قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِنِّي لَعَنْتُ سَبْعَةً لَعَنَهُمُ اَللَّهُ وَ كُلُّ نَبِيٍّ مُجَابٍ قَبْلِي فَقِيلَ وَ مَنْ هُمْ فَقَالَ اَلزَّائِدُ فِي كِتَابِ اَللَّهِ وَ اَلْمُكَذِّبُ بِقَدَرِ اَللَّهِ وَ اَلْمُخَالِفُ لِسُنَّتِي وَ اَلْمُسْتَحِلُّ مِنْ عِتْرَتِي مَا حَرَّمَ اَللَّهُ وَ اَلْمُتَسَلِّطُ بِالْجَبْرِيَّةِ لِيُعِزَّ مَنْ أَذَلَّ اَللَّهُ وَ يُذِلَّ مَنْ أَعَزَّ اَللَّهُ وَ اَلْمُسْتَأْثِرُ عَلَى اَلْمُسْلِمِينَ بِفَيْئِهِمْ مُسْتَحِلاًّ لَهُ وَ اَلْمُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ .
رسول خدا(ص)فرمود: من هفت طایفه را لعن کرده ام و خداوند و هر پیغمبر مستجاب الدعوه نیز لعنشان نموده اند عرض شد آنان کیانند؟ فرمود کسی که بکتاب خدا بیفزاید و کسی که تقدیرات الهی را دروغ پندارد و کسی که با روش من مخالفت ورزد و کسی که در باره اولاد من آنچه را که خداوند حرام فرموده است روا دارد و کسی که با توسل بزور بر مردم مسلط شود تا آن را که خداوند خوارش گردانیده عزیز کند و آن را که خدا عزیز نموده خوار گرداند و کسی که بیت المال مسلمانان را صرف منافع شخصی نموده و این عمل را روا دارد و کسی که حلال خداوند را حرام شمرد.
إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَعَنَ أَبَا سُفْيَانَ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ فِي كُلِّهِنَّ لاَ يَسْتَطِيعُ إِلاَّ أَنْ يَلْعَنَهُ أَوَّلُهُنَّ يَوْمَ لَعَنَهُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ هُوَ خَارِجٌ مِنْ مَكَّةَ إِلَى اَلْمَدِينَةِ مُهَاجِراً وَ أَبُو سُفْيَانَ جَاءٍ مِنَ اَلشَّامِ فَوَقَعَ فِيهِ أَبُو سُفْيَانَ يَسُبُّهُ وَ يُوعِدُهُ وَ هَمَّ أَنْ يَبْطِشَ بِهِ فَصَرَفَهُ اَللَّهُ عَنْ رَسُولِهِ وَ اَلثَّانِيَةُ يَوْمَ اَلْعِيرِ إِذْ طَرَدَهَا لِيُحْرِزَهَا عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَلَعَنَهُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلثَّالِثَةُ يَوْمَ أُحُدٍ قَالَ أَبُو سُفْيَانَ اُعْلُ هُبَلُ فَقَالَ رَسُولُ…
عامر بن واثله گوید: همانا رسول خدا در هفت مورد ابا سفیان را لعن کرد که در همه آنها چاره ای جز لعن او نداشت. نخستین بار روزی بود که خدا و رسولش او را لعن کرد، رسول خدا از مکه بقصد هجرت بمدینه بیرون شده بود ابو سفیان از شام باز میگشت ابو سفیان بآن حضرت دشنام دادن گرفت و وعده های ترس آور میداد و خواست که بحضرتش حمله کند خداوند او را از پیغمبر خود باز داشت. -دومین بار روزی بود که میخواست کاروانی را با راندنش از رسول خدا(ص) بازستاند که خدا و رسولش او را لعن کردند. سومین مورد روز احد بود که ابو سفیان گفت: بت هبل سر فراز باد پس رسول خدا فرمود خداوند بالاتر و والاتر است، ابو سفیان گفت: ما را بت عزی هست و شما عزی ندارید. رسول خدا(ص)فرمود: خداوند آقای ما است و شما آقا ندارید. چهارمین بار، روز خندق بود…
جَاءَتْ أُمُّ أَسْلَمَ يَوْماً إِلَى اَلنَّبِيِّ ص وَ هُوَ فِي مَنْزِلِ أُمِّ سَلَمَةَ فَسَأَلَتْهَا عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَتْ خَرَجَ فِي بَعْضِ اَلْحَوَائِجِ وَ اَلسَّاعَةَ يَجِي ءُ فَانْتَظَرَتْهُ عِنْدَ أُمِّ سَلَمَةَ حَتَّى جَاءَ ص فَقَالَتْ أُمُّ أَسْلَمَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنِّي قَدْ قَرَأْتُ اَلْكُتُبَ وَ عَلِمْتُ كُلَّ نَبِيٍّ وَ وَصِيٍّ فَمُوسَى كَانَ لَهُ وَصِيٌّ فِي حَيَاتِهِ وَ وَصِيٌّ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ كَذَلِكَ عِيسَى فَمَنْ وَصِيُّكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَقَالَ لَهَا يَا أُمَّ أَسْلَمَ وَصِيِّي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي وَاحِدٌ ثُمَّ…
