الا انَّ الدُّنیا قَدِ ارْتَحَلَت مُدبِرَةً وَالآخِرَةَ قَدِ احْتَمَلَت مُقبِلَةً الا وَانَّکم فی یومِ عَمَلٍ لا حِسابَ فیهِ وَیوشَک ان تَکونوا فی یومِ حِسابٍ لَیسَ فیهِ عَمَلٌ. وَانَ اللّهَ یعطِی الدُّنیا مَن یحِبُ وَیبغِضُ وَلا یعطِی الآخِرَةَ الّا لِمَن یحِبُّ وَإنَّ لِلدُّنیا أبناءٌ وَلِلآخِرَةِ أبناءٌ فَکونُوا مِن أبناءِ الآخِرَةِ وَلا تَکونُوا مِن أبناءِ الدُّنیا، انَّ شَرَّ ما اتَخَوَّفُ عَلَیکم: اتّباعُ الهَوی وَطولُ الامَلِ فَاتّباعُ الهَوی یصرِفُ قُلوبَکم عَنِ الحَقّ وَطُولُ الأمَلِ یصرِفُ هِمَمَکم الَی الدُّنیا وَما بَعدَهُما لِأحَدٍ مِن خَیرٍ یرجاهُ فی دُنیا وَلا آخِرَة.
آگاه باشید که دنیا (بار سفر را بسته و) پشت کرده و رفته و آخرت (پربار) در حال آمدن است. بدانید شما در روزی هستید که روز عمل است و حسابی در کار نیست و به زودی روزی فرا می رسد که روز حساب است، نه عمل. خدا دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد و آخرت را تنها به دوستان خود عطا می کند. هر یک از دنیا و آخرت فرزندانی دارند. پس (بکوشید) شما از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا.
به درستی بدترین چیزی که برای شما از آن می ترسم دو چیز است. پیروی از هوای نفس و آرزوهای دور و دراز. پیروی هوی دل هایتان را از مسیر حق منحرف می گردانَد و درازی آرزو، تمام فکر شما را متوجّه دنیا می کند. هر که این دو صفت را داشت هیچ خیر و سعادتی، نه در دنیا و نه در آخرت نصیب او نخواهد شد.
- بحارالانوار، ج 74، ص 188
عَن ابنِ عَبّاسٍ قالَ: سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ: انَّهُ ما سَکنَ حُبُّ الدُّنیا قَلبَ عَبدٍ الّا التاطَ فیها بِثَلاثٍ: شُغلٍ لا ینفَدُ عَناؤُهُ وَ فَقرٍ لا یدرَک غِناهُ وَامَلٍ لا ینالُ مُنتَهاهُ. الا انَّ الدُّنیا وَالآخِرَةَ طالِبَتانِ وَمَطلوبَتانِ فَطالِبُ الآخِرَةِ تَطلُبُهُ الدُّنیا حَتّی یستَکمِلَ رِزقَهُ وَطالِبُ الدُّنیا تَطلُبُهُ الآخِرَةُ حَتّی یأخُذَهُ المَوتُ بَغتَةً.
ابن عبّاس می گوید شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرکه گرفتار دوستی دنیا گردد سه بلا دامنگیرش می شود: اشتغال فکری ای که بر اثر آن خستگی اش تمام نمی شود، فقری که بی نیازی با آن نیست و آرزوهای طولانی که پایان ندارد. آگاه باشید که دنیا و آخرت هم طالبند و هم مطلوب، پس هرکه سراغ آخرت رفت دنیا خودش به سراغ او می آید تا از روزی خود به طور کامل بهره برداری کند. و خواهان دنیا، آخرت به سراغش می آید تا اینکه مرگ ناگهانی او را دریابد و به کام خود فرو کشد.
- بحارالانوار، ج 74، ص 188
مَن تَوَکلَ علَی اللّهِ کَفاهُ مُؤنَتَهُ وَ رَزَقَهُ مِن حَیثُ لَا یَحتَسِب.
هر که به خدا توکل کند، خداوند، هزینه او را کارسازی می کند و از جایی که گمان نمی بَرد، به او روزی می رساند.
