مَنْ أَصْبَحَ مِنْ أُمَّتِي وَ هِمَّتُهُ غَيْرُ اَللَّهِ فَلَيْسَ مِنَ اَللَّهِ وَ مَنْ لَمْ يَهْتَمَّ بِأُمُورِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ أَقَرَّ بِالذُّلِّ طَائِعاً فَلَيْسَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ .
هر کس از امت من صبح کند در حالی که همت او جز خدا باشد، از خدا نیست؛ و هر کس به کارهای مومنان اهتمام نورزد از مومنان نباشد؛ و هر کس با میل و اراده زیر بار ذلت برود از ما اهل بیت به شمار نمی آید.
وَ كَتَبَ ص إِلَى مُعَاذٍ يُعَزِّيهِ بِابْنِهِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَى مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ سَلاَمٌ عَلَيْكَ فَإِنِّي أَحْمَدُ اَللَّهَ اَلَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ بَلَغَنِي جَزَعُكَ عَلَى وَلَدِكَ اَلَّذِي قَضَى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنَّمَا كَانَ اِبْنُكَ مِنْ مَوَاهِبِ اَللَّهِ اَلْهَنِيئَةِ وَ عَوَارِيهِ اَلْمُسْتَوْدَعَةِ عِنْدَكَ فَمَتَّعَكَ اَللَّهُ بِهِ إِلَى أَجَلٍ وَ قَبَضَهُ لِوَقْتٍ مَعْلُومٍ فَ إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُون َ يَحْبِطَنَّ جَزَعُكَ أَجْرَكَ وَ لَوْ قَدِمْتَ عَلَى ثَوَابِ مُصِيبَتِكَ لَعَلِمْتَ أَنَّ اَلْمُصِيبَةَ قَدْ…
پیامبر این نامه تسلیت را به معاذ در مرگ پسرش نگاشت: از محمد رسول خدا به معاذ بن جبل، سلام بر تو به تحقیق من سپاس می گزارم خداوندی را که جز او معبودی نیست. اما بعد، به من خبر رسید که تو در فراق فرزندت که به قضای الهی رحلت کرده بیتابی می کنی، همانا پسرت از مواهب ارزنده خدا و یکی از امانت های او به تو بود و تو را از وجود او بهره مند ساخته بود تا موعد مرگ او فرا رسید و خداوند جانش ستاند. / انا لله و انا الیه راجعون / مبادا بیتابی تو در فراق او اجر و ثواب تو را از بین ببرد، اگر به ثواب مصیبت خود برسی خواهی دانست که مصیبت در برابر آن ثواب بزرگی که خدا برای آن تدارک دیده نسبت به اهل تسلیم و صبر، بسیار کم و کوتاه است. بدان که بیتابی کردن، مرده را برنمی گرداند و از تقدیر الهی جلوگیری نمی نماید؛ پس…
مِنْ أَشْرَاطِ اَلسَّاعَةِ كَثْرَةُ اَلْقُرَّاءِ وَ قِلَّةُ اَلْفُقَهَاءِ وَ كَثْرَةُ اَلْأُمَرَاءِ وَ قِلَّةُ اَلْأُمَنَاءِ وَ كَثْرَةُ اَلْمَطَرِ وَ قِلَّةُ اَلنَّبَاتِ.
از نشانه های فرا رسیدن رستاخیز است: فراوانی قاریان قرآن و کمی فقیهان، بسیاری امیران و کمی امینان، زیادی باران و کمی گیاهان.
أَبْلِغُونِي حَاجَةَ مَنْ لاَ يَسْتَطِيعُ إِبْلاَغِي حَاجَتَهُ فَإِنَّهُ مَنْ أَبْلَغَ سُلْطَاناً حَاجَةَ مَنْ لاَ يَسْتَطِيعُ إِبْلاَغَهَا ثَبَّتَ اَللَّهُ قَدَمَيْهِ عَلَى اَلصِّرَاطِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .
نیاز آن کس را که خود نمی تواند به من اظهار نماید به من برسانید؛ زیرا هر که حاجت نیازمندی را که خود توان اظهار آن را ندارد به صاحب قدرتی برساند، خدا در روز قیامت هر دو گامش را بر صراط استوار خواهد داشت.
غَرِيبَتَانِ كَلِمَةُ حُكْمٍ مِنْ سَفِيهٍ فَاقْبَلُوهَا وَ كَلِمَةُ سَفَهٍ مِنْ حَكِيمٍ فَاغْفِرُوهَا.
دو چیز عجیب است: سخن حکمت آمیز از سفیه، آن را بپذیرید؛ و سخن ناهنجار از شخص حکیم، آن را ببخشید.
لِلْكَسْلاَنِ ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ يَتَوَانَى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأْثَمَ.
نشانه تنبل سه چیز است: چندان سستی کند که به کوتاهی گراید و چنان کوتاهی نماید که به فروگذاری انجامد و چندان فروگذاری نماید که گناهکار و دل مرده گردد.
مَنْ لاَ يَسْتَحْيِ مِنَ اَلْحَلاَلِ نَفَعَ نَفْسَهُ وَ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نَفَى عَنْهُ اَلْكِبْرَ وَ مَنْ رَضِيَ مِنَ اَللَّهِ بِالْيَسِيرِ مِنَ اَلرِّزْقِ رَضِيَ اَللَّهُ مِنْهُ بِالْقَلِيلِ مِنَ اَلْعَمَلِ وَ مَنْ يَرْغَبْ فِي اَلدُّنْيَا فَطَالَ فِيهَا أَمَلُهُ أَعْمَى اَللَّهُ قَلْبَهُ عَلَى قَدْرِ رَغْبَتِهِ فِيهَا وَ مَنْ زَهِدَ فِيهَا فَقَصَّرَ فِيهَا أَمَلَهُ أَعْطَاهُ اَللَّهُ عِلْماً بِغَيْرِ تَعَلُّمٍ وَ هُدًى بِغَيْرِ هِدَايَةٍ فَأَذْهَبَ عَنْهُ اَلْعَمَى وَ جَعَلَهُ بَصِيراً أَلاَ إِنَّهُ سَيَكُونُ بَعْدِي أَقْوَامٌ لاَ يَسْتَقِيمُ لَهُمُ اَلْمُلْكُ إِلاَّ بِالْقَتْلِ وَ…
هر کس از طلب حلال خجالت نکشد به خود سود رساند و خرجش سبک گردد و تکبر از او دور شود و هر کس از خدا به خاطر روزی اندک خشنود باشد، خدا از او به عمل اندک خشنود گردد و هر کس شیفته دنیا شود، آرزویش در آن دراز گردد و خدا به اندازه شیفتگی او به دنیا دلش را کور سازد. و هر کس شیفته دنیا نشود و آرزویش را در آن کوتاه نماید، خداوند به او علم لدنی عطا فرماید و بدون هدایتگر، خودش هدایتش می نماید و کور دلی را از او می زداید و چشم بصیرت به وی می بخشد. هان بعد از من مردمی به قدرت می رسند که جز با کشتار و زورگویی حکومتشان تثبیت نگردد و توانگری برای آنان جز با تنگ نظری حاصل نشود و محبوبیت در بین مردم پیدا نکنند جز با هوسرانی و سهل انگاری در دین. هلا هر کس این روزگار را دریابد و با آن که به توانگری تواند رسید…
إِيَّاكُمْ وَ تَخَشُّعَ اَلنِّفَاقِ وَ هُوَ أَنْ يُرَى اَلْجَسَدُ خَاشِعاً وَ اَلْقَلْبُ لَيْسَ بِخَاشِعٍ.
از خشوع منافقانه بپرهیزید و آن، چنان باشد که تن خاشع باشد، ولی دل خشوع ننماید.
اَلْمُحْسِنُ اَلْمَذْمُومُ مَرْحُومٌ.
نیکوکار نکوهش شده، مشمول رحمت است.
اِقْبَلُوا اَلْكَرَامَةَ وَ أَفْضَلُ اَلْكَرَامَةِ اَلطِّيبُ أَخَفُّهُ حَمْلاً وَ أَطْيَبُهُ رِيحاً.
لطف دیگران را بپذیرید و بهترین لطف، عطر است که سبکبارتر و خوشبوتر است.
إِنَّمَا تَكُونُ اَلصَّنِيعَةُ إِلَى ذِي دِينٍ أَوْ ذِي حَسَبٍ وَ جِهَادُ اَلضُّعَفَاءِ اَلْحَجُّ وَ جِهَادُ اَلْمَرْأَةِ حُسْنُ اَلتَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا وَ اَلتَّوَدُّدُ نِصْفُ اَلدِّينِ وَ مَا عَالَ اِمْرُؤٌ قَطُّ عَلَى اِقْتِصَادٍ وَ اِسْتَنْزِلُوا اَلرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ أَبَى اَللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ رِزْقَ عِبَادِهِ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنْ حَيْثُ يَحْتَسِبُونَ .
همانا احسان باید به دیندار یا شخصی که عیالوار است داده شود و جهاد ناتوانان، گزاردن حج است و جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است و مهرورزی، نیمی از دین است. هر مردی که در زندگی صرفه جویی نماید هرگز روی فقر نبیند. روزی را بر خویشتن با صدقه دادن فرود آرید؛ خدا نخواسته است روزی بندگان مومن خود را از آنجا که خود آنان پیش بینی می کنند و انتظار دارند برساند.
لاَ يَبْلُغُ عَبْدٌ أَنْ يَكُونَ مِنَ اَلْمُتَّقِينَ حَتَّى يَدَعَ مَا لاَ بَأْسَ بِهِ حَذَراً لِمَا بِهِ اَلْبَأْسُ.
هیچ بنده ای به مقام پارسایان دست نمی یابد مگر آن که از آنچه مباح است از بیم آنچه مباح نیست، صرف نظر نماید.