جعفر بن زید بن موسی از پدرش و او از پدرانش ایمه معصومین علیهم السلام چنین نقل کند: روزی که پیغمبر صلی الله علیه و آله در منزل ام سلمه بوده ام اسلم خدمت آن حضرت آمد، از ام سلمه پرسید: پیغمبر صلی الله علیه و آله کجاست؟ گفت دنبال کاری رفته و الساعه می آید، او نزد ام سلمه در انتظار نشست تا آن حضرت آمد، -ام اسلم عرضکرد: پدر و مادرم قربانت یا رسول الله من کتابها را خوانده ام و پیغمبران و اوصیا را میشناسم موسی در زمان حیات خود وصیی داشت(هارون)و پس از وفاتش وصی دیگری داشت(یوشع)و همچنین عیسی(وصی زمان حیاتش کالب بن یوفنا و وصی پس از وفاتش شمعون بود)وصی شما کیست ای رسول خدا؟ فرمود: ای ام اسلم وصی من در حیاتم و بعد از وفاتم یکی است، سپس فرمود: ای ام اسلم، هر که این کار مرا کند، او وصی منست، سپس با دست…
أیمَا امرَأَةٍ آذَت زَوجَها بِلِسانِها، لَم یقبَلِ اللّهُ مِنها صَرفا وَ لا عَدلاً وَ لا حَسنَةً مِن عَمَلِها حَتّی تُرضِیهُ، وَ إن صامَت نَهارَها، وَ قامَت لَیلَها، وَ أعتَقَتِ الرِّقابَ، وَ حَمَلَت عَلی جِیادِ الخَیلِ فی سَبیلِ اللّهِ، وَ کانَت فی أوَّلِ مَن یرِدُ النّارَ، وَ کذلِک الرَّجُلُ إذا کانَ لَها ظالِما.
هر زنی که شوهر خویش را با زبانش بیازارد، خداوند از او هیچ مال و فِدْیه و کار نیکی را نمی پذیرد، تا آن که او را راضی کند، اگر چه روزها روزه بگیرد و شب ها را به عبادت بگذراند و بنده ها آزاد کند و اسب های نژاده در راه خدا بفرستد، و در زمره نخستین کسانی است که وارد آتش می شوند. همچنین است برای مرد، اگر به زن، ستم کند.
عن أبی برزة: قال رسول الله صلی الله علیه وآله: لاتَزُولُ قَدَما عَبْدٍ حَتی یسْألَ عَنْ أرْبَعَةٍ: عَنْ جَسَدِهِ فیما أبْلاهُ، وَ عُمْرِهِ فیما أفْناهُ، وَ مالِهِ مِنْ أینَ إکتَسَبَهُ وَ فیما أنْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّ أهْلِ البَیتِ. فَقیلَ: یا رَسُولَ اللهِ، فَما عَلامَةُ حُبِّکمْ؟ فَضَرَبَ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ بِیدِهِ عَلی مِنْکبِ عَلی عَلَیهِ السَّلامُ.
ابن برزه روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
هیچ بنده ای [روز قیامت] گام از گام بر نمی دارد تا از چهار چیز بازخواست شود: از جسدش که در چه راهی آن را فرسوده، از عمرش که آن را در چه راهی صرف نموده، از مالش که از کجا آورده و در چه راهی خرج کرده، و از دوستی با ما اهل بیت [که در دل پرورده یا نه؟]
سؤال شد: ای رسول خدا! نشانه دوستی با شما [پس از شما] چیست؟
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله دست خود را بر شانه علی علیه السلام [که کنارش ایستاده بود] زد.
- المعجم الاوسط، 348: 2/ 2191؛ المناقب خوارزمی، 77/ 59؛ مجمع الزوائد، 10/ 246.
عن جابر بن عبدالله، عن رسول الله صلی الله علیه وآله: ثَلاثٌ مَنْ کنَّ فیهِ فَلَیسَ مِنّی وَ لا أنَا مِنْهُ: بُغْضُ عَلی، وَ بُغْضُ أهلِ بَیتی، وَ مَنْ قالَ: الإیمانُ کلامٌ.
سه چیز است در هر که باشد از من نیست و من از او بیزارم: دشمنی علی، بغض خاندانم و هرکس معتقد است که ایمان صرف گفتار می باشد. [i]
- [i] ( 1). الفردوس، 85: 2/ 2459؛ کنز العمال 33031؛ تاریخ دمشق( ترجمة الامام علی علیه السلام)، 218: 2/ 182؛ مقتل الحسین( ع) خوارزمی، 97: 2.