ایها النّاسُ هذِهِ دارُ تَرَحٍ لا دارُ فَرَحٍ، دارُ التِواءٍ لا دارُ اسْتِواءٍ، فَمَن عَرَفَها لَم یفرَح لِرَجاءٍ وَ لَم یحزَن لِشَقاءٍ. الا وَ انَّ اللّهَ خَلَقَ الدُّنیا دارَ بَلوی وَالآخِرَةَ دارَ عُقبی، فَجَعَلَ بَلوَی الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَةِ سَبَباً.
ای مردم، دنیا خانه غم و اندوه است نه خانه شادی و خنده، منزلی است که با پیچیدگی و سختی آمیخته است. دنیا خانه ای نیست که همه چیزش هموار و صاف باشد.
پس کسی که ماهیت آن را شناخت نه با کامیابی ها و پیروزی هایش خوشحال می شود و نه با شکست هایش ناراحت و غمگین. بدانید خداوند دنیا را جای بلا و آزمایش آفریده است و آخرت را جای پایان کار، ازاین رو سختی و بلای دنیا را سبب ثواب و پاداش آخرت قرار داده است.
- بحارالانوار، ج 77، ص 187
َیسَ شَی ءٌ یباعِدُکم مِن النّارِ الّا وَقَد ذَکرتُهُ لَکم وَ لا شَی ءٌ یقَرّبُکم مِن الجَنَّةِ الّا وَ قَد دَلَلتُکم عَلَیهِ انَّ رُوحَ القُدُسِ نَفَثَ فی رَوعی انَّهُ لَن یموتَ عَبدٌ مِنکم حَتّی یستَکمِلَ رِزقَهُ فَاجمِلوا فِی الطَّلَبِ فَلا یحمِلَنَّکمُ استِبطاءُ الرّزقِ عَلی ان تَطلُبوا شَیئاً مِن فَضلِ اللّهِ بِمَعصِیتِهِ فَإنَّهُ لَن ینالَ ما عِندَ اللّهِ الّا بِطاعَتِهِ الا وَ انَّ لِکلّ امْرِی ءٍ رِزقاً هُوَ یأتیهِ لا مَحالَةَ فَمَن رَضِی بِهِ بُورِک لَهُ فیهِ وَ وَسِعَهُ وَ مَن لَم یرضَ بِهِ لَم یبارَک لَهُ فیهِ و لَم یسَعْهُ انَّ الرّزقَ لَیطلُبُ الرَّجُلَ کما یطلُبُهُ اجَلُهُ.
آنچه شما را از آتش جهنّم دور می سازد برای شما بیان کردم و آنچه شما را به بهشت نزدیک می کند به خوبی برایتان شرح دادم و چیزی را فروگذار نکردم. به من وحی شد که کسی نمی میرد مگر اینکه روزی او کامل شود پس در طلب روزی اعتدال را مراعات کنید. مبادا کندی (و کمی و عقب افتادن) روزی، شما را وادارد برای طلب آن مرتکب گناه شوید، زیرا کسی به نعمت هایی که نزد خداست نمی رسد مگر به سبب فرمانبری او. بدانید هر کسی بهره ای از روزی دارد که ناچار به سراغ او می آید. پس کسی که به روزی خود قانع باشد رزق او مبارک می شود و وسعت می یابد و کسی که بدان قانع و راضی نباشد برکت و وسعت نمی بیند. رزق به سراغ آدمی می آید همان گونه که مرگ به سراغ آدم می آید.
- بحارالانوار، ج 77، ص 185
عَن ابی هُرَیرَةٍ قالَ: بَینا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله جالِسٌ إذ رَأیناهُ ضاحِکاً حَتّی بَدَت ثَنایاهُ، فَقُلنا: یا رَسولَ اللّه، مِمّا ضَحِکتَ؟ فَقالَ: رَجُلانِ مِن امَّتی جیئا بَینَ یدَی رَبّی فَقالَ احَدُهُما یا رَبّ خُذ لی بِمَظلِمَتی مِن آخَرِ فَقالَ اللّهُ تَعالی: اعطِ اخاک مَظلِمَتَهُ. فَقالَ: یا رَبّ لَم یبقَ مِن حَسَناتی شَی ءٌ. فَقالَ: یا رَبّ فَلیحمِل مِن اوزاری. ثُمَّ فاضَت عَینا رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله وَ قالَ: انَّ ذلِک الیومَ لَیومٌ تَحتاجُ النّاسُ فیهِ الی مَن یحمِلُ عَنهُم أوزارَهُم. ثُمَّ قالَ اللّه تَعالی لِلطّالِبِ بِحَقّهِ: ارفَع بَصَرَک الَی الجَنَّةِ…
از ابوهریره نقل شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود که دیدیم خندید به گونه ای که دندان های پیشین او ظاهر شد. به حضرتش گفتیم: ای پیامبر خدا، از چه خندیدید؟ فرمود: دو مرد از امّتم را نزد خداوند تعالی آوردند. یکی از آن دو گفت: خدایا، حقّم را از دیگری بگیر.
خدای تعالی فرمود: حقّ برادرت را بپرداز. گفت: خدایا، چیزی از حسناتم باقی نمانده است که بخواهم در مقابل ظلمی که به این شخص کرده ام به او بدهم.
مظلوم گفت: خدایا، پس گناهان مرا به دوش بکشد.
آن گاه چشمان رسول خدا صلی الله علیه و آله گریان شد و فرمود: آن روز روزی است که مردم محتاجند به کسی که گناهانشان را بر دوش بکشد. بعد حضرت فرمود: سپس خداوند تعالی به طالب حق فرمود: نگاهی به بهشت کن چه می بینی؟ او سرش را بلند کرد نگاهی به بهشت…
- بحارالانوار، ج 77، ص 180؛ در این حدیث که خبر از قیامت به صورت ماضی ذکر شده شاید علّتش این است که مضارع یقینیالوقوع در حکم ماضی است، یا نوعی مکاشفه برای حضرت است، زیرا مکاشفه هم ممکن است در عمود زمان واقع شود و انسان آینده را ببیند.
عَن ابنِ عَبّاسٍ قالَ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلی الله علیه و آله یقولُ فی خُطبَتِهِ: انَّ المُؤمِنَ بَینَ مَخافَتَینِ: یومٌ قَد مَضی لا یدری مَا اللّهُ قاضٍ فِیهِ وَیومٌ قَد بَقِی لا یدری مَا اللّهُ صانِعٌ بِهِ فَلیأخُذِ العَبدُ لِنَفسِهِ مِن نَفسِهِ وَمِن دُنیاهُ لِآخِرَتِهِ وَمِن شَبابِهِ لِهَرَمِهِ وَ مِن صِحَّتِهِ لِسُقمِهِ وَ مِن حَیاتِه لِوَفاتِهِ. فَوَ الَّذی نَفسی بِیدِهِ ما بَعدَ المَوتِ مِن مُستَعتَبٍ وَلا بَعدَ الدُّنیا مِن دارٍ، الّا الجَنَّةَ اوِالنّارَ.
از ابن عبّاس نقل است که شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه اش فرمود: مؤمن (همیشه) بین دو ترس است: نمی داند که خداوند در مورد روزی که بر او گذشته است چه قضاوتی می کند و نمی داند که خداوند با او در روزی که باقی مانده است چه می کند. ازاین رو باید هر بنده ای از وجود خود (برای سعادت و کمال) و از دنیا برای آخرت و از جوانی برای پیری و از سلامتی برای بیماری و از زندگی برای مرگ خود بهره برداری کند، قسم به کسی که جانم در دست اوست بعد از مرگ هیچ عذر و بهانه ای پذیرفته نمی شود و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا جهنّم نیست.
- بحارالانوار، ج 77، ص 177
عَن ابی الدَّرداءِ قالَ: خَطَبَنا رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله یومَ جُمُعَةٍ فَقالَ: ایها النّاسُ، توبوا الَی اللّهِ قَبلَ ان تَموتوا وَ بادِروا بِالأعمالِ الصّالِحَةِ قَبلَ ان تَشتَغِلوا وَأصلِحوا الَّذی بَینَکم وَ بَینَ رَبّکم تَسعَدوا وَ اکثِروا مِن الصَّدَقَةِ تُرزَقوا وَأمُروا بِالمَعروفِ تُحصَنوا وَانتَهوا عَن المُنکرِ تُنصَروا.
