتند بنظر ما رسول خدا ما را نخواسته است عایشه و حفصه گفتند آری فقط فرمود: خلیل مرا یا فرمود حبیب مرا برای من بخوانید و ما امید این داشتیم که شما دو نفر حبیب یا خلیل آن حضرت باشید. پس امیر المومنین(ع)تشریف آورد و رسول خدا سینه خود را بسینه او چسبانید و سر بگوش او نهاد و هزار حدیث برای او بیان فرمود که…

الخصال، ج 3، ص 651

لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اَللَّهِ ص اَلْوَفَاةُ دَعَانِي فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ لِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أَهْلِي وَ أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي وَلِيُّكَ وَلِيِّي وَ وَلِيِّي وَلِيُّ اَللَّهِ وَ عَدُوُّكَ عَدُوِّي وَ عَدُوِّي عَدُوُّ اَللَّهِ يَا عَلِيُّ اَلْمُنْكِرُ لِوَلاَيَتِكَ بَعْدِي كَالْمُنْكِرِ لِرِسَالَتِي فِي حَيَاتِي لِأَنَّكَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ ثُمَّ أَدْنَانِي فَأَسَرَّ إِلَيَّ أَلْفَ بَابٍ مِنَ اَلْعِلْمِ كُلُّ بَابٍ يَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ .

امیر المومنین(ع)فرمود: چون هنگام وفات رسول خدا فرا رسید مرا خواست و چون بخدمتش رسیدم بمن فرمود: یا علی تو جانشین منی و نماینده منی بر خاندانم و امتم در زندگی من و پس از مرگ من دوست تو دوست من است و دوست من دوست خدا است و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خدا است یا علی کسی که پس از مرگ من ولایت تو را انکار کند مانند کسی است که در زنده بودن من پیغمبری مرا انکار نماید زیرا تو از من هستی و من از تو سپس مرا بخودش نزدیک کرد و هزار باب از دانش را با من براز گفت که هر بابی هزار باب میگشود.

الخصال، ج 3، ص 652

إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع أَتَى رَسُولَ اَللَّهِ ص بِرُمَّانَتَيْنِ فَأَكَلَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِحْدَاهُمَا وَ كَسَرَ اَلْأُخْرَى بِنِصْفَيْنِ فَأَكَلَ نِصْفاً وَ أَطْعَمَ عَلِيّاً نِصْفاً ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص يَا أَخِي هَلْ تَدْرِي مَا هَاتَانِ اَلرُّمَّانَتَانِ قَالَ لاَ قَالَ أَمَّا اَلْأُولَى فَالنُّبُوَّةُ لَيْسَ لَكَ فِيهَا نَصِيبٌ وَ أَمَّا اَلْأُخْرَى فَالْعِلْمُ أَنْتَ شَرِيكِي فِيهِ فَقُلْتُ أَصْلَحَكَ اَللَّهُ كَيْفَ كَانَ يَكُونُ شَرِيكَهُ فِيهِ قَالَ لَمْ يُعَلِّمِ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص عِلْماً إِلاَّ وَ أَمَرَهُ أَنْ يُعَلِّمَهُ عَلِيّاً ع .

حمران گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: جبرییل علیه السلام دو انار برای پیغمبر صلی الله علیه و آله، آورد، رسول خدا صلی الله علیه و آله یکی را خورد و دیگری را دو نیمه کرد، نیمی را هم خورد و نیمی را بعلی خورانید. پس پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: برادرم می دانی این دو انار چه بود؟ گفت: نه، فرمود اما اولی نبوت بود که(مخصوص منست و)ترا از آن بهره یی نیست و اما دیگری علم و دانش بود که تو در آن با من شریک هستی. من گفتم: چگونه علی در علم شریک پیغمبر بود؟ فرمود: خدا هیچ علمی را بمحمد صلی الله علیه و آله نیاموخت جز آنکه باو دستور داد که آن را بعلی علیه السلام بیاموزد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 263

نَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص بِرُمَّانَتَيْنِ مِنَ اَلْجَنَّةِ فَأَعْطَاهُ إِيَّاهُمَا فَأَكَلَ وَاحِدَةً وَ كَسَرَ اَلْأُخْرَى بِنِصْفَيْنِ فَأَعْطَى عَلِيّاً ع نِصْفَهَا فَأَكَلَهَا فَقَالَ يَا عَلِيُّ أَمَّا اَلرُّمَّانَةُ اَلْأُولَى اَلَّتِي أَكَلْتُهَا فَالنُّبُوَّةُ لَيْسَ لَكَ فِيهَا شَيْ ءٌ وَ أَمَّا اَلْأُخْرَى فَهُوَ اَلْعِلْمُ فَأَنْتَ شَرِيكِي فِيهِ .

امام باقر علیه السلام فرمود: جبرییل علیه السلام دو انار بهشتی آورد و هر دو را بآن حضرت داد، پیغمبر صلی الله علیه و آله یکی را خورد و دیگری را از میان دو نیمه کرد، سپس نیمی را بعلی علیه السلام داد تا بخورد، آنگاه فرمود: ای علی انار اولی را که من خوردم نبوت بود که ترا در آن بهره یی نیست و دیگری علم و دانش بود که تو با من در آن شریک هستی.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 263
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه