خَطَّ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَرْبَعَ خِطَطٍ فِي اَلْأَرْضِ وَ قَالَ أَ تَدْرُونَ مَا هَذَا قُلْنَا اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ أَرْبَعٌ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ اِمْرَأَةُ فِرْعَوْنَ .
ابن عباس گوید: رسول خدا چهار خط بر زمین کشید و فرمود: میدانید این خطها اشاره به چیست؟ عرض کردیم: خدا و رسولش بهتر میدانند فرمود: یعنی بهترین زنان بهشت چهار زنند: خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم زن فرعون.
قَدِمَ قَبِيصَةُ بْنُ مُخَارِقٍ اَلْهِلاَلِيُّ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ رَحَّبَ بِهِ ثُمَّ قَالَ مَا جَاءَ بِكَ يَا قَبِيصَةُ قَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ كَبِرَتْ سِنِّي وَ ضَعُفَتْ قُوَّتِي وَ هُنْتُ عَلَى أَهْلِي وَ عَجَزْتُ عَنْ أَشْيَاءَ قَدْ كُنْتُ أَحْمِلُهَا فَعَلِّمْنِي كَلِمَاتٍ يَنْفَعُنِي اَللَّهُ بِهِنَّ وَ أَوْجِزْ فَإِنِّي رَجُلٌ نَسِيٌّ فَقَالَ لَهُ كَيْفَ قُلْتَ يَا قَبِيصَةُ فَأَعَادَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ كَيْفَ قُلْتَ فَأَعَادَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ كَيْفَ قُلْتَ فَأَعَادَهُ فَقَالَ مَا بَقِيَ حَوْلَكَ حَجَرٌ وَ لاَ شَجَرٌ وَ لاَ مَدَرٌ إِلاَّ وَ قَدْ بَكَى…
عبد الله بن عباس گوید: قبیصه بن مخارق هلالی بخدمت رسول خدا رسیده سلام کرد رسول خدا خوش آمدش گفت سپس فرمود: ای قبیصه برای چکار آمده ای؟ عرضکرد یا رسول الله پیر و ناتوان شده ام و در نزد خانواده ام خوار و زبون از کارهایی که پیشتر انجام میدادم باز مانده ام مرا چند کلمه بیاموز که بواسطه آنها خداوند مرا سودی دهد و مختصر و کوتاه باشد که من مردی هستم فراموش کار رسول خدا فرمود: چه گفتی ای قبیصه؟ قبیصه دوباره سخن خود را بازگو کرد باز فرمود: چه گفتی؟ بار سوم گفت باز فرمود: چه گفتی؟ برای چهارمین بار بازگو کرد، حضرت فرمود: هر چه سنگ و درخت و کلوخ در اطراف تو بودند بدلسوزی تو بگریه در آمدند، نیکو نگهدار آنچه را که میگویم اما برای دنیایت نماز بامداد را که خواندی سه بار بگو سبحان الله و بحمده سبحان الله…
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَانَ اَلسَّائِلُ مِنْ مُحِبِّينَا فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ إِلَى أَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا آمَنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ…
حفص بن غیاث گوید: شخصی از امام صادق از جنگهای امیر المومنین پرسید و سیوال کننده از دوستان ما بود امام صادق او را فرمود: خدای عز و جل محمد(ص)را با پنج شمشیر برانگیخت سه شمشیر از آن شمشیرها برهنه و از غلاف کشیده است تا جنگ پایان یابد و هرگز جنگ پایان نیابد تا آفتاب از مغرب خود بتابد و چون آفتاب از مغربش سر برآرد آن روز امنیت عمومی بر همه مردم حکومت کند آن روز است که ایمان کسی که از پیش ایمان نیاورده باشد و یا از ایمانش بهره برداری نکرده است سودی بحالش ندهد و یک شمشیر از آن شمشیرها پیچیده است و یکی در نیام که بروی دیگران کشیده می شود ولی حکمش بدست ما است اما آن سه شمشیر کشیده شده: یکی بروی مشرکین عرب بود که خداوند تبارک و تعالی فرمود مشرکان را هرجا یافتید بکشید و در بند کنید و محاصره شان کنید و…
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى اَلنَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَدْ عَلَّمْتُ اِبْنِي هَذَا اَلْكِتَابَةَ فَفِي أَيِّ شَيْ ءٍ أُسْلِمُهُ قَالَ أَسْلِمْهُ لِلَّهِ أَبُوكَ وَ لاَ تُسْلِمْهُ فِي خَمْسٍ لاَ تُسْلِمْهُ سَبَّاءً وَ لاَ صَائِغاً وَ لاَ قَصَّاباً وَ لاَ حَنَّاطاً وَ لاَ نَخَّاساً فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا اَلسَّبَّاءُ فَقَالَ اَلَّذِي يَبِيعُ اَلْأَكْفَانَ وَ يَتَمَنَّى مَوْتَ أُمَّتِي وَ لَلْمَوْلُودُ مِنْ أُمَّتِي أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ اَلشَّمْسُ وَ أَمَّا اَلصَّائِغُ فَإِنَّهُ يُعَالِجُ غَبْنَ أُمَّتِي وَ أَمَّا اَلْقَصَّابُ فَإِنَّهُ يَذْبَحُ حَتَّى…
موسی بن جعفر(ع)فرمود: مردی خدمت پیغمبر رسید عرضکرد یا رسول الله من باین فرزندم نوشتن را آموختم بچه کاری بگذارمش فرمود: بهر کاری که خواهی اش وادار، مرد محترم، ولی به پنج کارش مگذار سبا و زرگر و قصاب و گندم فروش و بنده فروشش مکن عرضکرد: یا رسول الله سبا کیست؟ فرمود: آنکه کفن فروشی کند و در آرزوی مرگ امت من است در صورتی که من یک نوزاد از امت خودم را دوست تر دارم از آنچه آفتاب بر آن میتابد و اما زرگر برای اینکه او همواره با زیان امتم دست بگریبان است و اما قصاب برای اینکه آنقدر سر میبرد تا رحم از دلش میرود و اما گندم فروشی برای اینکه مواد خوراکی امت مرا انبار میکند و اگر بنده ای با دزد پیشه گی بمیرد بهتر است که با انبار داری چهل روز خوار و بار، و اما برده فروشی برای اینکه جبرییل نزد من آمد و گفت…
أَعْطَانِي اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَمْساً وَ أَعْطَى عَلِيّاً خَمْساً أَعْطَانِي جَوَامِعَ اَلْكَلِمِ وَ أَعْطَى عَلِيّاً جَوَامِعَ اَلْعِلْمِ وَ جَعَلَنِي نَبِيّاً وَ جَعَلَهُ وَصِيّاً وَ أَعْطَانِي اَلْكَوْثَرَ وَ أَعْطَاهُ اَلسَّلْسَبِيلَ وَ أَعْطَانِي اَلْوَحْيَ وَ أَعْطَاهُ اَلْإِلْهَامَ وَ أَسْرَى بِي إِلَيْهِ وَ فَتَحَ لَهُ أَبْوَابَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْحُجُبَ حَتَّى نَظَرَ إِلَى مَا نَظَرْتُ إِلَيْهِ.
ابن عباس گوید: شنیدم از پیغمبر که می فرمود: خدای تبارک و تعالی پنج چیز بمن عطا فرمود و پنج چیز بعلی(ع)گفتارهای پر مغز بمن عطا فرموده و دانش پر مغز بعلی مرا پیغمبر قرار داد و او را جانشین، مرا کوثر داد، و او را سلسبیل بمن وحی عنایت فرمود باو الهام مرا بعالم بالا برد و برای او درهای آسمانها را گشود و حجابها برداشت که هر چه من دیدم او هم دید
إِنَّ مَنْ تَعَلَّمَ اَلْعِلْمَ لِيُمَارِيَ بِهِ اَلسُّفَهَاءَ أَوْ يُبَاهِيَ بِهِ اَلْعُلَمَاءَ أَوْ يَصْرِفَ وُجُوهَ اَلنَّاسِ إِلَيْهِ لِيُعَظِّمُوهُ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ اَلنَّارِ فَإِنَّ اَلرِّئَاسَةَ لاَ تَصْلُحُ إِلاَّ لِلَّهِ وَ لِأَهْلِهَا وَ مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ فِي غَيْرِ اَلْمَوْضِعِ اَلَّذِي وَضَعَهُ اَللَّهُ فِيهِ مَقَتَهُ اَللَّهُ وَ مَنْ دَعَا إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ أَنَا رَئِيسُكُمْ وَ لَيْسَ هُوَ كَذَلِكَ لَمْ يَنْظُرِ اَللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَرْجِعَ عَمَّا قَالَ وَ يَتُوبَ إِلَى اَللَّهِ مِمَّا اِدَّعَى.
همانا هر که علم آموزد تا به وسیله آن با بیخردان درافتد و یا بر دانشمند ببالد و یا مردم را به خود متوجه سازد تا او را بزرگ شمارند، جایگاهش در دوزخ باد زیرا ریاست و سروری جز برای خدا و شایستگان نشاید و کسی که خود را در جایگاهی نهد که خداوند در غیر آن او را نهاده، خدا او را دشمن بدارد و هر کس مردم را به خود خواند و گوید من سرور شمایم در حالی که شایسته سروری نباشد، خدا به او نظر رحمت نمی نماید تا از آن ادعای ناشایست خود دست بردارد و به درگاه خدا توبه نماید.
قَالَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوَارِيِّينَ تَحَبَّبُوا إِلَى اَللَّهِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَيْهِ قَالُوا يَا رُوحَ اَللَّهِ بِمَا ذَا نَتَحَبَّبُ إِلَى اَللَّهِ وَ نَتَقَرَّبُ قَالَ بِبُغْضِ أَهْلِ اَلْمَعَاصِي وَ اِلْتَمِسُوا رِضَا اَللَّهِ بِسَخَطِهِمْ قَالُوا يَا رُوحَ اَللَّهِ فَمَنْ نُجَالِسُ إِذاً قَالَ مَنْ يُذَكِّرُكُمُ اَللَّهَ رُؤْيَتُهُ وَ يَزِيدُ فِي عِلْمِكُمْ مَنْطِقُهُ وَ يُرَغِّبُكُمْ فِي اَلْآخِرَةِ عَمَلُهُ.
عیسی بن مریم علیهما السلام به حواریون خود فرمود: خود را دوست خدا نمایید و به او تقرب جویید. عرض کردند: ای روح الله چگونه خود را دوست خدا سازیم و به او تقرب جوییم؟ فرمود: به وسیله دشمن داشتن مردم نافرمان و گناهکار و نیز خشنودی خدا را با به خشم آوردن آنان بجویید. گفتند: ای روح الله در این صورت با چه کسانی همنشین باشیم؟ فرمود: با آن که دیدارش شما را به یاد خدا اندازد و گفتارش بر علم شما بیفزاید و کردارش شما را به آخرت ترغیب نماید.
اَلْحَيَاءُ حَيَاءَانِ حَيَاءُ عَقْلٍ وَ حَيَاءُ حُمْقٍ فَحَيَاءُ اَلْعَقْلِ اَلْعِلْمُ وَ حَيَاءُ اَلْحُمْقِ اَلْجَهْلُ.
حیا دو گونه است: حیای خردمندانه و حیای احمقانه؛ پس حیای خردمندانه نشانه دانش است و حیای احمقانه، نشانه جهل و نادانی است.
اَلْعِلْمُ خَدِينُ اَلْمُؤْمِنِ وَ اَلْحِلْمُ وَزِيرُهُ وَ اَلْعَقْلُ دَلِيلُهُ وَ اَلصَّبْرُ أَمِيرُ جُنُودِهِ وَ اَلرِّفْقُ وَالِدُهُ وَ اَلْبِرُّ أَخُوهُ وَ اَلنَّسَبُ آدَمُ وَ اَلْحَسَبُ اَلتَّقْوَى وَ اَلْمُرُوءَةُ إِصْلاَحُ اَلْمَالِ .
دانش دمساز مومن است، بردباری وزیر اوست، عقل راهنمایش، شکیبایی فرمانده سپاه او، نرمش پدرش و نیکی برادرش است و نژاد از آدم علیه السلام دارد، خاندان از پارسایی و مردانگی در پاکسازی مال.
مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ.
اگر کسی بدون علم کاری انجام دهد، تباه سازی اش بیشتر از سازندگی اش خواهد بود.
رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعٌ اَلْخَطَأُ وَ اَلنِّسْيَانُ وَ مَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ مَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ مَا لاَ يُطِيقُونَ وَ مَا اُضْطُرُّوا إِلَيْهِ وَ اَلْحَسَدُ وَ اَلطِّيَرَةُ وَ اَلتَّفَكُّرُ فِي اَلْوَسْوَسَةِ فِي اَلْخَلْقِ مَا لَمْ يَنْطِقْ بِشَفَةٍ وَ لاَ لِسَانٍ .
از امت من نه چیز برداشته شد: خطا، فراموشی، آنچه بر آن وادار شوند، آنچه ندانسته انجام دهند، آنچه طاقت فرساست، آنچه به آن ناچارند، حسد، فال بد و افکاری که ناشی از وسوسه در جهان آفرینش است تا به لب و زبان نیاورند. این روایت معروف به«حدیث رفع»است و فقها به تفصیل در باره این حدیث سخن گفته اند .
لاَ يَحْزَنْ أَحَدُكُمْ أَنْ تُرْفَعَ عَنْهُ اَلرُّؤْيَا فَإِنَّهُ إِذَا رَسَخَ فِي اَلْعِلْمِ رُفِعَتْ عَنْهُ اَلرُّؤْيَا.
کسی از شما از اینکه خواب دیدن از او برداشته شده است غمگین نباشد؛ زیرا هر گاه کسی در علم و دانش ریشه دار و محکم شد، خواب دیدن از او برداشته شود.