از ابی درداء روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله روز جمعه ای برای ما خطبه ایراد کرد، فرمود: ای مردم، پیش از مرگ به سوی خدا بازگردید و توبه کنید و پیش از آنکه آسودگی خاطر از شما گرفته شود و در تنگناهای زندگی قرار گیرید به کارهای نیک بپردازید. رابطه خود را با خدا اصلاح کنید تا سعادتمند و بهروز شوید. بسیار صدقه بپردازید تا خدا به شما روزی دهد. امر به معروف کنید تا در قلعه محکم الهی قرار گیرید (و در امان باشید) و از منکر دست بردارید تا خدا شما را یاری رسانَد.
- بحارالانوار، ج 77، ص 176
عَن عَلقَمَةِ بنِ الحَصینِ قالَ: سَمِعتُ قَیس بن عاصِمِ المِنقَری یقولُ: قَدِمتُ عَلی رَسولِ اللّهِ صلی الله علیه و آله فی وَفدٍ مِن جَماعَةٍ مِن بَنی تَمیمٍ، فَقالَ لی: اغتَسِل بِماءٍ و سِدرٍ. فَفَعَلتُ، ثُمَّ عُدتُ إلَیهِ وَ قُلتُ: یا رَسولَ اللّهِ، عِظنا عِظَةً نَنتَفِعُ بِها. فَقالَ: یا قَیسُ، إنَّ مَعَ العِزّ ذُلًّا وَانَّ مَعَ الحَیاةِ مَوتاً وَانَّ مَعَ الدُّنیا آخِرَةً وَانَّ لِکلّ شَی ءٍ حَسیباً، وَ عَلی کلّ شَی ءٍ رَقیباً وَ انَّ لِکلّ حَسَنَةٍ ثَواباً وَلِکلّ سَیئَةٍ عِقاباً.
از علقمة بن حصین روایت شده است که قیس بن عاصم- یکی از اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله- می گفت: روزی با جمعی از قبیله بنی تمیم خدمت حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدم ایشان به من دستور داد برو با آب و سدر غسل کن. من دستور حضرت را انجام دادم و به سوی او بازگشتم و سپس عرض کردم: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله، به ما اندرزی بده تا از آن بهره مند شویم. حضرت در پاسخ فرمود: ای قیس، بدان که همراه عزّت، ذلّت و به دنبال حیات، مرگ و همراه دنیا، آخرت است و برای هر چیزی حسابگر و بر فراز هر چیزی مراقبی و برای هر کار نیکی پاداش و در برابر هر کردار ناپسندی مجازاتی است.
- بحارالانوار، ج 77، ص 175
قال رسول الله صلی الله علیه وآله: مَن سَرَّهُ أنْ یحْیا حَیاتی وَ یمُوتَ مَماتی وَ یسْکنَ جَنَّةَ عَدْنٍ غَرَسَها رَبّی فَلْیوالِ عَلِیاً مِنْ بَعْدی وَلْیوالِ وَلِیهُ، وَلْیقْتَدِ بِالْأئِمَّةِ مِنْ بَعْدی، فَإنَّهُمْ عِتْرَتی، خُلِقُوا مِنْ طینتی، رزِقُوا فَهْماً وَ عِلْماً، وَ وَیلٌ لِلْمُکذِّبینَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أمَّتی، القاطِعینَ فیهِمْ صِلَتی، لا أنا لَهُمُ اللهُ شَفاعَتی.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
هر که بدین دلشاد است که چون من زیست کند، و چون من بمیرد، و در بهشت عدن که پروردگار درختان آن را غرس کرده است جای گیرد، بایستی بعد از من از علی هواداری کند و هوادار هواداران او باشد، و از امامان پس از من پیروی کند؛ زیرا آنان عترت من هستند، از سرشت من آفریده شده اند و فهم و علم روزی آنان ساخته اند. پس بدا بر تکذیب کنندگان از امت من که پیوند مرا درباره آنان بگسلد، خداوند شفاعت مرا شامل حالشان نگرداند.
- حلیة الاولیاء، 86: 1؛ تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 95: 2/ 596؛ کنزالعمال، 6/ 217؛ منتخب کنز العمال (چاپ شده در حاشیه المسند، 945) و غیر آن مثل فرائدالسمطین، کفایة الطالب؛ مسند احمد، مناقب علی علیه السلام و. ... نک: کتاب دیگر ما به نام امان الأمة من الضلال و الاختلاف و در کنز العمال نیز مانند آن از زیاد بن مطرف، 6/ 55 نقل شده است.
عن عمّار بن یاسر، سمعنا رسول الله صلی الله علیه وآله یقول: عَلِی مَعَ الْحَقُّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِی، لا یفْتَرِقانِ حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ یوْمَ القِیامَةِ.
عمّار بن یاسر گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
علی با حق است و حق با علی است؛ این دو از یکدیگر جدا نمی شوند تا در رستاخیز در کنار حوض کوثر بر من درآیند.
- المعیار و الموازنه اسکافی، 119. و در تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام) 153: 3/ 1172 از ابو ثابت غلام ابوذر نقل شده که گفت: روزی نزد امّ سلمه رفتم دیدم علی را یاد کرده می گریست و می گفت: از رسول خدا صلی الله علیه وآله شنیدم که فرمود: «علی با حق و حق با علی است و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا در قیامت در کنار حوض بر من وارد آیند.» از عبدالرحمن بن سعید نقل است که گفت: ما به اتفاق گروهی از مهاجران در حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله شرفیاب بودیم که علی از آنجا گذشت. پیامبر فرمود: «حق با این است.» این سخن را هیثمی درمجمع الزوائد، 234: 7 و ابن عساکر در تاریخ دمشق (ترجمة الامام علی علیه السلام)، 153: 3/ 1171 نقل کرده اند: و از ابوموسی اشعری نقل است که رسول اعظم صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: «تو با حقی و حق با تو است.» به روایت جناب عینی در مناقب سیدنا علی، 29 و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه، 18/ 24. مانند این کلام از عایشه در کتاب مناقب سیدنا علی، 15، نقل شده است. و در مجمع الزوائد، 134: 9 هیثمی از امّ سلمه نقل کرده که او هماره می گفت: «علی بر محور حق بود، هر کسی که از او تابعیت نمود، از حق پیروی نمود و کسی که او را رها ساخت، حق را رها کرد. این میثاقی است که پیش از این گرفته شده است.» نیز نک: الامامة و السیاسة از دینوری، 78: 1؛ صحیح ترمذی، 133: 5/ 3114؛ المستدرک علی الصحیحین، 124: 3؛ مجمع الزوائد، 233: 7.
عن معاذ الغفاریة: کنْتُ أنیساً لِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله أخْرُجُ مَعَهُ فی الأسْفار، اقُومُ عَلَی الْمَرْضی، وَ اداوِی الْجَرْحی. فَدَخَلْتُ عَلی رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وآله بِبَیتِ عائِشَةَ وَ عَلِی خارِجٌ مِنْ عِنْدِها، فَسَمِعْتُهُ یقوُلُ لِعائِشَةَ: إنَّ هذا أحَبُّ الرِّجالِ إلَی وأکرَمهُم عَلَی، فَاعْرِفی لی حَقَّهُ، وَ أکرِمی مَثْواهُ.
از معاذ غفاری روایت است که گفت:
من انیس و همدم رسول خدا صلی الله علیه وآله بودم به طوری که با ایشان به سفرها می رفتم، و از سوی آن جناب بر بالای سر مریض ها حاضر می شدم، و جراحت زخم خوردگان را مداوا می کردم. روزی به دیدار پیامبر که در بیت عایشه بود رفتم در این هنگام علی در خارج از منزل حضور داشت. شنیدم حضرت، سفارش علی را به عایشه می کرد و فرمود: «این محبوب ترین مردان نزد من و گرامی ترین آنها برای من است، پس به خاطر من حق او را بشناس و جایگاه او را گرامی بدار.»
- الاصابة فی تمییز الصحابة، ابن حجر عسقلانی (چاپ قاهره، 1328 ه، ط 1) 403: 4، ترجمه لیلی الغفاریه. و نیز ابن اثیر جزری در اسدالغابة (چاپ بیروت، دار احیاء التراث العربی) 547: 5.